روانشناسی

۶ مولفه مهم که نشان می دهد سلامت روان دارید یا خیر

دیدگاه های متعددی درباره مفهوم سلامتی و مولفه های آن ارایه شده است. مدل چند بعدی ریف یکی از مهمترین مدل هایی است که بهزیستی روان شناختی را مفهوم سازی و عملیاتی کرده است.

 

موسسه خانواده سلامت بنیان- محبوبه حبیبی پور؛ در دهه های اخیر روانشناسان به این نتیجه رسیدند که سلامت روانی زوجین بر عملکرد خانواده و سطح سازگاری زناشویی تأثیر دارد. تاکنون علم روانشناسی تأکید بیشتری بر بیماری در مقایسه با سلامت، ترس در مقایسه با شهامت و پرخاشگری در مقایسه با عشق داشته است. ولی در سال های اخیر با ظهور رویکردهای جدید، شاخص سلامتی، عدم وجود نشانه های بیماری روانی نیست. در این رویکردها، سازگاری، شادمانی، اعتماد به نفس و سایر ویژگی های مثبت نشان دهنده سلامت روانی بوده و هدف اصلی در زندگی، شکوفا کردن قابلیت های فردی است.

 

تغییر رویکرد در نگاه به سلامتی روان

در تعریف و تبیین سلامت روانی به جای تمرکز بر بیماری، ضعف و تنش بر توانایی ها و داشته های فرد متمرکز شده اند. این تغییر رویکرد موجب شد روانشناسان این گروه در توصیف و تعریف سلامت روانی بیشتر از اصطلاح بهزیستی روان شناختی که بیشتر دارای بار مثبت است استفاده کنند. از این منظر، کسی دارای بهزیستی روان شناختی است که ویژگی هایی مانند حرمت به خود، ارتباطات گسترده اجتماعی، احساس خودکارآمدی و حس استقلال دارد.

 

بهزیستی روان شناختی دارای یک جنبه درونی است. مولفه ضروری خوب زندگی کردن از نظر دانشمندان بهزیستی روانی، درونی است که در آن هر شخص زندگی اش را دوست داشته و ارزش های تأثیرگذار و عاطفی موثر بر زندگی اش را می داند. این ارزش ها شامل واکنش های عاطفی به حوادث، مطلوب بودن قضاوت ها، شناخت از رضایتمندی و تکامل است.

 

علاوه بر جنبه های درونی بهزیستی روان شناختی، برخی مسایل عام هم از قبیل سلامتی و روابط اجتماعی مثبت وجود دارند که چنان ظریف با تجربه سلامتی در هم تنیده اند که آنها هم بخشی از ثروت روان شناختی به حساب می آیند.

 

برخی از مولفه های اساسی بهزیستی روان شناختی شامل موارد زیر هستند:

  • رضایت از زندگی و شادی
  • معنویت و معنا در زندگی
  • نگرش های مثبت و هیجان ها
  • روابط اجتماعی محبت آمیز
  • فعالیت های درگیرکننده و کار
  • ارزش ها و اهداف زندگی برای تحقق آنها
  • سلامتی جسمی و روانی
  • کفایت مالی برای برآوردن نیازها

 

نگاه سازمان بهداشت جهانی به سلامت روان

در تعریف سازمان بهداشت جهانی، سلامتی به معنای نداشتن بیماری نیست بلکه بهداشت سلامتی به صورت بهزیستی کامل جسمانی، روانی، اجتماعی و نه صرفا بیماری یا ضعف و ناتوانی تعریف می شود. البته، نتایج بررسی ها نشان داده اند که بهزیستی روان شناختی و مولفه های آن در هر برهه از زندگی و در رابطه با ویژگی های جمعیت شناختی از قبیل سن، جنسیت، تحصیلات و شغل وضعیت متفاوتی دارند و این عوامل قادرند سطح بهزیستی روان شناختی را تحت تأثیر قرار دهند.

 

۶ مولفه بهزیستی روان شناختی از دیدگاه ریف

دیدگاه های متعددی درباره مفهوم سلامت روان و مولفه های آن، خوشبختی و انسان کامل ارایه شده و محققانی مانند مزلو، آلپورت، راجرز، فرانکل و ریف مولفه های متعددی را برای بهزیستی روانی ارایه کردند. مدل چند بعدی ریف یکی از مهمترین مدل هایی است که بهزیستی روان شناختی را مفهوم سازی و عملیاتی کرده است. این مدل از ۶ مولفه “پذیرش خود (داشتن نگرش مثبت درباره خود)”، “خودمختاری”، “ارتباط مثبت با دیگران (داشتن روابط گرم و صمیمانه با دیگران و توانایی دوست داشتن)”، “هدفمندی در زندگی (داشتن هدف های کلی، مقاصد و حس جهت گیری در زندگی)”، “تسلط بر محیط (توانایی انتخاب یا ایجاد بافت های محیطی مناسب با شرایط روانی خویش)” و “رشد شخصی (تحول مداوم نیروهای بالقوه خویش)” تشکیل شده است. این مولفه ها حالت دو قطبی دارند و به صورت نمره بالا و پایین تعریف می شوند.

 

در ادامه این مطلب به تشریح هر یک از مولفه های سلامت روان می پردازیم.

 

  1. پذیرش خود

در سطح بالا: داشتن نگرشی مثبت نسبت به خود، پذیرش ابعاد خوب و بد خود، داشتن احساس خوب نسبت به زندگی گذشته خود.

در سطح پایین: داشتن احساس نارضایتی از خود، ناکام و سرخورده بودن از آنچه در گذشته رخ داده، ناخرسندی از ویژگی ها و صفات شخصیتی خود، آرزومند تغییر کردن و تبدیل شدن به کس دیگر.

 

  1. ارتباط مثبت با دیگران

در سطح بالا: دارا بودن ارتباطات رضایت بخش، گرم و مبتنی بر اعتماد با دیگران، نگران رفاه و راحتی دیگران بودن، داشتن احساس همدلی نیرومند، مهربانی و صمیمیت.

در سطح پایین: نداشتن یا کمبود ارتباطات صمیمانه، رضایت بخش و گرم با دیگران، احساس ناکامی و انزوا در روابط شخصی، عدم پذیرش تعهد در قبال دیگران.

 

  1. خودمختاری

در سطح بالا: خودمختار و متکی به خود بودن، توانایی مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی برای اندیشه و عمل، تنظیم رفتار از درون، ارزشیابی خود طبق استانداردهای شخصی.

در سطح پایین: نگران بودن درباره ارزشیابی ها و انتظارات دیگران، اتکا به قضاوت دیگران جهت تصمیم گیری های مهم زندگی، تسلیم شدن در برابر فشارهای اجتماعی و اندیشه و عمل براساس آن.

 

  1. تسلط بر محیط

در سطح بالا: داشتن احساس تسلط و شایستگی در مدیریت محیط، داشتن برنامه جامع و پیچیده برای کنترل محیط، استفاده مناسب از فرصت های محیط، توانایی انتخاب یا ایجاد بافت های مناسب با ارزش ها و نیازهای شخصی.

در سطح پایین: مشکل داشتن در تنظیم امور روزمره زندگی، احساس ناتوانی در تغییر یا بهبود بافت زندگی، ناآگاهی از وجود فرصت های اطراف خود، فقدان احساس کنترل روی جهان خارج

 

  1. هدفمندی در زندگی

در سطح بالا: داشتن هدف و جهت در زندگی، معنی داشتن زندگی گذشته و حال، اعتقاد و باور به ارزش و معنای زندگی.

در سطح پایین: بی معنی بودن زندگی، داشتن اهداف ناچیز و بی اهمیت، نداشتن احساس جهت، ندیدن هدف در زندگی گذشته، اعتقاد نداشتن به ارزش و معنای زندگی.

 

  1. رشد شخصی

در سطح بالا: دارای احساس رشد مستمر، تلقی خود به عنوان موجودی رشد یابنده، تغییر به گونه ای که نشان دهنده افزایش کارآمدی و دانش شخصی است.

در سطح پایین: داشتن حس ایستایی شخصی، نداشتن حس تغییر مثبت یا توسعه در طول زمان، احساس بی علاقگی و ملال نسبت به زندگی، احساس ناتوانی برای شکل دهی به رفتارها و نگرش های جدید.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا