روانشناسی

هوش هیجانی چیست و چه کمکی به ما می کند؟

هوش هیجانی نوعی توانایی است که از طریق آن درک می کنیم هر انسانی شخصیت، نیازها، خواسته‌ها و روش‌ها‌ی متفاوتی برای بروز احساسات خود دارد و ما نیاز به این شناخت داریم تا بتوانیم موفق تر عمل کنیم.

 

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، تا همین چند سال گذشته وقتی صحبت از هوش می شد همه به IQ توجه می کردند و باور عمومی بر این بود که کسانی هوش بالایی دارند و می توانند در زندگی موفق باشند که IQ بالاتری دارند. این در حالی است که در سال های اخیر مفهوم هوش هیجانی یا EQ بسیار مورد توجه قرار گرفته و حتی کار تا جایی پیش رفته که بسیاری معتقدند هوش هیجانی بالا حتی از IQ هم اهمیت بیشتری دارند و افرادی که از این هوش به خوبی بهره مندند زندگی بهتر و موفق تری را تجربه می کنند.

 

IQ یا هوش عمومی و عملکرد آن

IQ یا هوش عمومی به معنای توانایی ذهنی است و با قابلیت های مختلفی مانند توانایی استدلال منطقی، یادگیری، تفکر، حل مساله، برنامه ریزی و استفاده از زبان ارتباط دارد. در مدارس بچه ها عموما با میزان IQ خود مورد ارزیابی قرار می گیرند و بچه هایی باهوش معرفی می شوند که از نظر میزان IQ در سطح بالاتری قرار دارند. اما متأسفانه بسیار دیده شده که این بچه ها در زمینه EQ مشکلات زیادی دارند و حتی همین مساله باعث می شود نتوانند از IQ بالای خود به خوبی استفاده کنند. نمونه ای از این افراد کسانی هستند که علی رغم بالا بودن هوش و این که کار خود را به درستی انجام می دهند اما در زمینه شغلی همیشه در جا می زنند و نمی توانند پیشرفت چندانی داشته باشند چون هوش هیجانی پایینی دارند.

 

تعریف EQ یا هوش هیجانی

حال برویم سراغ این موضوع که هوش هیجانی که تا این حد اهمیت دارد چیست و چگونه عمل می کند. اولین بار دکتر جان دی مایر و پیتر سالووی، دانشمندان دانشگاه ییل از اصطلاح هوش هیجانی استفاده کنند. به عقیده آنها هوش هیجانی نوعی توانایی است که از طریق آن درک می کنیم هر انسانی شخصیت، نیازها، خواسته‌ها و روش‌ها‌ی متفاوتی برای بروز احساسات خود دارد و ما نیاز به این شناخت داریم تا بتوانیم موفق تر عمل کنیم.

 

دانیل گلمن، روانشناس برجسته آمریکایی نیز هوش هیجانی را چنین تعریف کرده است: «مجموعه‌ مهمی که آن را هوش هیجانی می‌نامیم، شامل توانایی‌هایی است که فرد بتواند انگیزه‌ خود را حفظ نماید، در مقابل ناملایمات پایداری نماید و تکانش‌های خود را کنترل کند و کامیابی را به تعویق بیاندازد، حالات روحی خود را تنظیم نماید و نگذارد پریشانی خاطر، قدرت تفکر او را خدشه‌دار سازد، با دیگران همدلی کند و امیدوار باشد».

 

ویژگی های افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند

به عقیده دکتر مایر مواردی مانند دلنشین بودن، خوش بینی، شادی، انگیزه و آرامش جزء ویژگی های هوش هیجانی نیست و باید در جای دیگری به دنبال هوش هیجانی بگردیم. از نظر دکتر مایر کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند می توانند مشکلات عاطفی را با سرعت و به درستی حل کنند. آنها می توانند به احساسات دیگران و مفهومی که این احساسات دارند پی ببرند. همچنین، این افراد قادرند عواطف خود و دیگران را به خوبی مدیریت کنند.

 

افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند به نسبت دیگران در مواجهه با مشکلات و حل آنها نیاز به تلاش شناختی کمتری دارند. این افراد دارای ذهن بازتری هستند، بیشتر مورد تأیید قرار می گیرند و مناسب شغل هایی هستند که نیازمند تعاملات اجتماعی بالاست. به همین دلیل در مشاغلی مانند تدریس، مشاوره و … موفق تر از دیگران عمل می کنند.

 

در سال ۱۹۹۰ دکتر مایر و سالوی ۴ به شاخه هوش هیجانی رسیدند و اعلام کردند که این ۴ شاخه باعث ایجاد مفهوم جمعی هوش هیجانی می شود. آنها پس از بررسی های بیشتر پیشنهاد کردند که هوش هیجانی قابلیت تقسیم شدن به یک مدل ۴ شاخه ای را دارد و این مدل را در سال ۱۹۹۷ منتشر کردند.

 

۴ شاخه هوش هیجانی به شرح زیر هستند:

 

  1. دریافت درست احساسات: بر این اساس کسی هوش هیجانی بالایی دارد که بتواند احساسات را در صورت و صدای دیگران به درستی تشخیص دهد و درک کند.

 

  1. استفاده از احساسات برای ساده کردن روند فکری: کسی که این توانایی را داشته باشد می تواند از احساسات برای درک و تکمیل فرایندهای شناختی استفاده کند

 

  1. درک احساسات: از آن جایی که احساسات حاوی اطلاعات هستند درک پیام های احساسی و اعمال مرتبط با آنها نوعی مهارت مهم به حساب می آید.

 

  1. مدیریت احساسات: احساسات کاملا قابل کنترل و مدیریت هستند و کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند می توانند به خوبی احساسات خود و دیگران را مدیریت کنند.

 

دلایل اهمیت هوش هیجانی

در این بخش از گزارش به این موضوع می پردازیم که چرا هوش هیجانی اهمیت دارد و ما چرا باید توانایی های خود را در این زمینه افزایش دهیم.

 

  • هوش هیجانی بالا به ما کمک می کند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنیم.
  • باعث می شود روابط شخصی و بین فردی ما خوشایند و دلنشین باشد.
  • به ما کمک می کند زندگی متعادل تری داشته باشیم.
  • زحمت ما را برای حل مشکلات کمتر می کند.
  • باعث می شود احساس رضایت ما از زندگی بیشتر باشد.
  • ما را تبدیل به یک انسان مولد و کارآمد می کند.
  • باعث کاهش کشمکش های درونی می شود.

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا