1 - وسواس چیست؟

وسواس چیست؟

تهیه و تنظیم: مرضیه قهرمانی (کارگروه روانشناسی و قران موسسه خانواده سلامت بنیان)

وسواس چیست؟

وسواس فکری

وسواسهای فکری افکار، تکانه ها و تصورات مزاحم و تکراری هستند که ناخواسته به ذهن می آیند و در نظر فرد اموری غیر عقلانی و مهار نشدنی جلوه می کنند›.[۶۰]

با اینکه بسیاری از ما ممکن است تجارب زودگذر مشابهی داشته باشیم، قدرت و فراوانی این وسواسهای فکری در بیماران به قدری بالاست که کارکرد بهنجار آنان را در هم می ریزد. از نظر بالینی، شایعترین وسواسهای فکری عبارتند از ترس از آلودگی، ترس از بروز تکانه های جنسی یا پرخاشگری، یا ترسهای خود بیمار انگارانه راجع به بد کاریهای بدن، همچنین ممکن است وسواسهای فکری به صورت تردید. تنبلی و اهمال کاری، و بلا تکلیفی مفرط پدیدار شود. تفکر وسواسی از لحاظی مثل پدیده نگرانی است که خصیصه معرف اختلال اضطراب فراگیر به شمار می آید. این نوع تفکر سرشار از نگرانیهای افراطی با ماهیت نشخواری راجع به احتمال وقوع اتفاقات منفی نامحتمل تفاوت میان این دو نوع تفکر در این است که فرد مبتلا به  OCD اشتغالات فکری خود را بیگانه با خود ناهمخوان می داند. یعنی آنها فکرهای مزبور را مسایلی می دانند که بیرون  به آنان تحمیل می شود و معنای چندانی ندارد و بر عکس، فرد مبتلا به GAD قادر است در باب نگرانی خود چنان سخنان منطقی داشته باشد که آن را توجیه کند.[۶۱]

 وسواس عملی

وسواس عملی عبارت است از رفتار با اعمال ذهنی تکراری که بیمار برای کاهش پریشانی ناشی از افکار وسوسه آمیز با  جلوگیری از رویدادی هولناک انرا انجام می دهد›.[۶۲]

این اعمال هیچ گونه ارتباط واقعی با هدف ظاهری اش ندارد یا آشکارا دارای ارتباطی اغراق آمیز است. غالبا کسی که به صورت دائمی عمل خاصی را تکرار  می کند، از این می ترسد که در صورت عدم اجرای آن، عواقب هولناکی نصیبش شود. ممکن است تعداد دفعاتی که یک عمل تکرار می شود، حیرت آور باشد.

وسواسهای عملی که معمولا گزارش می شوند عبارتند از : کوشش برای پاکیزگی و نظم، اجتناب از اشیاء خاص، مبادرت به اعمال تکراری، جادویی و حفاظتی،  وارسی کردن، اجرای عملی خاص، رایج ترین نتیجه نامطلوب اختلال وسواسی فکری عملی، تاثیر نامطلوب آن بر روابط فرد با دیگران، به خصوص با اعضای خانواده است.[۶۳]

وسواس در اسلام

دو دلی، تردید و شکی که در ضمیر انسان پدید می آید؛

شک و شبهه در عبادات و احکام مذهبی، بخصوص در طهارت و نجاست؛

آنچه شیطان در دل انسان افکند و او را به کار بد برانگیزاند؛

ایجاد امری بی نفع یا ضرر در ضمیر کسی توسط نفس شخص یا توسط شیطان که نیروی محرّک انسان به انجام بدی هاست.

نکته قابل ذکر در مورد وسواس این است که طبق متون و منابع اسلامی، وسواس فقط در اعمال انسان تجلّی پیدا نمی کند، بلکه به اندیشه او نیز راه می یابد. مرحوم علّامه مجلسی ضمن شرح یک روایت می گوید: «وسوسه سخن بیهوده و بی سودی است که نفس و شیطان در روح انسان پدید می آورند.»

همچنین از شیخ مفید نیز نقل گردیده که «وسوسه» عبارت است از تحریک افعال و اعمال و نیات باطل انسانی به وسیله عوامل شیطانی.

میر سید شریف جرجانی ، مؤلف ترجمان القرآن، «وسوسه» را چنین تعریف کرده است: « اندیشه بد در دل کرده» و در تعریف «وسواس» چنین می گوید: « دیو وسوسه کننده یعنی اندیشه بد در دل افکننده ». نسبت دادن این وسوسه ها یا اندیشه های بد به دیو یا شیطان از غایت اجباری بودن افکار وسواسی حکایت می کند.

به طور کلی، از روایات می توان نتیجه گرفت که:

اولاً، وسوسه یا وسواس نوعی اختلال روانی است.

ثانیا، با اضطراب و ترس همراه است.

ثالثا، وسوسه و ذهاب عقل و کثره التخلیط در اختلال روانی باهم مشترکند.

رابعا، مراد از وسوسه، وسوسه فکری است و از این رو، از آن به « شیطان الوسوسه» تعبیر شده است؛ زیرا شیطان کارش این است که افراد را به افکار ناخواسته و مذموم بکشاند تا به وسیله آن ، رفتاری ناپسند از آن ها صادر شود.

 

عوارض وسواس

یحیی سید محمدی انواع متفاوت وسواس را این گونه ذکر کرده است:

۱) ترس : فرد وسواسی همواره می ترسد که دچار حادثه ناگوار شود ( اگر از خیابان عبور کنم، تصادف خواهم کرد) بیمار حتی گاهی برای رهایی از ترس خود که البته کاملاً بی دلیل است دست به کارهای خطرناک می زند.

۲) اجبار و لزوم : فرد در خود احساس الزام به انجام عملی دارد و ناچار است اعمال و رفتاری را به صورت اجباری انجام دهد، بطوریکه فرد با وجود آگاهی از بیماری اش خود را مجبور به انجام رفتارهای تکراری می داند.

۳) احساس ناتوانی : در مواجهه با مشکل، احساس ناتوانی و درماندگی می کند و قادر به کنترل آن نیست.

۴) دقت و نظم افراطی : فرد در تکرار رفتارهای وسواسی دقیقاً از نظم و ترتیب خاصی پیروی می کند که موجب آزار اعضای خانواده می شود. هر چیزی سر جای خاصی و به شکل خاصی که او دلش می خواهد .

۵) پرخاشگری : گاهی برای انجام رفتارهای وسواسی دست به کارهایی می زند که با پرخاشگری و عصبانیت و حتی خودآزاری همراه است.

۶) وارسی کردن : شخص وسواسی وقتی کاری می کند از انجام آن اطمینان ندارد. مثلاً موقع خروج از منزل دچار تردید می شود: «آیا در را قفل کرده ام؟» «آیا گاز را خاموش کرده ام ؟» و …

۷) شک در انجام فرائض دینی : مثلاً هنگام نماز خواندن وقتی اعمال اولیه را انجام می دهد به این فکر می افتد که آیا تکبیره الاحرام را گفته یا نه ؟ رکعت سوم است یا چهارم؟ وضو را صحیح انجام داده یا نه ؟

۸) تکرار : فرد عملی را بارها انجام می دهد، مثلاً دست خود را بارها و بارها می شوید تا شاید آرام بگیرد.

۹) آداب و رفتار خرافی : چنانچه فردی به این نوع وسواس مبتلا شده با شد به برخی از اشیاء خاص حساسیت نشان می دهد. ممکن است معتقد باشد اگر موقع خروج از منزل به شی ء خاص (قفل، دستگیره) دست نزند اتفاق بدی می افتد و یا اشیاء و روزهای خاصی را نحس و یا موجب بدشانسی می داند.

سبب شناسی اختلال وسواس جبری

هرچند دلایل ابتلاء به اختلال وسواس فکری(OCD) کاملا شناخته شده نیست، اما موارد زیر تاثیر زیادی در ابتلاء به این بیماری دارد:

  1. تغییرات جسمی و بدنی، چراکه اختلال وسواس فکری می‌تواند بدلیل تغییرات در عملکرد مغز و یا بدن باشد. همچنین اختلال وسواس فکری می‌تواند دلایل ژنتیکی هم داشته باشد.
  2. محیط، چراکه اختلال وسواس می‌تواند، بدلیلعادات رفتاری که شما در طول زمان آموخته‌اید، باشد.
  3. کمبودسروتونین، چرا که سروتونین ناکافی در بدن می‌تواند، باعث ابتلاء به اختلال وسواس فکری (ODC) شود. همچنین افرادیکه دچار اختلال وسواس فکری هستند و داروهای افزایش سروتونین مصرف می‌کنند، وضعیت بهتری نسبت به سایر افراد مبتلا به این بیماری دارند.

همچنین عوامل دیگری‌که می‌تواند بر ابتلاء به این بیماری موثر باشند، شامل:

سابقه خانوادگی: چراکه درصورتیکه والدین و یا سایر اعضای خانواده شما مبتلا به این بیماری باشند، خطر ابتلای شما به این بیماری را افزایش می‌دهد.

یاد گیری: فرزندانی که با افراد وسواسی در خانواده تعامل بیشتری داشته باشند احتمال بروز بیماری     در آن ها زیادتر است. تشویق و ترغیب رفتار های وسواسی (نظم بیش از حد، دقت بیش از اندازه در وضو گرفتن و غیره) از طرف والدین و مربیان نیز می تواند به شکل گیری اختلال وسواس منجر شود.
سخت گیری : کنترل بیش از حد والدین نسبت به فرزندان، احتمال شکل گیری بیماری وسواس را در آن ها افزایش می دهد.
بیماری در دوران کودکی: گاهی آسیب های مغزی در دوران کودکی به دلیل ابتلا به بیماری های مختلف در بروز وسواس مؤثر است.
آشفتگی خانواده: به عقیده ی بعضی از محققان حدود ۵۰ درصد وسواس هاى افراد در سنین جوانى از دوران کودکى پایه گذارى شده و تاریخچه ی زندگى آن ها نشان می دهد که در دوران کودکى تضاد ها و کشمکش های زیادی را در خانواده تجربه کرده اند.
شیوه ی تربیتی والدین: بررسی ها نشان مى دهد مادران حساس، مضطرب و کمال گرا ناخواسته زمینه را براى مبتلا شدن فرزندانشان به وسواس فراهم مى کنند. افراد وسواسی معمولا والدینى سخت گیر، خشک و انعطاف ناپذیر و بسیار مقرراتی دارند و بیش از اندازه به نظافت، نظم و تربیت تأکید می کنند.
تحقیر کودک: عده اى از بیماران وسواسى کسانى هستند که دائما این عبارت به گوششان خورده است که آدم بى عرضه اى هستى! لیاقت ندارى! در خور آدم نیستى! به درد زندگى نمى خورى! این گونه برخوردها بعدا زمینه را براى ناراحتى عصبى و یا وسواس آنها فراهم کرده است.
ناامنى ها: پاره اى از تحقیقات نشان داده اند افرادی که دوران کودکى آشفته اى داشته اند که با ترس و ناامنى همراه بوده، بعدها دچار اختلال وسواس شده اند. آن ها در کودکى همواره نگران تأیید نشدن کارها و رفتارشان از طرف والدین و مربیان بوده اند و برای جلب رضایت آن ها سعى داشته اند که در کارها و رفتارهای خود به صورت افراطی دقت کنند.
منع: گاهى علت وسواس فرد تجربه ی منع هاى شدید و باید و نباید های افراطی در دوران کودکى و حتى نوجوانى و جوانى است.
ویژگی های شخصیتی والدین: اغلب وسواسى ها والدین لجوج داشته اند که در وظیفه خواهى از فرزندان سماجت بسیار نشان مى داده اند.
ایرادگیر و عیب جو بوده اند و اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى دیدند، آن را به رخ فرزندان مى کشیدند.
خسیس بوده اند به طورى که کودک براى دست یابى به هدفى ناگزیر به شیوه اى اصرارآمیز بوده است.
افرادى کم گذشت، طعنه زن، ملامتگر بوده اند و کودک سعى مى کرده مراقب رفتار خود باشد تا مورد سرزنش قرار نگیرد.

زندگی پر از استرس: درصورتیکه حساسیت شما نسبت به استرس بالاست، خطر ابتلایتان به وسواس نیز بیشتر است.

عوارض ابتلا به اختلال وسواس جبری

عوارضی و مشکلاتی که ممکن است همراه ابتلاء به اختلال وسواس فکری وجود داشته باشد، شامل:

  1. خطر خودکشی
  2. خطر اعتیاد به الکل و یا موادمخدر
  3. سایر اختلالت اضطرابی
  4. افسردگی
  5. اختلالات خوردن
  6. عدم توانایی در انجام کارهای روزانه و یا مدرسه
  7. مشکل در برقرای ارتباط
  8. کاهش کیفیت زندگی

تا چه اندازه خرافات با OCD ارتباط دارند ؟

خرافات در همه فرهنگ ها شایع می باشد و اغلب با سحر و جادو و طالع بینی همراه می باشد . وقتی که بیش از اندازه مطرح باشند به مذهب و یا به علم گرایش پیدا می کنند و اینها کوشش هایی هستند که سعی دارند توضیحاتی برای یکسری از علل وقایع و تاثیرات آنها و همچنیــن پیش بینی وقایع آینده را پیدا کنند . از خرافات بسیار سـاده و شایع می توان به تفکرات طبیعی دوران کودکی اشاره کرد . به عنوان مثال وقتی ما باور کنیم که می توانیم با آرزو کردن باعث وقوع بعضی چیزها و یا جلوگیری از وقوع چیزهای بد شویم در واقع به نوعی خرافات کودکانه معتقد شده ایم . اما وقتی خرافات به دوران بزرگسالی ادامه پیدا می کنند ، این امر منجر به ترس و ناامنی می شود و همین امر باعث می شود که بیشتر احساس کنیم که تحت کنترل سرنوشت خود هستیم . (جمالفر،سیاوش،۱۳۸۵،ص۳۵)

اعمال خرافی در OCD خیلی شبیه به خرافات عادی می باشند ، با این تفاوت که بسیار پیچیده و طولانی مدت   می باشند. اینها بسیار شبیه به وسواس های عملی هستند که در آخر باعث ناتوان شدن فرد می شوند ، و زمانی انجام دادن آنها به آخر می رسد که فرد احساس آرامش بکند . چنانچه فرد مبتلا به OCD اعمال تشریفاتی را به طور کامل یا به طور صحیح در زمان درست انجام نداده باشد ، به طور خرافی باعث جلوگیری و خنثی شدن وقایع بدی می شوند که در ذهن فرد ظاهر شده اند. در این زمینه به این مثالها می توان اشاره کرد : شمردن اعداد بخصوص ، شمردن تا عدد خاص موهوم ، تکرار کردن کلمات خاص و یا موهوم ، به روش خاصی قدم زدن و به روش معینی لمس کردن چیزهای بخصوص . خرافات حتی می تواند با اجتناب کردن از شمردن اعداد معین ، اجتناب از رنگ ها ، ایده ها و کلمات خاصی که با وقایع بد در ارتباط هستند ، مرتبط باشد. (منبع فوق، ص ۳۶)

وسواس در چه کسانی بروز می کند؟

الف) در رابطه با سن

تجارب حیات عادی افراد نشان می‏دهد که وسواس همگام با بلوغ و در غلیان شهوت در افراد پایه گرفته و تدریجا رشد می‏کند. اگر در آن ایام شرایط برای درمان مساعد باشد بهبودهای نسبی و دوره‏ای پدید می‏آید وگرنه بیماری سیر مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جایی که خود بیمار به ستوه می‏آید.

ب) در رابطه باهوش:

بررسیهای علمی نشان داده‏اند که وضع هوشی آنها در سطحی متوسط و حتی بالاتر از حد متوسط است. وسواسی‏هایی که دارای هوش اندک و یا با درجه ضعیف باشند بسیار کمند بر این اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم ‏هوشی شان شود.

ج) در رابطه با شخصیت و محیط:

تجارب نشان داده‏اند آنهایی که در زندگی شخصی حساس‏ترند امکان ابتلایشان به بیماری وسواس بیشتر است و غلبه وسواس بر آنها زیادتر است. در بین فرزندانی که والدینشان معمولا محکومشان می‏کنند این بیماری بیشتر دیده می‏شود.

پاره‏ای از تحقیقات نشان داده‏اند که شخصیت والدین و حتی صفات ژنتیکی، روابط همگن خویی و محیطی در این امور مؤثرند بهمین نظر وسواس در بین دوقلوهای یکسان بیشتر دیده می‏شود تا در دیگران، اگر چه ریشه‏های اساسی و کلی این امر کاملا مشهود نیست.

مساله شخصیت را اگر با دامنه‏ای وسیعتر مورد توجه قرار دهیم خواهیم دید که این امر حتی در برگیرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بیماری هیستری است که اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده دیده می‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پیشرفته و حتی در بین افراد هوشمند هم بمیزانی قابل توجه دیده می‏شود.

از آیات و روایات نیز می توان انواعی از وسواس را استخراج کرد که عبارتند از:

  1. وسواس جدال و کشمکش

یکی از نمونه های بارز و روشن وسوسه های شیطانی ، جدال و کشمکش و گفت وگوهای زننده و پرخاش جویی و ستیز است. خداوند در قرآن کریم می فرماید: « به تحقیق ، شیاطین دوست خود را وسوسه می کنند تا با شما به جدال و کشمکش برخیزند.» (انعام: ۱۲۱)

  1. وسواس در نیت

وسواس در نیّت نوعی از کارهای عجیب و غریب و بیهوده برخی افراد مبتلا به وسواس است؛ مانند این که در نیت برای نماز تعلّل می کند و از نماز جماعت باز می ماند.

ابوحامد غزّالی معتقد است وسوسه در نیت نماز ، یا به سبب کمبود عقل است یا به دلیل آشنا نبودن به شرع؛ زیرا فرمان برداری و تعظیم و اجرای دستورات در قصد و نیت ، مثل فرمان برداری و تعظیم دستورات دیگران است.

  1. وسواس های اعتقادی

وسوسه های شیطان گاه به مراحل خطرناک تری می رسند و تا پای اعتقادات مؤمنان پیش می روند. شیطان می کوشد مؤمنان را در اعتقادات و مبانی فکری وسوسه کند و پایه های ایمانی آن ها را سست سازد؛ از جمله در مسائلی همچون حج، نماز ، روزه ، صدقه ، صله رحم ، خوش زبانی ، تقدّم در سلام و مانند آن.

  1. وسواس در زمان عبادات

برخی از افراد متدیّن در تعیین و فرا رسیدن زمان عبادات دچار وسواس هستند ، به گونه ای که یقینی عادی مثل سایر افراد برای آن ها حاصل نمی شود و در نتیجه، از فضیلت عبادت محروم می شوند.

بررسی دید گاه های مختلف در مورد اختلال وسواسی-اجباری:

۱-دیدگاه روان پویشی:

فروید بر این عقیده است که یکی از سرچشمه های سازمان یافتگی وسواس این است که درجه تحول یافتگی(من)فراتر از کشاننده هایی باشد(من) آنها را نفی می کند و در این صورت،فرد معمولا از مکانیزم های دفاعی مجزا سازی،امحا و تشکل واکنشی سود می جوید.

آنهایی که به مکا نیزم مجزا سازی متوسل می شوند افکار نا خوشایند و نا خواسته را از خود نمی دانند  و به آنها به منزله محتوا های بیگانه می نگرند.

کسانی که از مکانیسم امحا استفاده می کنند به اعمالی دست می زنند کشاننده های نا خو شایند را خنثی کنند امحا یک مکانیزم دفاعی است که بر اساس آن فرد به گو نه ای عمل می کند که انگار افکار،سخنان،حرکات و اعمال گذشته آن هرگز به وقوع نپیو سته اند.

افرادی که مکانیزم تشکل واکنشی را انتخاب می کنند نوعی سبک زندگی را بر می گزینندکه با کشاننده سر کوب شده آنها متضاد است و به منز له واکنشی علیه آن محسوب می شود

۲-دید گاه شنا ختی – رفتاری

بر اساس این نظریه یک محرک یا رویدادخنثی بر اساس هم خوانی با یک واکنش اضطرابی می تواند به شکل یک محرک منزجر کننده(یعنی رویدادی نا مطبوع:نخستین عامل)در آید.سپس فرد می آموزد که برای کاهش اضطراب،از این رویداد منزجر کننده شرطی شده اجتناب کند. این رفتار اجتنابی به علت عدم بروز رویداد منزجر کننده مورد انتظار(عامل دوم)تقویت(به طور منفی)می شود.بدین ترتیب،اختلالهای وسواسی به صورت یک رفتار اجتنابی عاملی در می آیند،رفتاری که می تواند بر اساس تعمیم دهی به مو قعیت های دیگر،گسترش یافته و استحکام یابد.

۳-الگوی زیست شناختی اختلال وسواسی-اجباری

به طور کلی در حال حاظر،دو خط عمده پژوهشهای زیست شناختی بسیار امید بخش به نظر می رسند:یکی از این خطوط بر سطح پایین  فعالیت سروتو نین در افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری تاکید می کند خط دیگر،کنش وری نابهنجار نواحی کلیدی مغز را بر جسته می سازد.

پژوهشهای دیگری،اختلال های وسواسی-اجباری را به کنش وری نا بهنجار نا حیه حدقه ای در کرتکس جبهه ای(بخشی از قشر مخ که کمی بالای حدقه چشم قرار دارد)و هسته دمدار(بخش هایی از هسته قاعده ای  که در زیر کرتکس مغز قرار دارند)نسبت داده اند.

درمان اختلال در رویکردهای گوناگون

درمان وسواس می تواند به ۲ صورت دارویی و غیردارویی و یا توام با هم انجام گیرد که معمولا” بهترین جواب را زمانی خواهیم داشت که این ۲ نوع درمان را در کنار هم داشته باشیم.
با اشاره به این که ۲۰ تا ۳۰ درصد بیماران به خوبی به درمان جواب می دهند و حدود ۴۰ درصد بهبودی متوسطی دارند، می گوید: متأسفانه حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد از بیماران پاسخ خیلی خوبی به درمان نمی دهند.
عامل اصلی رفتارهای وسواسی یک میانجی شیمیایی به نام»سروتونین« می باشد و بیشتر درمان های وسواس مبتنی بر »مهار بازجذب سروتونین« است.

درمان های رفتاری                                                                  

طبق نظریه رفتاری تصور می شود که ترس های وسواسی همانند هراس ها شروع می شودند یعنی از طریق همراه شدن یک نشانه ویژه با یک رویداد آسیب زا . برای مثال اشیاء واقعی خنثی ( مانند چاقو ,توالت یا وسایل الکتریکی ) همچنین افکار وتصورات ذهنی ویژه ( مانند عدد ۱۳ یا تصور شیطان  ) ممکن است با جفت شدن بایک تجربه ازاردهنده ناراحتی ایجاد کند . راهبردهای مربوط به درمان رفتاری  عبارتند از : تکالیف درمانی مواجهه وپیشگیری از تشریفات در درمانجویان OCD که خود این روش ها شامل روش های مختلف مواجهه وراهبردهای انسداد فکر  است . تکنیک های مواجهه مستلزم این است که درمانجویان با موضوعات برانگیزاننده اضطراب ,به طور مستقیم  (عینی ) یا تجسمی ,مواجهه شوند وشامل حساسیت زدایی منظم ,آموزش دل زده شدن از موقعیت وخوگیری وغرقه سازی تجسمی یا عینی است . از طرف دیگر ,فکر نشخوار های فکری یا رفتارهای تشریفاتی در در مانجویان از طریق روش هایی مانند  بازداری اندیشه ,درمان انزجاری از طریق شوک الکتریکی یا سایر روش های  حواس پرتی و پیشگیری از تشریفات  پاسخ  متوقف می سازد .(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷) .

 اصول مواجهه وجلوگیری از پاسخ در اختلال وسواس اجبار رامی توان به سادگی این گونه بیان کرد :

۱-     تا آنجا که می توانید, باچیزهایی که باعث ترستان می شود روبرو شوید

۲-     اگر احساس اجبار می کنید که از چیزی اجتناب کنید ,آن کار را انجام ندهید .

۳-     اگر احساس اجبار می کنید به آدابی بپردازید که احساس بهتری را در شما بر می انگیزد از آن اجتناب ورزید .

۴-     گام های ۱,۲,۳ راتا هر زمانی که برایتان امکان پذیر باشد ادامه دهید. (بائر ,محمدی,۱۳۸۲)

شیوه های مواجهه

 از جمله شیوه های مواجهه شیوه کاهش اضطراب یعنی حساسیت زدایی منظم ,مستلزم همراه کردن حالت آرامیدگی با ارائه مختصر (به اندازه یک دقیقه ) موارد برانگیزاننده اضطراب است که بر حسب اضطرا ب برانگیزیشان مرتب می شوند . حساسیت زدایی به شیوه واقعی (به صورت عینی ) منجر به بهبودی زیادی شده است .یکی دیگر از رویکردهاب مواجهه  قصد تناقضی است که مستلزم آموزش دادن درمانجویان است تا به طور عمدی افکار واعمال وسواسی مشکل آفرین را ,اغلب همراه با شوخ طبعی فراخوانی کنند (برای مثال درمانجو ممکن است بگوید بزرگترین اشتباه را در دنیا مرتکب شده ام . از جمله شیوه های دیگر مواجهه طولانی مدت که به روش اشباع یا سیری معروف است  از درمانجویان خواسته می شود نشخوار های خودرا با صدای بلند تکرار کنند,  بنویسند   یا به نوار های شنیداری به مدت یک ساعت یا بیشتر گوش دهند(استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۶ ) .نحوه استفاده از نواربه این صورت است که از بیمار خواسته می شود که افکار مزاحم ویا یک رشته از فکری ثابت را به مدت ۳۰ ثانیه ،ضبط کند.مثلا ممکن است بیمار این فکر را ضبط کند که (ممکن است به پسرش آسیبی برسانم.ممکن است چاقوی آشپزخانه را به شکم اوفرو ببرم واورا به قتل برسانم ).بسیار مهم است که هیچ نوع فکر خنثی سازی نباید در نوار ضبط شود .بنابراین ،کاست دوره ای ،مرتب افکار مزاحم را در چرخه ای ۳۰ ثانیه ای تکرار خواهد کرد . از بیمار خواسته می شود که از فاصله ی هر چه نزدیکتر به نوار گوش دهد ،بدون اینکه افکار خنثی ساز داشته باشد . از او خواسته می شود که ده بار این کار را انجام دهد . پس از هر بار ناراحتی وتمایل برای خنثی سازی ،در مقیاس صفر تا ۱۰۰ درجه بندی می شود.پس از هر بار گوش دادن به نوار هر نوع تمایلی برای اجتناب یا خنثی سازی به تفصیل مورد بحث قرار می گیرد .اگر هر نوع اجتناب یا خنثی سازی در خلال گوش دادن به نوار ویا پس از آن اتفاق بیافتد ،چگونگی جلوگیری از آن مورد بحث قرار می گیرد ودر جلسه بعدی مورد وارسی قرار می گیرد تا زمانی که هنگام گوش دادن ،اجتناب یا خنثی سازی صورت نگیرد .از بیمار خواسته می شود که حداقل روزی دو بار و هر بار به مدت یک ساعت نوار را گوش دهد.وقتی بیمار توانست بدون خنثی سازی وبا حداقل اضطراب به نوار گوش دهد ،فکر ضبط شده بر روی نوار تغییر می یابد واین روش در مورد فکر جدید تکرار می شود (هاوتون ،قاسم زاده ،۱۳۷۶

 روش انسداد فکر

 در مدل شناختی – رفتاری ،پیش بینی می شود که افکار وسواسی بر اثر خنثی سازی و اجتناب تداوم می یابد .بنابراین در استفاده از روش انسداد فکر ،سعی می شود برنامه ای نیز در جهت حذف خنثی سازی (از آن جمله حذف کسب اطمینان وخاطر جمعی )و اجتناب تنظیم شود .پس از ارزیابی ،در مانگر وبیمار فهرستی تهیه می کنند که در آن حداکثر چهار مورد فکر وسواسی مشخص می شود وفهرست طولانی تری تنظیم می کنند که در آن به موقعیت های بر انگیزاننده اشاره شده است .علاوه بر آن ،فهرستی از چهار فکر آرامش بخش ویا جالبی تهیه می شود :مانند یادآوری یک گردش لذت بخش ،ویا صحنه خاصی از یک فیلم . کاملا متوجه باشیم که در هیچ یک از این فهرست ها نباید افکار خنثی ساز نقشی داشته باشند .در نخستین جلسه ،روشی نمایش داده می شود تا بیمار متوجه شود که می توان به سرعت افکار وسواسی را کنار گذاشت .آن گاه در مانگر یک صحنه نمونه وار برانگیزاننده را توصیف می کند ودر صورت لزوم ،فکر وسواسی را توضیح می دهد .به محض آن که بیمار دستش را بلند می کند درمانگر با صدای بلند می گوید ( بس کن )و بعد از بیمار می پرسد که چه اتفاقی در مورد فکر وسواسی افتاد .باید ناپدید شده باشد . در مانگر خاطر نشان می کند که نمی توان بس کن را در جمع با صدای بلند ادا کرد.اما می توان به تدریج کلمه ی بس کن را با توقف فکر در ارتباط قرار داد.این روش به وسیله ی در مانگر چند بار تکرار می شود ودرمانگر ،صحنه آشکار ساز وفکر وسواسی ناشی ازآن را برای بیمار توضیح می دهد .وقتی بیمار دستش را بلند می کند درمانگر با صدای محکمی می گوید بس کن واز بیمار می خواهد که به جزئیات این صحنه فکر کند وهر وقت فکر یا تصویر روشنی در ذهنش پیدا می شود ،دست خود را بلند کند .وآن گاه میزان ناراحتی بیمار ومیزان روشنی صحنه را در ارتباط با فکر وسواسی ،به وسیله بیمار درحه بندی می شود .درمانگر وارسی می کند تا ببیند که آیا فکر وسواسی از ذهن بیمار دور شده است وآیا اوتوانسته است صحنه ی دیگری با جزئیات در ذهن خود تحسم کند یا نه .همچنین باید درباره ی خنثی سازی ناآشکار نیز از بیمار سوال شود واهمیت جلوگیری از پاسخ مورد تاکید قرار می گیرد .(هاوتون ،قاسم زاده ،۱۳۷۶ )

طول مدت رفتار درمانی                                                     

 ۵-   پاسخ به این سؤال به دو عامل بستگی دارد : یک این که چه مقدار به تمرین مواجهه وجلوگیری از پاسخ می پردازد واین که شدت علایم اختلال وسواس – اجبار شما به چه اندازه است (بائر ,محمدی,۱۳۸۲) روش های رفتاری معمولاده تا بیست جلسه در طی چهار تا دوازده هفته برگزار می شود .بنابراین افزایش تعداد جلسات ,از دو تا پنج جلسه در هر هفته در این درمان متداول است (استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۷)

   درمان شناختی

از جمله اشتباهات شناختی وعقاید غیر منطقی که در مورد وسواس وجود دارد موارد زیر است :

۱-خطر کردن وآسیب دیدن : بیش از حد به فکر خطر بودن یا از آسیب ترسیدن بطوری که فرد نخست آسیب ناشی از یک اقدام را ارزیابی می کند و درنتیجه پیوسته از خطر کردن اجتناب می کند .

۲- شک وتردید , عدم اطمینان وتصمیم گیری , دودل بودن  ودر تردید به سر بردن , نیاز به اطمینان داشتن ,,ناتوانی در تصمیم گرفتن  , تمیز دادن وجدا کردن مقوله ها از هم .

۳- کمال طلبی ونگرش های کمال گرایانه

۴- احساس گناه , مسئولیت پذیری وشرمساری,  بشدت احساس مسئولیت کردن , احساس گناه یا شرمساری درباره افکار یا رفتارها  .

۵- انعطاف نا پذیری :داشتن نگرش های جزمی و اعتقاد به اصولی خشک و انعطا ناپذیر .

اگرچه این فهرست تمام ویژگی های شناختی احتمالی همراه با OCDرا شامل نمی شود ,اما با سازمان دهی اطلاعات بیشتر درباره عقاید ونگرش های افرادی که دچار این اختلال هستند کمک می کند . ( استکتی ،توزنده جانی ،۱۳۷۷ )

درمان شناختی  OCD درمان منطقی هیجانی نامیده می شود . در این روش درمانگر باید رویکرد غیر انتقادی نسبت به اعمال وسواسی داشته باشد .او باید مراجع را تشویق کند تا این اعمال را به طور کامل شرح دهد وبگوید که که چگونه عمل کمی کند ,اجزای کلیدی آن اعمال کدامند است ,انجام دادن آن اعمال را تا چه اندازه ضروری می داند وتا چه اندازه خوب است ولی ضروری نیست .از جمله نمونه سوال هایی که از بیمار پرسیده می شود این است که «آیا افکار ،تمایلات ویا تصاویر ذهنی شما بدون خواست واراده شما به ذهنتان می آیند ؟»،«اینها چه نوع افکاری هستند ؟»،«آیا می توانید آخرین باری را که دچار این افکار شدید برایم توضیح دهید ؟» «یا همین الان یکی از این فکر ها به سراغتان آمد؟»،« در آن لحظه چه چیزی به ذهن تان رسید ؟»وبعد در مانگر وارد جزئیات مسئله می شود ۰(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷ )

 

درمان دارویی

۱ -قدیمی ترین داروی وسواس که هنوز هم یکی از موثرترین آنها، کلومیپوامین است که در حقیقت یکی از داروهای ضدافسردگی سه حلقه ای می باشد.
۲ – داروهای اختصاصی مهارکننده بازجذب سروتونین مثل فلوکیستین و به طور اخص فلووکسامین و سرتراسین.

۳ – اگر داروهای ۲ گروه اول و دوم پاسخ ندهند، داروهای دسته سوم را به این داروها اضافه می کنیم؛ این داروها شامل: باسپیردن، کلونازپام و حتی داروهای آنتی سایکوتیک مثل هالوپیریدول، پیموزاید و رسپیریدون هستند و حتی گاهی از لیتیوم هم استفاده می کنیم.

 

درمان طب سنتی

نتایج تحقیقات نشان می‌دهد: عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است.

به گزارش ایسنا، گاوزبان ایرانی گیاهی از تیره بوراژیناسه راسته پولمونیالیسه، کلاس دیوتبلونس و جنس اکویم است. گونه مزبور گیاهی علفی، دوساله و پایاست که پوشیده از کرک‌های نرم و نازک و دارای گل‌های لوله‌یی شکل و آبی رنگ مایل به ارغوانی می‌باشد. برگهای آن ساده، میوه آن نوک تیز و فندقی و سطح آن دارای برجستگیهای کوچک و تیز می‌باشد. فصل گل دهی گیاه از آغاز اردیبهشت تا اواخر مرداد است. در ایران اطلاق نام «گاوزبان» تنها به این گیاه است.

این گیاه به طور وسیعی به صورت خودرو در استان‌های شمالی ایران همچون گیلان، مازندران، ارتفاعات کندوان، کلادرشت و چالوس یافت می‌شود. مهدی سیاح برگرد دستیار روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران و حاتم بوستانی استادیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اهواز و همکارانشان در این تحقیق به بررسی اثر بخشی و سلامت مصرف عصاره آبی گل گاوزبان با دور ثابت در درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری در یک دوره شش هفته‌یی پرداختند.

در این مطالعه کار آزمایی بالینی تصادفی ۳۳ بیمار مبتلاء به این اختلال که در مقیاس یال براون نمرات مساوی یا بالاتر از ۲۱ داشتند وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی دارونما و یا ۵۰۰ میلیگرم از عصاره آبی گل گاوزبان دریافت کردند. بیماران برای شش هفته پیگیری شدند و اثر بخشی درمان با مقیاس یال براون در هفته‌های ۰، ۱، ۲، ۴و ۶ اندازه‌گیری شد. نتایج این یافته‌ها نشان داد: در هفته‌های انتهایی، عصاره گاوزبان نسبت به دارونما برتری داشت که این اختلاف در هفته چهارم نزدیک به معنی‌دار و هفته ششم معنی‌دار بود. عصاره آبی گل گاوزبان در هیچ کدام از هفته‌ها بیش از دارونما عوارض جانبی ایجاد نکرد.

پژوهشگران با استناد به یافته‌های این تحقیق تاکید کرده‌اند که عصاره آبی گل گاوزبان دارویی مؤثر و بی‌خطر برای درمان بیماران مبتلاء به اختلال وسواسی اجباری است، اگرچه مطالعات بیشتر برای تایید آن لازم است.

 روان درمانی سنتی :

 بیشتر افراد هرگاه با کلمه « روان درمانی » مواجهه می شوند ,بی درنگ به یاد اشکال سنتی روان درمانی می افتند (که درمان های محاوره ای نیز خوانده می شوند ) .از جمله این درمان ها می توان به روان کاوی (روان تحلیل گری)فروید اشاره کرد که در آن , بیماران در باره رؤیا ها وخاطره های خود از کودکی به صحبت می پردازند . روان درمانی مبتنی بر روان تحلیل گری در اواخر دهه۱۹۶۰ ,یعنی در نبود درمان های مؤثر دیگر برای اختلال وسواس شایعترین درمان به حساب می آمد تا آن هنگام ,اختلال وسواس را روان آزردگی وسواس می نامیدند واعتقاد بر این بود که در مقایسه با سایر اختلالات ,فرد مبتلا از ضعیف ترین پیش آگهی برخوردار است .(استکتی ,توزنده جانی ,۱۳۷۷ )

درمان با شوک برقی

 درمان با شوک برقی (ECT) مدت ها در درمان افسردگی شدید به کار می رفته است . معمولا به بیمارانی که عملکرد روزانه در آن ها به شدت مختل شده است یا آن که در معرض خودکشی قرار دارند و افرادی که افسردگی آن ها به داروهای ضد افسردگی تایید شده ونیزبه در مان های دیگر جواب نمی دهد ,شوک برقی بی دردی در ناحیه گیجگاهی می دهند .به دلیل اثربخشی تایید شده درمان باشوک برقی در افسردگی شدید بسیاری از روان پزشکان آن رادر درمان علایم اختلال وسواس – اجبار شدید به کار برده می شود ,این نوع درمان اگرچه ترسناک به نظر می رسد ,اما بی خطر است وتنها اثر جانبی آن از دست دادن حافظه نسبت به حوادثی است که درست پیش از شوک برقی اتفاق افتاده است ,اگرچه این حافظه به طور معمول به تدریج باز می گردد..(بائر،محمدی ،۱۳۸۲ )

۰سینگولاتومی

 سینگولام بخشی از مغز است ورشته های عصبی را شامل می شود که قسمت های کنترل کننده احساسات وعملکرد ها رادر مغز به هم متصل می سازند . جراحان مغز از اوایل دهه ی ۱۹۵۰ در یافتند که با ایجاد برش هایی کوچک در ناحیه سینگولام می توان علایم وسواس – اجبار را کاهش داد .به طور حتم ,تمامی جراحی ها با قدری خطر همراهند وبه همین دلیل ,سینگولاتومی آخرین گزینه درمانی است. همه بیماران باید پیش از در نظر گرفتن سینگولاتومی رفتار درمانی وتمامی داروهای قابل دسترس را بیازمایند .درنهایت ,در صورتی که همه درمان های دیگر به شکست انجامیده باشند وشدت مشکلات بیمار ,باعث از کار افتادگی او شده باشد باید از سینگولاتومی استفاده کرد .(بائر ،محمدی ،۱۳۸۲ ) .

 توصیه هایی درخانواده درمانی

 خانواده درمانی غالبا در حمایت خانواده ,کمک به کاهش ناهماهنگی زناشویی که از اختلال وسواس ناشی شده است وساختن اتحاد درمانی با اعضا سالم خانواده به نفع بیمار است. (سادوک , پورافکاری , ۱۳۸۶ )

استرس و موارد بحران وضعیت بیمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزایش می دهد لذا علیرغم ایجاد مشکلات و آشفتگی در خانواده به واسطه این بیماری در منزل سعی نمایند فضای با آرامشی برقرار باشد.

بیمار روانی نیاز به درک خود از طرف دیگران دارد لذا پایین آوردن انتظارات به طور موقت ، مهربان و شکیبا بودن کمک کننده خواهد بود .

بدانید بیمار برای رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسک وسواس گونه می زند و هیچ کس به اندازه خود او از رفتارهایش متنفر نمی باشد . لذا از قضاوت و یا مسخره نمودن اعمال او حذر نمایند .

شما درگیر رفتارهای وسواسگونه بیمار نشوید اما حد و حدود این اعمال باید به روشنی مشخص شده و فرد وسواسی طبق همان محدودیتها و قواعد عمل نماید .

به بیمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نیاورید ولی به طور دائم به تکالیفی که درمانگر برای انجام تکالیف خاص تعیین نموده گوشزد نمایند .

حرکات رفتاری که برای بیمار بسیار سخت است و قادر به انجام آن نمی باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغییر دهید و همیشه تغییرات را به بیمار گوشزد نمائید .

خشونت ، تهدید به خودکشی و یا دیگر کشی را جدی بگیرید .

باید مواظب اعتماد به نفس بیمار باشید بجای او تصمیم نگیرید ولی در تصمیم گیری او را کمک نمائید .

فعالیتهای روزانه دویدن ، شنا ، ورزشهای گوناگون که باعث صرف انرژی می شود را زیاد نمائید .

تلاش موفقیت آمیز فرد برای موفقیت در برابر وسواس را مورد تشویق قرار دهید .

دائم رفتارها و علائم بیماری را زیر نظر داشته باشید در صورت ظهور علائم جدید و علائم عود مسئله را با درمانگر در میان بگذارید.

درمان بیمارى از نظر اسلام

آنچه در ابتدا نیاز به درمان دارد، فکر و ذهن شما نسبت به دین اسلام و احکام دین است.

این بیمارى در سایه تلقینات شیطانى ایجاد شده و برخى از عوامل دیگر آن را تشدید نموده، حتى ذهن و فکر شما را در تسخیر خود قرار داده و مفهوم غلطى را از نماز و طهارت و عبادات در ذهن شما قرار داده است.

امام صادق (ع) فرمود: «شیطان با وسوسه نمى‏تواند علیه آدمى اقدامى کند، مگر آن که آدمى از یاد خدا روى برگرداند و فرمان خدا را گردن ننهاده و نهى وى را بى اهمیت بنگارد».

در روایت دیگر از عبدالله بن سنان آمده است: به امام صادق (ع) قضیه مردى را گفتم که در وضو نماز وسواس دارد، آن گاه افزودم: او مردى عاقل است، امام فرمود: چگونه عاقل است، در حالى که از شیطان پیروى مى‏کند؟!

بنابراین انسان وسواسى قبل از آن که پیرو خدا و عقل باشد، تابع شیطان و هواى نفس خود است و به جاى آن که از حکم خدا و پیامبر تبعیت کند، از هواى نفس خود پیروى مى‏کند؛ زیرا خداوند در قرآن مى‏فرماید که: «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر؛ خداوند خواسته است که بر شما آسان بگیرد و نمى‏خواهد به کسى سخت بگیرد». اسلام همان گونه که در روایات آمده، دین سهله و سمحه است و معنایش همین است که احکام الهى، راحت و آسان است و خداوند هیچ گاه بر انسان‏ها سخت نمى‏گیرد، به همین جهت در هیچ حکمى سخت‏گیرى نکرده است. اگر روزه گرفتن براى انسان مشقت دارد، نباید روزه بگیرد و به جاى آن باید طعام و غذا بدهد. اگر نماز که ستون دین است، ایستاده ممکن نباشد، نشسته و حتى خوابیده بخواند و یا در میدان جنگ به اشاره نماز بخواند.

اسلام این گونه گفته و در رساله‏هاى مراجع به همین نحو آمده، اما انسان وسواسى برخلاف حکم خدا و پیامبر و حتى آنچه در رساله‏ها آمده است، عمل مى‏کند.

ورد زبان و حالت درون او این است که به من نمى‏چسبد و عملى را که خدا صحیح دانسته است، او صحیحى نمى‏داند! در حکم دین اسلام آمده است که باید به نجاست یقین داشته باشد تا حکم به نجاست شود، اما او هنگامى که شک در نجاست مى‏کند، حکم به نجاست مى‏دهد، در حالى که دین اسلام، در شک به نجاست حکم به طهارت داده است. با کمک شیطان براى خود احکامى درست مى‏کند و به آنها عمل مى‏نماید و از حکم خدا و پیامبر دورى مى‏کند، و این متابعت از شیطان و هواى نفس (دلچسب بودن براى خودش) و روى گردانى از خدا و حکم الهى است.

در حالى که انسان وسواسى براى اجراى حکم الهى، خود را به مشقت و دردسر مى‏اندازد و حتى تا مرز جنون و بیمارى کشیده مى‏شود. به رغم همه این مشکلات، در بسیارى از موارد احکامى را که همه به سادگى انجام مى‏دهند، انجام نمى‏دهد ،یعنى با شک در عمل خودش، عملش را باطل مى‏کند، در حالى که باعث آزار و اذیت فراوان خود شده است، مثلاً در حکم اسلام یک بار شستن صورت براى وضو کفایت مى‏کند و دو بار اشکال ندارد، اما او با وسواسى این عمل را تکرار مى‏کند و بیش از دو بار مى‏شوید. در این جا هم اصل عمل را باطل کرده و عمل عبادى خود را انجام نداده و هم خود را مشقت انداخته و اسراف و زیاده روى در آب و وقت و عمر کرده، بدین ترتیب چند گناه انجام داده است. وى به جاى آن که ثوابى داشته باشد یا عمل واجب خودرا انجام داده باشد، گناه کرده است.

توجه داشته باشید که در زمان رسول خدا، پاک‏ترین و بهترین انسان‏ها زندگى مى‏کردند. آب لوله کشى و امکانات امروز نبود، در حالى که حضرت فرمود: «بهترین امت من آن است که با یک مد (۷۵۰ گرم) آب، وضو گرفته و با یک من آب، غسل نماید». امت پیامبر، فقط کسانى نبودند که آن زمان زندگى مى‏کردند. حال فکر کنید که چقدر از خوب‏ها فاصله گرفته‏اید و عمل خویش را تباه مى‏کنید!

به شما مؤکداً توصیه مى‏کنیم که باید این بیمارى را درمان کنید و بهترین راه درمان آن بى اعتنایى است. احکام دینى را برخلاف خواسته خود انجام دهید. هر چیزى را که فکر مى‏کنید اشتباه انجام داده‏اید و به دل‏تان نمى‏چسبد و یا چیزهایى از این قبیل، رها کنید و عمل را فقط و فقط یک بار انجام دهید، تا به تدریج از این مخمصه نجات یابید.

از مراجع تقلید مختلفى در مورد بیمارى وسواسى سؤال کرده‏اند و آنها همین پیشنهاد را داده‏اند.

آیت الله فاضل در این باره مى‏نویسد: «وسواسى در حقیقت به منزله قبول نداشتن حکم خدا و رسول (ص) در مورد طهارت مى‏باشد… لذا شرعاً و عقلاً لازم است از این تخیلات شیطانى اجتناب شود و با بى‏اعتنایى مکرر،مى‏توان آن حالت را از خود دور کرد».

خوشبختانه در مسئله مورد نظر (وسواسى) فتواى بسیار صریح و شفاف از مرجع تقلید شما (حضرت آیت الله مکارم شیرازى) وجود دارد که شما را از هر دغدغه و پریشان خاطرى نجات مى‏دهد.

آیت الله مکارم شیرازى در پاسخ شخصى که از بیمارى وسواسى رنج مى‏برد و به دعا و توسلات روى آورده بود، فرمود: «مشکل شما در واقع از خود شما است و مقصر اصلى خودتان هستید و به همین دلیل دعاى شما مستحبات نمى‏شود و علت اصلى آن ندانستن مسئله است. مسئله اصلى این است که بر شما واجب نیست یقین به طهارت و غسل و مانند آن پیدا کنید.

آنچه بر شما به عنوان یک وظیفه شرعى لازم است، این است که به مقدار سایر مردم آب بریزید و به همان قناعت کنید، هر چند شک در غسل و طهارت داشته باشید و ما مسئولیت شرعى این حکم را مى‏پذیریم. شما از امروز فقط به مقدار مردم آب بریزید و با بدن نجس و حالت جنابت (به گمان خودتان) نماز بخوانید و هیچ اشکالى هم ندارد و نماز و روزه شما کاملاً صحیح است و ما به این وسیله بر شما و تمام افراد وسواسى اتمام حجت مى‏کنیم و مخالفت با آن گناه است. ما از خداوند مى‏خواهیم که به شما توفیق توجه به این مسئله را عنایت کند و از دام شیطانى نجات پیدا کنید». (۴)

با وجود چنین فتواى کاملاً صریح و آشکار جاى هیچ گونه تردید و دو دلى بر شما باقى نمى‏ماند و حجت بر شما تمام است. ما نیز هر جا که تصور مى‏کنید اشتباه است و غلط به جا آوردید، مسئولیت آن را مى‏پذیریم و برعهده مى‏گیریم.

با وجود چنین مسئله‏اى شما به چیز زیادترى براى درمان این بیمارى نیاز ندارید، در عین حال براى موقعیت بیشتر و اطمینان شما براى غلبه بر این بیمارى، نکات چند و و توصیه هایى را براى شما بیان مى‏کنیم: براى همیشه با آن خداحافظى کنید. به هم خوردن نظم فردى و اجتماعى و درون خانواده، ایجاد سوءظن، بى اعتنایى افراد، بى ارزش شدن، مورد تمسخر قرار گرفتن و حتى احکام و (دین اسلام)، ایجاد تنفر۱- به عواقب این بیمارى توجه کنید و نسبت به احکام اسلام، بدبینى و به خدا و…

۲- از کتابهاى نوشته شده در این زمینه استفاده کنید، مانند «وسواس» نوشته‏ى آقاى مصطفى زمانى

۳- در نگاه دین اسلام، احکام دینى براساس دیدگاه عرفى مردم صحیح مى‏باشد. بنابراین به گونه‏اى عمل نکنید که هیچ مسلمانى، حتى پیامبر اسلام به آن گونه عمل نکرده است.

۴- بر اثر وسواس و تکرار اعمال، عمر ارزشمند خود را هدر داده و در مقابل چیزى را به دست نیاورده‏اید، حتى همان را که وسواس دارید، از دست داده و از واجبات دیگر عقب مانده‏اید.

۵- با خود این جمله را در موقع آرامش تکرار کنید: «من به خواست خداوند، قطعاً بر این بیمارى غلبه پیدا مى‏کنم و توان آن را دارم».

۶- به یکى از دوستان و نزدیکان که از بیمارى شما آگاهى دارد و بیشتر اوقات با شما است، بگویید که در مواقع وسواسى عمل کردن و تکرار عمل به شما تذکر دهد و شما را از تکرار بازدارد.

۷- در کارهاى جمعى و گروهى بیشتر شرکت کنید، به خصوص در مواردى که دچار وسواس مى‏شوید، مثلاً شرکت در نماز جماعت و…

۸- فکر خود را به کارهاى شایسته و ارزنده مشغول سازید، مانند مطالعه کتاب‏هاى مفید، تفریح و ورزش. سعى نماید هر روز صبح ده دقیقه ورزش نمایید تا با نشاط باشید.

۹- ذکر لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا بالله را تکرار نماید، به خصوص در زمانى که فکر شما متوجه اعمال و افکار وسواسى مى‏شود.

۱۰- بعضى موارد لازم است خود را عزقه سازى کنید، یعنى خود را به نجاست آلوده کنید و براى چند دقیقه هیچ واکنشى به آن نشان ندهید تا مسئله نجاست و طهارت براى شما کاملاً عادى شود.

 

تاثیر نماز بر وسواس فکری

امام صادق (ع) : شیطان به وسیله وسواس نمی تواند به ضرر بنده خدا کاری کند، مگر آن که بنده از یاد خدا اعراض کرده باشد.

۱- ” وسواس (Obsession)” از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است که بین مردم از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است

۲- وسواس را امروزه در دو عنوان کلی “وسواس فکری” (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناک مثل آتش سوزی و مرگ و …) و “وسواس عملی”(مانند شست و شوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم کردن، احتکار و جمع آوری و …) طبقه بندی می کنند

۳- موضوع سخن امروز ما “وسواس فکری” است که می تواند مشکلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممکن است تصاویری ذهنی به شکل صحنه های وحشتناک و ناراحت کننده بسیاری داشته باشد که هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فکری از موضوعات بسیار کلی مانند سؤال ذهنی درباره اینکه: چه کسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و … گرفته تا افکار گناه آلوده جنسی و ترس های مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افکار بیمار را در وضعیت وحشتناکی قرار می دهند.

اما درست بر خلاف آنچه که در مورد شخصیت هایی مثل “جان بانی یان” (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) که به شدت از افکار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، دیده شده، به نظر می رسد مذهب و شکوهمندترین جلوه آن یعنی “نماز” می توانند در زدودن وسواس فکری نقش بسیار مهمی بازی کنند.

گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است که در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ای است و از آن به عنوان “وسوسه ای از سوی شیطان” اشاره می شود؛ به عنوان مثال در کتاب اصول کافی (باب عقل و جهل) آمده است: “در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است که شیطان را اطاعت می کند؟”

در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد کرده اند که از آن جمله بهره از ادعیه و اذکار خاصی از جمله (لا اله الا ا…) و (لا حول و لا قوه الا باا …) می باشد که در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را می توان در “ذکر خدا” خلاصه کرد.

در منابع علمی جدید، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمان های دارویی و حتی قبل از آن، از روش های خاصی استفاده می شود که مهم ترین آنها روش “توقیف فکر” نام داد و بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند.

۴- با این وصف برخی از اذکار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلکه بسیار موثرتر به نظرمی رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذکر “غیر المغضوب علیهم و لا الضالین” که جدایی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد، دست کم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مبارکه “ناس” بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه “من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس” به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افکار وسواسی مطرح هستند.

همان طور که اشاره شد ائمه معصوم (ع) که پزشکان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس “ذکر خدا” را پیشنهاد کرده اند و این فرمان الهی است که:  (اقم الصلوه لذکری) “برای ذکر من نماز را به پا دارید”.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.