خانه » کارگروه ها » روانشناسی و قرآن » کودکان بدخلق؛ مطالعه پیرامون کودکان دشوار، پیشگیری و درمان
موسسه خانواده سلامت بنیان -دشوار کودکان بدخلق؛ مطالعه پیرامون کودکان دشوار، پیشگیری و درمان روانشناسی و قرآن

کودکان بدخلق؛ مطالعه پیرامون کودکان دشوار، پیشگیری و درمان

تهیه و تنظیم: مرضیه قهرمانی (کارگروه روانشناسی و قران موسسه خانواده سلامت بنیان)

مقدمه

کودک دشوار یا بدقلق کودکی که سرشت اوطوریست که فعالیت های روزمره اش نامنظم است، تجربیات جدیدرا به کندی می پذیرد و به صورت منفی و شدید واکنش نشان می دهد.

کودکان دشوار در مورد هرچیزی والدین را درگیر میکنند، و روی خواسته های خود اصرار شدید دارند.

اهمیت:

کودک ارزشمندترین وظریف ترین هدیه ایست که خداوند به پدر و مادر سپرده، پس والدین وظیفه دارندکه این بار مسئولیت را با مطلوب ترین روش ها به سرمنزل مقصود برسانند. تربیت کودک مسئله ای آسان و درعین حال دشوار است. بسیاری از انحرافات، اصالت ها و شرافتها ناشی ازسوءیا حسن تربیت است. تاثیرخانه وخانواده در تربیت کودک نامحدود است، ومی توان گفت پایه های تربیتی کودک درخانه نهاده شده است، اهمیت خانواده به عنوان یک واحداجتماعی،مسئله ای غیرقابل تردیداست،

تاثیرخانواده درکودک از نظر فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی بسیار مهم و باارزش است، زیرا کودک مبانی زندگی را در آنجا فرا می گیرد وخوب و بد را در آنجامی آموزد. از این رو خانواده ای که آرامش روحی درآن حکمفرماست، بهترین آموزشگاه برای کودک است که باید در آینده به جرگه عظیم اجتماع بپیوندد. بیشتر«بایدها»،«نبایدها»،«خوبیها»و«زشتیها» و روحیات کودک درخانواده پایه گذاری میشود. بنابراین آشنایی با روشهای تربیتی کودک از ضروریات زندگی خانواده هاست .

کاربرد:

برهرپدر و مادری لازم است که قبل ازتولد فرزندشان، اصول اولیه تربیتی را فراگرفته، خود را برای رسالت سنگین تربیت فرزند، بااستفاده ازشیوه های صحیح تربیتی وکاربرد آن در مقاطع مختلف سنی آماده کنند. دراین بین، والدینی که دارای کودک دشوار یا بدقلق هستند، مسئولیت سنگینتری دارند، زیرا تربیت کودکان بدقلق برای هرکسی ازجمله والدین مشکل است..

کودکان بدقلق یا دشوار چه کسانی هستند؟

این کودکان بدقلق منحصر به فرد هستند، بااین وجود، این کودکان درداشتن یک سیستم عصبی رشدنایافته باهم مشترک هستند، به طوری که حتی به جزئی ترین استرس هم شدیدا واکنش نشان می دهند.این سیستم عصبی نارس، به نوبه خود این کودکان را نسبت به گروه وسیعی ازمسائل یادگیری، اجتماعی وهیجانی آسیب پذیر میسازد. این کودکان پیوسته برای خودگردانی تلاش می کنند، تا انتظارات والدین ومعلمانشان رابرآورده کنند. بهرحال، بااستفاده از فنون مناسب می توان رفتا ر آنان را هدایت کرد.

مهمترین رفتارهایی که یک کودک دشوار از همان آغاز تولد علیرغم طبیعی بودن علائم حیاتی، فیزیولوژیکی و معیارهای رشد ازخود نشان می دهد، عبارتنداز: بی نظمی دربرنامه خواب وبیداری، بی نظمی در اعمال تغذیه ای ودفعی، گریه کردن بیش ازحد وبی دلیل یا به هردلیل غیرقابل پیش بینی، مشکل درآرام شدن وکنترل پیش از شروع گریه. درکودکان دشوار یا بدقلق، لجبازی و بدخلقی بیشتر ازکودکان دیگر مشاهده می شود. درواقع لجبازی الگوی رفتاری خصمانه ومنفی کارانه ای است که معمولا در رابطه با افراد خانواده ومعلمان انجام می گردد. ازنظرتشخیص این اختلال طیف وسیعی از این رفتارهاست که به صورت بهانه جویی ،جیغ دادکردن، کینه توزی، بحث با بزرگترها، شکستن قوانین کوچک و بدخلقی و…تظاهرمی کند.

دردومرحله رشد یعنی نوپایی و نوجوانی به طورطبیعی به دلیل رشد استقلال و شکلگیری شخصیت، رفتارهای منفی گرایی مانند لجبازی و بدخلقی وجود دارد.

علل رفتارکودک دشوار یا بدقلق

به طورکلی علتهای بدخلقی و لجبازی کودکان دشوار را می توان به صورت علل فردی، محیطی و خانوادگی تقسیم بندی کرد.

عوامل ژنتیک و هرعاملی که باعث صدمات خفیف مغزی درکودکان می شود، ازجمله:

وزن کم بدوتولد و صدمات مغزی را می توان جزء عوامل فردی قرارداد.

مسئله مهم درعوامل محیطی، هماهنگی مزاج والدین وکودک است. کودک بدقلق باداشتن مادری باحوصله و باتدبیرصحیح، رفتارهای مقبولی دارد، اما کودک بدقلق در مقابل مادری بی حوصله، دمدمی مزاج وعصبی ،مشکلات عدیده رفتاری پیدامی کند. درمورد فاکتورهای خانواده باید بگوییم مسئله کنترل درخانواده به مسائل مختلفی مانند منش افراد، درگیری عاطفی اعضاء باهم، وبه ارزشهای موجود در یک خانواده ربط دارد. معمولاکنترل های خشن در خانواده کودکان لجباز دیده می شود. راههای کنترل خشم درخانواده نیز مهم است. توافق والدین بر سر حدود و ارائه آن به کودکان مهم است. والدین همفکر، باثبات و علاقمند، مشکلات کمتری باکودکانشان دارند. شرکت اعضای خانواده در تنظیم مقررات و نحوه اجرای آن درخانواده، تشویق و تداوم در برنامه ها، پاداش و توجه مناسب به رفتار مطلوب نیز نقش مهمی دارد. والدینی که انتظارات خود را ازکودکان پیگیری می کنند، معمولا به کودکانشان دستور واضح، اختصاصی، ودرحد توانایی شان ارائه میدهند، در مقابل دستورات مبهم والدین و عدم پیگیری آن، مشکلات کمتری را درکودکان ایجاد می کنند.

دلایل تحریک پذیری کودکان

دلایل متعددی برای تحریک پذیری کودکان وجود دارد. گاهی اوقات مشکلات پزشکی مانند: عفونت های مزمن گوش، استفراغ های پیاپی، حساسیت های شدید، عفونت های مجرای ادرار، می توانند باعث ناراحتی و تجربه درد درکودک شوند. یک مشکل مشترک که در بسیاری ازکودکان مشاهده می شود، برگرداندن شیراست،کودکانی که وابسته به رژیم سنگین«گلوتن» (فراورده های گندم) یا فراورده های قندی هستند، بیشتر دچار نوسانات خلقی یا تحریک پذیری می شوند.

برخی ازکودکان، تحریک پذیر متولد می شوند و «خلق وخوی دشواری» دارند. کودکانی که خلق وخوی دشواردارند، معمولا هیجانی ترند، برای عمل تغییر مشکل زیادی دارند، و به سادگی درمانده و مضطرب میشوند. برای آنها ایجاد فقط یک خلق قانع و شاد برای مدتی طولانی سخت است. این کودکان درهنگام ایجاد تغییر درخلق ،گرایش به انعطاف پذیری و سازگاری کمتری دارند.درنتیجه آنها اغلب کنترل موقعیت راخود به دست می گیرند، زیرا تمایل دارند کارها دقیقا همانطوری که می خواهند انجام شود.رایجترین دلیل برای تحریک پذیری کودکان این است که آنها به تحریک حسی سریع واکنش نشان می دهند.تجارب بنیادی مثل شستن صورت، لباس پوشیدن، سروصدا در زمین بازی، با یک خانه شلوغ و پرهرج ومرج میتوانند بردستگاه عصبی کودکان تحریک پذیر فشار واردکنند که این امر ممکن است منجر به فرسودگی کودک شود.

چه چیزکودک شما را تحریک پذیر می کند؟

معمولاکودکانی که مشکل خلق دارند، دارای والدینی هستندکه آنها نیزدرخلق وخو مشکل دارند.

مشکلات مشترکی که موجب تحریک پذیری می شوند:

خوابش نمیبرد ونمی تواندخوابش را حفظ کندتحریک بیش از اندازه توسط محرک حسیخلق بسیارتحریک پذیر؛ به آسانی مضطرب می شودحساسیت ها، مشکلات پزشکیاسهال های پی در پی، مشکلات گوارشی یاخوراکی
مهارت های سازماندهی ضعیففرسودگی و خستگی بیش ازاندازه به دلیل محدودیتانعطاف ناپذیری، عدم انطباقزندگی درخانه ای آشفته پرهرج ومرجوالدین عصبانی، افسرده یا تحریک پذیر

 

ویژگیهای کودکان دشوارگوناگون است که درذیل به آنها اشاره میشود:

مشکلات خواب درکودکان: ازتولد تا مدرسه

مشکلات خواب در بین کودکانی که در تنظیم خلق و سطح فعالیت مشکل دارند وکودکانی که اختلالات یکپارچگی حسی دارند، مشترک است. اختلالات خواب ، دربین کودکان ده تا دوازده ماهه که اضطراب جدایی اولیه دارند، در بیشترین حد خود است. بسیاری ازکودکان 19تا24 ماه مشکل تحریک پذیری دارند ونسبت به تحریک حسی، بسیارحساسند، میتوانند به راحتی بخوابند، ولی ممکن است درطول شب مکررا بیدار شوند. معمولا ترس درکودکان در بین دو تا سه سالگی آغاز میشود(مانند: ترس از رعدوبرق یاوجود هیولا)، همچنین ممکن است وحشت های شبانه ،علت دیگری برای پریدن کودک ازخواب و ترس اوباشند. اضطراب ها نیزمی تواند موجب بی خوابی کودک شوند، به طوری که اگرکودک خوابش هم ببرد، اغلب خواب متلاطم وآشفته ای دارد.

عوامل دیگری که خواب را تحت تاثیرقرارمی دهند

مشکلات خواب می توانند به شماری ازعوامل دیگر نسبت داده شوند. برخی ازمطالعات نشان می دهد، مادرانی که اضطراب، نگرانی و افسردگی را تجربه کرده اند، بیشتر مستعد انتقال تنش به کودکشان هستند. این تنش می تواند به سادگی شامل احساس گناه یک مادر از تنها گذاشتن کودکش درخانه به خاطر کار بیرون ازخانه باشد. زیرا چنین مادری پیش خود فکر میکندکه فقط موقع خواب، کنار فرزندش حضوردارد. یک زندگی خانوادگی پرهرج ومرج و سازمان نیافته هم می تواند موجب مشکل خواب شود. برای مثال،می توان به خوابیدن کودک دریک اتاق بسیار به هم ریخته و یا یک تختخواب نامرتب اشاره دارد.گذشته ازاین اختلالات خواب ممکن است درکودکانی که مشکلات معده، عفونت های گوش، وقفه تنفسی، حساسیت هاو مشکلات حسی، و در برخی موارد مشکلات عصب-شناختی دارند مشاهده شوند. یک متخصص اطفال قادر است این مشکلات رادرکودک تشخیص دهد.دراین میان کودکان بی قرار، بدخلق، هیجانی واکنشی وتحریک پذیردرگروه مستعدین اختلالات خواب قراردارند.

تاثیرمشکلات خواب در رشد

بسیاری از نوزادانی که مشکلات خواب را تجربه می کنند، اغلب خودشان این مشکل را تا نه ماهگی حل میکنند. اگرمشکلات خواب استمرار پیداکنند، ممکن است به همراه این مشکلات، اختلالات رشدی یاعاطفی نیز بروز پیداکنند.کودکانی که مشکلات کشیدگی عضلانی دارند، اغلب خواب راحتی ندارند. بعلاوه،کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم (درخودماندگی)،دارای چرخه های خواب غیرعادی هستند.این کودکان اغلب شبها بیدارمی مانند، زیرا فکرمی کنند شبها زمان بازی و بی قراری است. همچنین کودکانی که حساسیت شدید حسی دارند، به دلیل داشتن یک سیستم عصبی با برانگیختگی بالا، دارای مشکلات خواب هستند.درمیان این کودکان، اختلالات اضطرابی، به ویژه اضطراب جدایی و مشکلات تنها بودن رایج است. درنهایت کودکانی که اختلال بیش فعالی یا نقص توجه دارند اغلب کم توجه، فزونکار، تکانشی ودارای مشکلات خواب هستند.

نکته مهم: وقتی والدین بی خیال هستند، ودر رعایت برنامه های روزمره مربوط به خوابیدن همسان نیستند، مشکلات خواب درکودکان وضع بدتری پیدا می کنند.به خاطر وجوددلایل متعدد برای مشکلات خواب، منظم بودن و فکرکردن درباره علل به وجودآورنده این مشکلات اهمیت می یابد.

 

درمان

خودتسکین دهی وعلت اهمیت آن برای خواب

کودکان بری اینکه بتوانند بدون وابستگی به والدینشان خواب راحتی داشته باشند لازم است مهارتهای خود آرام سازی را کسب کنند. نوزادان وکودکانی که باگریه و بیدارشدن، والدین خود را صدامی زنند،معمولاخواب راحتی ندارند وحتی باوسایلی مانند: پستانک یا عروسک هم آرام نمی شوند.اکثر اوقات، لازم است والدین کنارکودک دراز بکشند تا بدین وسیله در به خواب رفتن به اوکمک کنند. وقتی والدین آن قدرخسته اندکه زودتر از کودک به خواب می روند، این کار می تواند نتیجه عکس دهد.کلید خودآرام سازی کودک این است که او در تختخوابش بیدار بماند و از یک وسیله کمکی برای خوابیدن استفاده کند. برای مثال،کودک میتواند با در آغوش گرفتن عروسکش وخواندن یک سرود، خواب راحتی داشته باشد. همچنین دانستن این مسئله

برای کودک که تمام کودکان، هرشب مانند او دو تا چهار بار بیدارمی شوند،کمک زیادی به خوابیدن او میکند..فرق بین کودکی که خوب می خوابد وکودکی که بد می خوابد این است که، کودکی بد میخوابد با هر بیدار شدن، والدینش را با صدای گریه بیدارمی کند.

بهانه جویی کودکان

ازدشواریهای رفتاری بسیاری ازکودکان مخصوصا در سنین معین و مراحلی خاص یکی مسئله بهانه جویی کودکان است. در بسیاری از خانواده ها کودکان را میشناسیم که دایما سراز لجبازی درآورده برای مسائل جزئی بهانه می گیرند.گویی چنانندکه نسبت به همه مسائل و جریانات انتقاد و نسبت به همه اعتراض دارند. اینان بگونه ای هستندکه اگر هر روز ساعتی گریه نکنند و بر سر والدین و اعضای خانواده بلایی نیاورند آرام و قرار نمی گیرند. چیزی را ازمادرمی طلبند و اگر مختصرتاخیر و اشکالی درآن پدید آید، بهانه تراشی کرده ولج می کنند.گاهی هم هیچ اشکالی درکارنیست وعذری هم ندارند ولی به اصطلاح مادران وعده شان سررسیده و بی جهت بهانه می کنند و در این امر تا نیم ساعتی نگریند و مزاحمت ایجاد نکنند، آرام وقرار نمی گیرند. والدین چنین کودکانی از رفتار او در زحمتند، تاحدی که ازآمد و شد بستگان درخانه خودویا رفتن خودشان به مهمانی ناراحتند واحساس شرمساری دارند.کودک با لجبازی های خود، عیش شان را منغص میکند و لذت و شادابی را از اطرافیان می گیرد.

معرفی و بیان این حالت

نخست ببینیم بهانه گیری چیست و چه زمینه ای درکودکان و بزرگسالان دارد؟ وکودک بهانه گیرکیست؟ بهانه گیری عرضه و ارائه رفتاری است که درآن خشم و اعتراض، نارضایی و انتقاد درهم آمیخته اند و براثر آن کودک دربرابرخواستها ودستورها موضع منفی به خود می گیرد. اوظاهرا خواستار آن است که جریان به نفع او و تغییرصحنه طبق خواست اوباشد، ولی اولا چنین امری برای خانواده ها میسر نیست، وثانیا اگر هم میسر باشد معلوم نیست کودک بدان تن در دهد و ازآن راضی باشد.

کودکانی که اختلالات عصبی دارند و بهانه گیری شان به آن مربوط می شود، ممکن است، پس ازتامین خواسته ها باز هم آرام و قرار نگیرند وخواسته دیگری را مطرح کنند.

بهرحال اصل براین است که او منفی بافی و بهانه تراشی کند چه درشرایط عادی و چه درشرایط غیرعادی .ولی معمولا آمادگی او برای انفجار با مختصر زمینه ناخشنودی همراه است.

عمومیت آن

بهانه گیری درکودکان و حتی بزرگسالان امری شایع وعمومی است. هیچ کسی نیست که لااقل در مرحله ای از عمر از این مرحله نگذشته و یا اصلا بهانه گیری نکرده باشد. و این مسئله ای نیست که خاص منطقه و گروهی معین از افراد باشد. در همه جوامع، باهر نوع تربیتی که پرورش یابند، این حالت مشهود است.

سنین آن

بهانه گیری کودک درسنین بسیار زود آغاز می شود و والدین و مربیان مخصوصا مادران خیلی زود در مییابندکه فرزندشان چگونه فردی است. آرام است یا ناآرام، سر به راه است و یابهانه گیر و لجوج، نشانه ها وعلائم آن راحتی درسنین 4تا6 ماهگی می بینیم.

آنچه به صورت عیان و قابل ملاحظه است از نیمه دوم سنین 2 سالگی و یا از حدود18 ماهگی است که تدریجا بروز و نماد عیان دارند ودر فاصله بین 2تا3 سالگی به اوج و نهایت خود میرسند. روانشناسان سن تربیتی، سن 2 سالگی را سن لجبازی نام نهاده اند وگفته اند درفاصله 2تا3 سالگی این حالت به اوج کمال خود می رسدو نهایت منفی بافی های ناشی از این امر را در آن سن می توان دید.کودک 4ساله درلجبازی است که پای به زمین می کوبد، و از فرط عصبانیت فریاد می زند و دائما درحال مخالفت است. درباره هرامری بهانه می گیرد و بازخواست می کند و قهروآشتی کارروزمره وعادی اوست و باصحنه سازی ها سعی دارد دیگران را به تسلیم بکشاند.

 

راههای درمان واصلاح

1)کشف علت و نوع آن: آری، این قدم اول در هر نوع اقدام درمانی است. دراین زمینه باید دیدکه بهانه جویی کودک زائیده شرایط رشداست؟ ناشی ازاختلال و بیماری است؟ به علت سوء تربیت و بدآموزی است؟ به خاطرجنبه عاطفی است؟…..بهرحال باید علت معلوم شود. همچنین نوع بهانه گیری کودک باید معلوم شودکه عمدی است یاغیرعمدی؟ آگاهانه است یا ناخودآگاه و….

2)رفع عوارض: اگر بهانه گیری کودک به عنوان یک عادت به حساب آید طبیعی است که در مورد آن از شیوه ضدعادت استفاده کنیم. ولی عبارت کاملتراینست که بگوییم دراین را به رفع عارضه می کنیم .براین اساس دراین رابطه سعی داریم عذر را ازکودک دورکنیم.

3)تذکر و تفهیم: در مواردی ضروری است بازبان کودک به او تفهیم شود که عمل او نارواست و برای او زشت است که برای مسئله ای چنین و چنان گریه کند. بزرگ شده باید با زبان منطق و به زبان خودش حرفش را بزند.

4)رفع نیازهای اساسی: کودکان نیازهای متعددی دارند، ولی از بین آنها دو نیاز از همه مهمتر است؛ یکی نیازهای شکمی: از آب وغذا و…. دوم نیازهای عاطفی: چون مهرورزی، نوازش و محبت. وحتی از جهاتی این نیاز دوم مهمتر از نیاز اول است. والدین و مربیان باید در رفع این دو نیاز مراقبت بیشتری داشته باشند. چه بسیار ازکودکان که به خاطرکمبود محبت تن به چنین حال و وصفی می دهند و حتی شرارت و طوفان        ببار می آورند.

5) بی اعتنایی: گاهی بهانه گیری او را مورد بی اعتنایی قرار دهید. حتی او را تنها بگذارید، از اتاق او بیرون بروید، به اصرار و اجبار نپردازید، موردنوازش قرارش ندهید، ممکن است او در شام یا نهار بهانه گیری کند، بدون خشم و درگیری اعتنایش نکنید، مطمئن باشید گرسنه نخواهد ماند، در وقت نیاز غذایش را خواهد خورد. مهم این است که خوددار باشید وآرامش خود را حفظ کنید.

6)سخن آخر: میتوانید به او اعلام کنید که بالاخره از این راه به هدف خود نمی رسد و مادام که آرام نشده به هدف دست نخواهد یافت. از راه گریه و بهانه گیری چیزی نصیب او نخواهد شد. باید ساکت و آرام بماند. این امر برای مواردی باید باشدکه شما اطمینان داریدکه بهانه گیری وگریه او بدون دلیل است و اومیخواهد از این وسیله به هدف برسد.چون گاهی ممکن است واقعا کودک دردی داشته ودرگوشه ای افتاده وگریه میکند.

کج خلقی کودکان

کج خلقی یک انفجارهیجانی غیرمعمول و شدید است و زمانی رخ می دهد که کودک نوپای شما ازکنترل خارج شود. این وضعیت هیجانی به صورت عملی اثبات می کند که نوپای شما ازدرون احساس بی نظمی و اغتشاش می کند. تقریبا همه کج خلقی ها وقتی به وقوع می پیوندد که کودک شما کنارکسانی است که آنها را از همه بیشتر دوست دارد و احتمالا یکی از این افراد خود شما هستید. البته شما می دانید که پدر یا مادر بودن چقدر دشوار است! کج خلقی بیش از آن است که فقط خلق وخوی کودک را برای ما روشن کند. خلق وخوممکن است به شما نشان دهد که کودک چه طور به نظر می رسد، ولی نمی تواند بیانگر احساس شما درباره کودک باشد. اگر شما رفتارهای کودک را فقط به عنوان کج خلقی های خلق وخویی نگاه کنید نه تنها به کودک نوپای خود خدمت نکرده اید بلکه یکی از ارزشمندترین فرصت ها برای کمک به کودک –جهت کنترل خود،هنگام بروز هیجانات قوی و قدرتمند-را ازدست میدهید.

به بیان دیگر، چه باورداشته باشید و چه باور نداشته باشید، کج خلقی ها مراحل طبیعی، پیوسته مثبتی در فرایند رشد کودک هستند.کج خلقی ها ثابت می کنند که کودک شما، شروع به ایجاد حس امنیت و نوعی اعتماد به نفس و نیز ارزیابی موقعیت خود در جهان کرده است. بروزکج خلقی راهی است که کودک شما ابراز می کند تا از عهده رویارویی با ناامیدی ناشی از احساس شکننده اش درباره این که کیست و یا در چه جایگاهی قرارگرفته است، برآید. نوپایان ازدو طریق به یادگیری می پردازند:

اول: انجام دادن کارها

دوم: ازطریق ارتباط باشما

درمان

چگونه از بروزکج خلقی کودکان جلوگیری کنیم؟

زمانی که احساس می کنید وقوع کج خلقی نزدیک است وکودک نوپای شما قصدکج خلقی دارد، اگرسریع وبه طور قاطعانه کاری انجام دهید، ممکن است (فقط ممکن است) بتوانیدآن را رفع کرده و از وقوع آن جلوگیری کنید. نوپایان کوچکتر از5/2 سال، غالبا  هیچ نشانه ای را مبنی برآغازکج خلقی ازخودنشان نمیدهند. اگر بخواهیم صادق باشیم به این دلیل آن ها نشانه ای ازکج خلقی ابراز نمی کنند، چراکه نمیدانند قراراست کج خلقی رخ دهد، ولی نوپایان بزرگتر، آگاهی بیشتری دارند و غالبا مقاصد خود را تلگرافی نشان می دهند.

تحریف ذهن نوپا

هنگامی که چهره نوپانشان دهنده احتمال شروع کج خلقی می باشد بسیاری از والدین برای رفع آن، ازهمان حقه قدیمی، نشان دادن دوردست با انگشت استفاده می کنند و می گویند: «اوه،نگاه کن» به تعبیرمن این حقه ممکن است کارساز باشد ولی فقط برای یک دقیقه!

اگربتوانیدکودکتان رادرگیر فعالیتی کنید تا او را خوشحال کند و از آن لذت ببرد به تدریج نتایج بهتری به دست می آورید .به محض اینکه دوباره او را مشغول کنید، ممکن است کاملا فراموش کندکه چه کاری می کرده است. ولی بعضی مواقع شما از او تقاضا دارید طلبه انجام کاری که می خواهید بپردازد، بطورمثال: چای بخورد یا ازحمام بیرون بیاید، این نوع منحرف ساختن ذهن، پاسخ وراه حل کارنیست. اگر می خواهید ذهن او را منحرف کنید؛ مجبورید که قلب و روح خود را یکی کنید. دراین زمینه، دوتکنیک وجود دارد و شما میتوانید آنهارا امتحان کنید:

1)شوخی وخوشمزگی: نوپایان شوخی های پرسروصدا، ژست های جدی، صداهای بامزه، وشخصیت های مضحک را دوست دارند. اگر بخواهید ذهن کودک را منحرف کنید، انجام آن کار سختی نیست. شوخی با نوپا موثر است زیرا:

-باعث می شودکه کودک شما بخندد و وقتی می خندد، خیلی سخت است که عبوس، بدخلق و بدجنس باشد.

-نوپایان خنده را به گریه ترجیح می دهند، بنابراین رقابتی بین خنده وگریه وجود ندارد.

-اگر شما به شوخی و خوشمزگی ادامه دهید، ذهنیات کودک شما به میزان کافی منحرف میشود و اوکاملا فراموش می کندکه چه چیزی باعث ناراحتی اش شده است.

-این کار در شما نیز احساس خوبی ایجاد می کند.

2)خشم و ناراحتی (اگرمجبورید، که تظاهربه خشم کنید):خشم نقطه مقابل شوخی و خوشمزگی است. شوخی وخشم هردو به یک میزان و مانند یکدیگر برای جلوگیری از کج خلقی نوپای شما موثر و کار ساز

می باشند. اما این بار شما او را در بازی شکست می دهید. ابتدا شما وارد معرکه می شوید و وقتی کج خلقی اش شروع میشود از او بیشتر عصبانی می شوید. اگر می خواهید از خشم و عصبانیت برای ایجاد انگیزه و غافلگیری کودک خوداستفاده کنید، اطمینان حاصل کنید که خیلی زود با او دوستی ایجاد می کنید. و عذرخواهی او را به هر روشی که باشد باگرمی وکمال میل می پذیرید. بنابراین عصبانیت راخیلی طولانی نکنید تا آنها یاد نگیرند، با شما قهرکرده و اخم کنند.

خشم و پرخاشگری کودکان

احساس خشم ازکجا می آید؟

خشم اغلب اوقات زمانی غلیان می کندکه بقاء و رفاه ما مورد تهدید قرار می گیرد. به نظر می آید که ما انسانها طوری طراحی شده ایم که با ابرازخشم عصبانیت واکنش نشان می دهیم.این رفتار نشان میدهدکه ما درک می کنیم در چه مخمصه ای افتاده ایم و به دنبال راهی برای حل مشکل هستیم. در واقع خشم میتواند باعث پاسخ های فیزیکی – قرمزشدن صورت، تعریق، صدای تاپ تاپ قلب، تنفس سخت و سریع-شودکه مارا به سمت اقدامات پرخاشگرانه سوق می دهد. وقتی خیلی عصبانی هستیم  بدون اینکه به پیامد کارمان توجه و درمورد آن فکرکنیم، سریع عکس العمل نشان می دهیم. بنابراین پرخاشگری می تواند به شما آسیب برساند، آسیبی که قطعا می توانستید مانع آن شوید. همه ما میتوانیم چنین احساساتی را به یاد بیاوریم. وقتی کودکان کم سن و سالمان خیلی تحت فشار هستند، محدودیت ها میتواند چیزهای مفیدی را به آنها بیاوزد. نظم دومین هدیه مهمی است که والدین می توانند به فرزندانشان بدهند. اولین هدیه ارزشمند والدین به فرزندشان عشق است، و آموزش مهار احساسات قوی مثل خشم و ناامیدی و زندگی با محدودیت ها دردرجه دوم قرارمی گیرد.

احساس خشم سیگنال درونی است که نشان می دهد چیزی واقعی یا خیالی در دنیای درون یا بیرون شمارا مورد تهدید قرار داده است (کودک چهارساله تنها ازتمام شدن مهمهای احساس ناامنی و خطر نمی کند بلکه تحت تاثیر هیجان درونی اش نیز هست) به هرحال وقتی این احساس باقی می ماند و هدف خاص آن تامین نمی شود، چنین بهایی دارد: بعدها ممکن است کودک بدعنق و احساس اولیه اش را در موقعیتی نامرتبط بروز دهد یا ممکن است منزوی و سرخورده شود.کودک یا والدین به موقع متوجه هیچ یک ازاین واکنش ها نمی شوند.

درمان

کمک به کودک برای کنترل خشم

ایجادامنیت: اهمیتی نداردکه چه غاملی باعث عصبانیت کودک شده است، اگر هنوز هم علائم عصبانیت را در او می بینید، ایجاد احساس امنیت باید اولین نگرانی شما باشد. همه انسان ها باید اطمینان حاصل کنند که امنیت دارند و یا می توانند روی کمک دیگران دراین زمینه حساب کنند. دست  از این کاربردار. مصممانه وارد صحنه شوید و بگویید: «همین حالا تمامش کن یا اینکه خودم مجبور می شوم این کار را بکنم.» بعد از این که آرام شد او را در آغوش بگیرید. باید خاطر جمع شود که هنوز دوست داشتنی است قبل از این که آماده شنیدن محدودیت های شما شود.

ایجاد محدودیت ها: ایجاد محدودیت های واضح به همه این اطمینان را میدهد که شما اجازه نمیدهیدکسی صدمه ببیند. آنها باید احساس امنیت کنند چون اگر بخواهند یاد بگیرند احساس خشم خود را کنترل کنند، برایشان خیلی مهم است که از روبرویی  با آن نترسند.

آرامش وآرامش شخصی: در این لحظه کودک باید بتواند خود را آرام کند اما برای موفقیت نیازمندکمک شما نیز هست. اکنون محدودیت های زمانی می تواند راه گشا باشد. از آنها به عنوان روشی برای تنبیه کودک استفاده نکنید؛ استفاده از آن برای تنبیه باعث می شودکودکتان دوباره عصبانی وکلافه شود. (به همین دلیل است که ایجاد محدودیت زمانی گاهی موثر نیست). درعوض می توان آن را فرصتی برای آرام شدن در نظر گرفت. از او بخواهید نفس عیقی بکشد، یک لیوان آب بخورد، یا پارچه مرطوب روی صورتش بگذارید و او را در آغوش بگیرید .عصبانیت باعث می شود میزان توجه کودک کاهش یابد، اما او به دنبال راه حل مناسبی برای حل مشکل خود نیست. وقتی کودک آرامش خود را بیابد می تواند به طور واضحتر در مورد آنچه باعث عصبانیتش شده است و اینکه چه کاری از او ساخته است ،فکر کند.

پیشگیری

گاهی اوقات والدین در می یابند، آنها بیش ازحد رفتار محتاطانه ای باکودک تحریک پذیرخود داشته اند. به همین دلیل، ممکن است بترسند و یک حد و مرزی قراردهند یا یک تغییر فعالیت را تحمیل کنند، زیرا می دانندکودکشان مستعدکج خلقی قشقرق به پاکردن برای ساعت های طولانی است. برخی از والدین دائما رفتارکودک را برای سازماندهی، کنترل می کنند. والدین باید توجه داشته باشند، از راهبردهای مناسبی برای آرام کردن و سازمان بخشیدن به رفتارکودک استفاده نمایند.

یک کاراشتباه، تمایل به تحریک بیش ازحدکودک از طریق حرف زدن زیاد یا دادن فعالیت های پی درپی به او می باشد. باید بدانید، این کار همیشه نتیجه معکوس داده و موجب تحریک بیش از حد و آشفتگی کودک می شود. وقتی مسائل حسی و تحریک پذیری کودک با مشکل خلقی او ترکیب شوند، والدین درمی یابندکه قادر نیستند کودک را خیلی لمس کنند یا حرکت بدهند، زیرا این کارها موجب بدتر شدن وضعیت وتحریک  بیش ازحدکودک می شود.درنتیجه،آنها برای سازمان دادن به کودک به جای استفاده از اشارات یا تجارب حسی (مانندبغل کردن یا نوازش )، ازحرف زدن با او احساس راحتی بیشتری می کنند.

نکته مهم: سعی کنید در یک زمان معین،یک راهبرد ارائه دهید. به اندازه کافی منتظرشویدکه کودک آن را بفهمد و قبل از امتحان هر چیز دیگری به آن پاسخ بدهد.

راهبردهایی برای آموزش آرام شدن به کودکان

راهبرد اول: خودتسکین دهی

راهبرد دوم: فعالیت هایی برای مشکلات لمسی

راهبرد سوم: رهنمودهایی برای کمک به کودکان جهت حرکت آسان وراحت

راهبرد چهارم: آموزش به کودک جهت هماهنگی بیشتر

راهبرد پنجم: یادگیری توجه

راهبرد ششم: پرت کردن حواس

راهبرد هفتم: خودگویی مثبت

راهبرد هشتم: توجه وثبات ذهنی

راهبرد نهم: آرمیدگی منظم و آرام کردن بدن

علاقه تان را به طورعملی به کودک نشان دهید

درخانه با فعالیت ها وکارهای مختلف و سرگرمی دونفره به او اطمینان دهیدکه برایتان عزیز است وخیلی دوستش دارید و با رفتارهای محبت آمیز، عشق خودتان را به او نشان دهید. مثلا بعد از حمام بردنش او را با حوله بپوشانید و با نوازش کردن و بوسیدن سروصورتش از او استقبال کنید.

سخن آخر

سازگاری کودک وابسته به زندگی در محیطی سالم است ،محیطی که درآن اختلاف، درگیری، خشونت و استبداد، بی توجهی به حقوق کودک نباشد. نیازهای اساسی کودک درحدی متعارف رفع شده و طفل درآن احساس رغبت و امنیت داشته باشد.

زندگی را برمحبت استوارکنید، ولی نه به حدی که به لوسی انجامد و از همان خردسالی کودک را تدریجا منطقی و به زبان خود آشنا کنید. او را بگونه ای بارآوریدکه منضبط و منظم و درعین حال روحیه اش شاداب و برای پدر و مادر احترام قائل باشد. در اصلاح و رشد او شتاب به خرج ندهید و به زور و بیش از توقع اورا مبادی آداب بار نیاورید که صدمه آفرین است.

منابع:

1)موثرترین روشهای تربیت کودکان دشوار،نویسندگان جورجیا دیگانگی وآن کندال مترجمان زهراترازی منصوره ربانی زاده ناشرکعبه دل 1389

2)خانواده وکودکان دشوارنویسنده دکترعلی قائمی انتشارات امیری هاد1373

3)استقلال وکاهش وابستگی کودک نویسنده میشل کندی ترجمه حسنا شم بیاتی ناشرپنجره1386

4)کنترل خشم وپرخاشگری درکودکان ازتولدتاهفت سالگی نویسنده تونی برازلتون ترجمه اکرم شکرزاده نشرشهریار1389

5)پیش گیری ودرمان کج خلقی کودکان نوشته پنی هیمز ترجمه دکتررسامک امینی انتشارات کتاب درمانی 1388

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *