خانه » کارگروه ها » ازدواج و خانواده » ۱۰ مانع یک زندگی زناشویی خوب
اختلافات زناشویی

۱۰ مانع یک زندگی زناشویی خوب

در گفتگوها معمولا گمانه زنی، تغییر جهت از گفتگوی مثبت به گفتگوی منفی و ناتوانی در گوش دادن مشکل ساز است. این مسایل را باید مدنظر قرار دهیم و کمک کنیم مهارت های ارتباطی زوجین تقویت شود و بتوانند به جای نیت خوانی از طریق بیان احساسشان نیت را از طرف مقابل دریافت کنند.

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، در یک تحقیق عواملی که مانع یک زندگی خوب هستند را در میان عده زیادی از زوج ها مورد مطالعه قرار دادند و ۱۰ عامل اصلی را شناسایی کردند.

مشکل در رهبری زندگی

اولین عاملی که زوج ها از آن نام بردند این بود که “ما در مشارکت برابر در رهبری زندگی مشکل داریم”. زن یا شوهر احساس می کنند طرف مقابل همه تصمیمات را در زندگی می گیرد و اهمیتی برای او و نظراتش قائل نیست.

لجاجت

دومین عامل این بود که “همسرم در برخی مواقع بیش از حد لجوج می شود”. باید به زوج ها یاد دهیم وارد سیکل لج بازی نشوند، در مورد طرف مقابل گمانه زنی نکنند، او را براساس گمانه زنی هایشان محکوم و مجازات نکنند. بسیاری از این گمانه زنی ها و مجازات ها همین لج بازی های کودکانه ای است که زوج ها با هم می کنند و هیچ نتیجه ای هم ندارد.

مانع فرزندان

عامل دیگری که زوج ها به عنوان مانع زندگی خوب اشاره کردند این بود که “فرزندان مانع زندگی زناشویی ما شدند”.  اتحاد نظر در تربیت فرزندان نداشتن باعث تنش می شود و باید به زوجین یاد بدهیم در این زمینه با هم هماهنگ باشند و موضع واحدی داشته باشند تا مشکلاتشان کمتر شود.

بسیاری از زوجین بعد از به دنیا آمدن فرزندان در روابط جنسی شان دچار مشکل می شود. باید یک برنامه ریزی داشته باشند که بتوانند علی رغم حضور فرزندان حریم خصوصی و روابط جنسی داشته باشند. برای بعضی از مادران بسیار اهمیت دارد که همیشه فرزندشان را کنار خودشان بخوابانند اما توصیه می کنیم در اولین زمان ممکن اتاق بچه جدا شود تا پدر و مادر بتوانند حریم خصوصی خود را داشته باشند. حتی اگر شرایط فراهم است گاهی اوقات فرزندان را نزد کسی بگذارند و برای خودشان حریم خصوصی ایجاد کنند.

منفی گرایی و عیب جویی

یکی دیگر از مشکلاتی که زوجین مطرح کردند این بود که “همسرم منفی گرا و عیب جوست”. ابتدای ازدواج گفتگوها مثبت است اما به تدریج افراد منفی نگر می شوند.

تفریح نکردن

مورد دیگر این بود که “ای کاش همسرم وقت بیشتری برای تفریح با من می گذاشت”. زوج ها در دوره نامزدی دائم کنار هم هستند و تفریح زیادی با هم دارند اما بعد از ازدواج تفریحات کم می شود. این در حالی است که تفریح داشتن به بهبود روابط عاطفی کمک می کند و حتی بعد از یک تفریح خوب می توانند رابطه جنسی خوبی با هم داشته باشند.

عدم بیان احساسات

نکته بعدی این بود که “ای کاش همسرم بیشتر تمایل داشت احساسات خود را با من در میان بگذارد”. بسیاری از زوج ها با هم حرف نمی زنند و احساساتشان را مطرح نمی کنند. اما باید راجع به مسایل مختلف در رابطه با احساساتشان صحبت کنند.

احساس تقصیر

عامل دیگری که زوج ها مطرح می کردند این بود که “همیشه در برابر مشکلات احساس می کنم مقصرم”. در گفتگوهای سازنده می خواهیم طرف مقابل را مقصر جلوه دهیم و این مساله مخرب یک رابطه است. در واقع، به جای تمرکز روی مشکل روی مقصر متمرکز می شویم و این اشتباه است.

همیشه کوتاه آمدن

نکته دیگری که ذکر کردند این بود که “برای اجتناب از تعارض با همسرش همیشه باید عقب نشینی کنم”. زوجین می گفتند من همیشه باید کوتاه بیایم و انقدر گذشت کردم احساس می کنم زندگی را باخته ام. این احساس بسیار مخرب است و باید سعی کنیم زوجین مهارت های حل تعارض را یاد بگیرند.

 

مشکل در تکمیل کارها و برنامه ها

موردی بعدی این بود که “ما در تکمیل کارها و برنامه هایمان مشکل داریم و نمی توانیم یک کار مشترک را با هم پیش ببریم”.

اختلافات ما هرگز حل نمی شود

نکته آخر این بود که “به نظر نمی رسد اختلافات ما هرگز حل شود”. یعنی به نقطه ای می رسند که  احساس می کنند این اختلافات قابل حل شدن نیست و این مساله مخرب یک رابطه است.

کمک هایی که می توان به زوج ها کرد

در این ۱۰ عامل، عمده مشکلات در مسایل ارتباطی، حل تعارض، شخصیت و انعطاف پذیری افراد است و اگر در رابطه یک زوج بتوانیم این موارد را اصلاح کنیم روابط آنها بسیار بهبود پیدا می کند.

در گفتگوها معمولا گمانه زنی، تغییر جهت از گفتگوی مثبت به گفتگوی منفی و ناتوانی در گوش دادن مشکل ساز است. این مسایل را باید مدنظر قرار دهیم و کمک کنیم مهارت های ارتباطی زوجین تقویت شود و بتوانند به جای نیت خوانی از طریق بیان احساسشان نیت را از طرف مقابل دریافت کنند. همچنین، باید کمکشان کنیم به جای این که تنها نکات منفی را ببینند به نکات مثبت طرف مقابل هم توجه داشته باشند.

باید گوش دادن فعال را هم به زوجین یاد دهیم و از آنها بخواهیم این گوش دادن فعال را در روند زندگیشان رعایت کنند. ارزش گذاری برای همسر هم اهمیت زیادی دارد. این مساله را در سه واژه احترام، فهم و حساسیت می توان خلاصه کرد. یک زوج باید یاد بگیرند نسبت به هم این سه مفهوم را رعایت کنند.

احترام یعنی من تمام توجهم را به حرف های تو معطوف کرده ام، به تو بی ادبی نمی کنم و نسبت به تو الفاظ رکیک به کار نمی برم. فهم به این معناست که چیزی را که همسرمان تجربه می کند را بتوانیم به بهترین شکل و از زاویه دید او درک کنیم. حساسیت هم یعنی بتوانیم نیازهای همسرمان را قبل از این که خودش بگوید ما بفهمیم.

* دکتر علی شیخ الاسلامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.