اخبار موسسهاکوسایکولوژی

با گل و گیاه آشتی کنید تا رنگ و روح زندگی تان عوض شود

ثابت شده که هم نشینی با گل و گیاه باعث ترشح مسکن های طبیعی در بدن می شود که به آن ها اندورفین می گویند و به مورفین طبیعی بدن معروف است. اندورفین موجب احساس شادی و نشاط می شود و از بین برنده استرس و اضطراب است.

 

موسسه خانواده سلامت بنیان آرش هادیان؛ قدیم ترها می گفتند: اجاره نشینی و خوش نشینی و منظورشان این بود که مستاجرها هر جایی که دوست داشته باشند زندگی می کنند و هر زمانی که قرارداد خانه اجاره ای آن ها تمام شود می توانند به موقعیتی دیگر و چه بسا بهتر نقل مکان کنند. البته در آن دوران که اوضاع اجاره خانه ها تا این حد معضل نشده بود، شاید این حرف منطقی به نظر می رسید، اما در حال حاضر با این اجاره های سنگین و دغدغه پیدا کردن منزل مناسب با بودجه، شاید دور از ذهن باشد. با توجه به این که خودم هم مستاجرم، حال و روز اجاره نشینی را خوب درک می کنم.

 

با این وجود در نقل مکان اخیر اتفاقاتی رخ داد که باعث شد طعم این خوش نشینی را حس کنم. این طوری که وقتی ما مثل دفعات قبل دنبال خانه مناسبی برای نقل مکان می گشتیم به سراغ یکی از املاکی ها رفتیم که اتفاقا چند سال پیش هم از طریق آن خانه ای پیدا کرده بودم. از مشاور املاک خواستم که با توجه به ویژگی هایی که می گویم در فایل ها جستجو کند تا ببینم موردی مناسب ما دارد یا خیر.

 

بعد از جستجو های مکرر، مابین چندین پوشه گفت: یک مورد داریم که مناسب شماست، اما پول پیش آن، بیشتر از مبلغی است که در توان پرداخت دارید. از روی کنجکاوی گفتم: حالا دیدنش که مجانی است، نمی شود برویم و به آن سر بزنیم؟ نیم نگاهی به من کرد و به نشانه تایید سرش را تکان داد. خوشبختانه خانه، خالی از سکنه بود و کلید هم در دست ایشان. آن را برداشت و به همراه هم راهی آن جا شدیم. جناب مشاور، در راه داشت برای من و همسرم از ویژگی های آن ملک می گفت که چنین و چنان و به قولی بازار گرمی می کرد.

 

لابه لای حرف هایش چیزی گفت که گوشم را تیز کرده و چشمم را خیره. گفت: “می دانید آقا، از آن جایی که این خانه در طبقه همکف واقع شده و ملک هم جنوبی است حیاط در اختیار شماست”. چی؟! حیاط دار؟! خیلی به سختی جلوی ذوق زدگی ام را گرفتم که مثلا نشان دهم آدم با کلاسی هستم اما خوشحالی در دلم جریان داشت و دوست داشتم مثل بچه ها بالا و پایین بپرم. از ۱۸ سالگی به بعد که خانه حیاط دار منزل پدری را به قصد آپارتمان نشینی ترک کرده بودیم از رنگ و بوی زیستن در چنین فضایی، فقط خاطره اش برایم مانده بود و هنوز در آستانه ۴۰ سالگی آن دویدن ها، آب بازی کردن ها، خندیدن ها، شیطنت ها و خلاصه شلنگ تخته انداختن ها در حیاط آن خانه را فراموش نکردم.

 

القصه، وارد خانه که شدیم، آقای مشاور همینطور راست و دروغ را با هم قاطی می کرد و ویژگی های داشته و نداشته خانه را شرح می داد اما من دنبال چیز دیگری بودم. برای همین خودم را معطل حرف های ایشان نکردم و ضمن عذرخواهی، در بالکن را پیدا کردم و رفتم سراغ حیاط. وقتی از داخل بالکن نگاهی به حیاط انداختم، چشمم به درخت نارنجی افتاد که در سمت راستش درخت اقاقیا و در سمت راست تر آن، درخت کاج خانه همسایه بود که حتی با وجود دیوار، سایه بلندش دست نوازشی هم به سر و روی حیاط این خانه می کشد. البته داخل باغچه جای تعدادی گل و گیاه خالی بود که همانجا نقشه هایی در سرم طراحی کردم.

 

اصلا انگار نه انگار که ما برای رفع حس کنجکاوی آمده بودیم. به دلیل پول پیش و توان مالی من و … فوری برگشتم و به مشاور املاک گفتم: یعنی صاحب خانه با ما راه می آید؟! در جواب مکث کوتاهی کرد و گفت: بگذارید ببینم چه کار می توانم انجام دهم. با ایشان تماس می گیرم و سعی می کنم که او را راضی کنم. برگشتیم و قرار شد تا فردا با ما تماس بگیرد. فردای آن روز حدود ظهر بود که با من تماس گرفت و گفت: با مبلغ پول پیش شما موافقت کرده اما باید مبلغی روی اجاره بگذارید.

 

با ناراحتی گفتم: ای بابا…. گفت: نگران نباشید. من چون شرایط مالی شما را می دانستم حسابی چانه زدم تا بالاخره به یک مبلغ پایین تر رضایت داد. راست می گفت. خیلی اجاره را زیاد نکرده بود و من می توانستم پرداخت کنم. از ترس این که مبادا صاحب خانه پشیمان شود گفتم که در اولین فرصت یک فرار ملاقات بگذارد تا قرارداد را بنویسیم و همینطور هم شد. حالا ما بودیم و یک خانه با صفا.

 

چند روز پیش از اسباب کشی با همسرم به بازار گل رفتم. البته این را هم اضافه کنم که ما معمولا ماهی یک بار به بازار گل می رویم و حتی اگر گل و گیاهی خریداری نکنیم، چرخی در بازار گل می زنیم و از فضای با نشاط آنجا لذت می بریم. از انواع کاکتوس بگیر تا درختچه و گل و بوته و بذر انواع میوه و سبزیجات که در آنجا هست. قدرت عجیبی در این رنگ بندی منحصر به فرد به چشم می خورد. ما در خانه آپارتمانیمان هم همیشه انواع گل و گیاه را نگهداری می کردیم، اما هیچ وقت آنطور که باید و شاید برایشان ذوق نمی کردم. وظیفه نگهداری از آن ها هم به عهده همسرم بود، حتی آب به آن ها نمی دادم، مگر زمانی که همسرم از من می خواست.

 

اما حیاط این خانه انگار یک انگیزه خفته که چه عرض کنم، یک انگیزه بی هوش را در من بیدار کرد. طوری که انگار که مرده زنده شده باشد. فصل بهار بود و بازار گل پر از بنفشه. دو تا جعبه گرفتم، تا باغچه را پر کنم. از هر گل زیبایی که می دیدم چند تا می خریدم. می خواستم دور تا دور حیاط را پر از گلدان کنم. انگار ترمز بریده بودم. دوست داشتم غرق در طبیعت بشوم.

 

این حالات تا حدودی من را کنجکاو کرد. با وجودی که می دانستم تحت تاثیر همنشینی با طبیعت است، دوست داشتم، کمی تخصصی تر دنبال قضیه را بگیرم و مطالعه مختصری در این زمینه داشته باشم. از فعل و انفعالاتی که بین انسان و طبیعت رخ می دهد از احوالات خودم، از اینکه کدام جنبه از این گل ها و گیاهان من را مسحور خودش کرده است. به همین جهت چند تا مقاله، مطالعه کردم و کتاب هایی را هم در حد فرصت و توان خواندم و توانستم به بیشتر سوالات ذهنی ام پاسخ بدهم.

 

فهمیدم که غیر از جنبه های زیبایی شناختی و احساس لذت و آرامش که از رنگ و بوی گل ها به آدم دست می دهد، دارای فواید و آثار مثبت دیگری است که در نگاه اول، کسی متوجه آن نمی شود. یکی از این ابعاد ناشناخته، افزایش تاب آوری و بالا رفتن میزان تحمل است. می فرمایید چطوری؟ این طوری که کاشت و پرورش نیاز به صبوری بسیار دارد، باید بکارید، آبیاری کنید. هرس کنید، دفع آفات کنید و .. این به آسانی میسر نیست و عشق و علاقه ای خاص را می طلبد.

 

یادم می آید وقتی مقداری تخم گشنیز و ریحان کاشتم که به دلیل مناسب نبودن نوع خاک رشد نمی کرد، چقدر دنبال راه و چاه گشتم و از کارشناسان مختلف سوال پرسیدم تا جواب را یافتم و این روند تنها با موضوع خوشحالم و از همین الان هم می توانم تغییراتی را در خودم حس کنم.

 

دیگر این که فهمیدم وقتی که موظف هستیم هر روز یا در طول هفته ساعات خاصی را برای آبیاری اختصاص دهیم، حس مسئولیت پذیری در ما تقویت خواهد شد و این مسئولیت پذیری نیز با خودش برنامه ریزی را به همراه می آورد. چون ما را هدفمند کرده و می دانیم که باید در یک روال منظم با طبیعت خانگی خود قرار ملاقات هایی را تنظیم کرده و به دیدارشان برویم.

 

اوایل ممکن بود فراموش کنم که به آن ها آب بدهم و همسرم مرا مطلع می کرد، اما اکنون به موقع آب می دهم. کود می دهم، و گاهی هم برایشان حرف می زنم، احساس می کنم دارم موهای فرزندانم را اصلاح می کنم و این احساس لذت مضاعفی است برای من.

 

ثابت شده که هم نشینی با گل و گیاه باعث ترشح مسکن های طبیعی در بدن می شود که به آن ها اندورفین می گویند و به مورفین طبیعی بدن معروف است. اندورفین موجب احساس شادی و نشاط می شود و از بین برنده استرس و اضطراب است. زمان هایی که حال خوبی نداریم و خلق مان مناسب نیست میزان اندورفین در بدن کاهش پیدا کرده و خوب است که این ماده با یکسری از فعالیت های خاص در بدن ترشح می شود. فعالیت هایی مثل ورزش کردن، خندیدن، تنفس هوای پاک، گوش دادن به موسیقی، رابطه جنسی، ارتباط با مردم و نوازش و ماساژ پوست. در کنار این موارد هم نشینی با گل و گیاه هم به عنوان یکی از روش های افزایش دهنده ترشح اندورفین عنوان شده است.

 

همچنین ناگفته پیداست که ایجاد چنین فضایی هوای دل چسب و پاکیزه ای را با خودش به ارمغان می آورد. مخصوصا زمانی که یک نفر مثل من، بخت با وی یار باشد و از وجود چند درخت کوچک و بزرگ بهره ببرد. البته خیلی های دیگر که این امکان برایشان فراهم نیست، می توانند با گل و گیاه آپارتمانی متعدد، کمبود آن را جبران کنند. کاری که من بعد از اسباب کشی از این منزل و در جای دیگر انجام خواهم داد، هر چند که امیدوارم شرایطی فراهم شود و من توانایی خرید خانه را پیدا کنم و صد البته که مشتری پرو پا قرص این خانه شده ام.

 

راستی! تا به حال به این فکر کرده اید که مراقبت از موجود زنده چه موهبت بزرگی است؟ وقتی که شما از این توانایی برخوردارید که از یک موجود زنده مراقبت کنید و در روند رشد آن سهم به سزایی دارید، اعتماد به نفستان بالا می رود و احساس توان مندی و کارآمدی به شما دست می دهد. اعتماد به نفس به آدم نیرو می دهد و انگیزه های آدم را بیشتر می کند.

 

طبیعت جان دارد و به سبک خودش نفس می کشد و من خوشحالم از این که فرصت پرورش و مراقبت از این موجود دوست داشتنی را در اختیار دارم. شاید به نظرتان اغراق آمیز باشد اما من الان دارم همه این احساس های خوب را تجربه می کنم و خیلی دوست دارم این لحظه را با دیگران به اشتراک بگذارم.

 

مطالب مرتبط: 

تأثیرات خارق العاده گل و گیاه بر سلامت روان که شاید تصورش سخت باشد

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن