خانه » کارگروه ها » ازدواج و خانواده » اندر حکایت شوهرانی که هنوز به بلوغ نرسیده اند!!// بالاخره ازدواج کودکان را قبول کنیم یا نه؟
ازدواج کودک

اندر حکایت شوهرانی که هنوز به بلوغ نرسیده اند!!// بالاخره ازدواج کودکان را قبول کنیم یا نه؟

آنچه که باعث دغدغه مطالبه گران در زمینه تصویب قانون محدودیت ازدواج کودکان می باشد، بیشتر توجه به سن پایین ازدواج دختران است و متاسفانه کمتر توجهی به پسرانی که قبل از بلوغ داماد می شوند، وجود دارد. در حالیکه در پدیده کودک همسری باید نگاه مناسبی به آسیب های هر دو گروه نمود و موضوع را از منظر انسانی نگریست و نه جنسیتی.

دکتر علی شیخ الاسلامی؛ مدیر عامل موسسه خانواده سلامت بنیان در ماه های اخیر بحثی در فضای مجازی و در عرصه رسانه ای به جریان افتاده است تحت عنوان “کودک همسری” یا “ازدواج کودکان”. به روال مرسوم در کشور ما نیز یک دسته در مخالفت با آن و یک دسته در موافقت با آن به ایراد سخن می پردازند. هر گروهی هم استدلال و منطق خاص خود را دارد و هیچ یک حاضر به پذیرش دیدگاه های دیگری نیست.

برخی در موافقت با ازدواج کودکان دین را وسط کشیده و با استعانت از دین سعی می کنند مخالفین را ضد دین جلوه دهند. برخی دیگر هم موضوع را سیاسی می کنند. اما هیچ یک توجه نمی کنند که این موضوع یک بحث علمی است و نه بحثی دینی یا سیاسی.

مخفی کردن دم خروس با قسم حضرت عباس!!

اخیرا نیز کلیپی تبلیغی برای این موضوع ساخته و در فضای مجازی پخش شد که سعی داشت از زبان یک زوج که در سنین پایین ازدواج کرده اند موضوع را خوب جلوه دهد و دم خروس را با قسم حضرت عباس مخفی کند.

دامادهایی که هنوز به بلوغ نرسیده اند را هم ببینیم

آنچه که باعث دغدغه مطالبه گران در زمینه تصویب قانون محدودیت ازدواج کودکان می باشد، بیشتر توجه به سن پایین ازدواج دختران است و متاسفانه کمتر توجهی به پسرانی که قبل از بلوغ داماد می شوند، وجود دارد. در حالیکه در پدیده کودک همسری باید نگاه مناسبی به آسیب های هر دو گروه نمود و موضوع را از منظر انسانی نگریست و نه جنسیتی.

سن بلوغ و اما و اگرهای آن

رشد جسمی، رشد شناختی و رشد اجتماعی عاطفی ابعاد متفاوت رشد هستند که در فرآیندی به نام بلوغ اتفاق می افتد تا کودک به نوجوان تبدیل شود. فرآیند بلوغ در یک بازه زمانی ۵ تا ۷ سال در پسران و دختران اتفاق می افتد. در دختران این فرآیند از ۸ سالگی شروع و تا ۱۶ سالگی تکمیل می شود و در پسران از حدود ۱۳ سالگی شروع و تا ۱۸ سالگی ادامه می یابد.

این فرایند در افراد مختلف و نژاد های مختلف تفاوت هایی با هم دارد و بر مبنای سرشت و شرایطی که فرد در آن قرار دارد متفاوت است. این فرایند در هر فردی نیز با فرد دیگر روندی متفاوت می تواند داشته باشد.

ازدواج یک تحول مهم در زندگی هر فردی است و بعنوان یک مرحله رشدی در زندگی هر فرد می تواند تلقی شود. اگر در این مرحله انتخاب مناسبی داشته باشد می تواند در مسیر رشد و تعالی به وی کمک شود. اما اگر انتخاب نادرستی داشته باشد می تواند او را از رشد باز دارد و زندگی او را دچار خدشه سازد. شخصیت، اعتقادات و باورها، فرهنگ خانوادگی، مهارت های زندگی و توانایی های فردی در ازدواج و زندگی فرد نقش بسزایی دارند.

سن مناسب برای ازدواج در افراد مختلف متفاوت است

با توجه به مراحل بلوغ و رشد فردی و تفاوت هایی که افراد در مراحل رشد جسمی، شناختی، اجتماعی و عاطفی خویش دارند سن مناسب ازدواج ایشان با هم متفاوت است. در یک فرد ممکن است ۱۵ سالگی سن ازدواج فرا رسیده باشد و در فردی دیگر ممکن است تا ۲۰ سالگی هم آمادگی ازدواج ایجاد نشده باشد.

بر این اساس همانقدر که اصرار و اجبار بر ازدواج یک فرد قبل از سن مناسب رشدی وی امری نادرست است اصرار بر عدم ازدواج فردی که در سن مناسب عقلی و رشدی برای ازدواج است نیز نادرست است.

آمارها نشان می دهد سالیانه حدود ۴ هزار ازدواج زیر سن ۱۴ سال ثبت می شود. از سوی دیگر، در گروه سنی زیر ۱۴ سال تاکنون در بین ۴۰۰۰ ازدواج ۱۰۰۰ مورد طلاق گزارش شده است.

(منبع آمار: ثبت سالانه ۴ هزار ازدواج زیر ۱۴ سال در کشور)

مشکل از کجا ریشه می گیرد؟

عمده این ازدواج ها، ازدواج های اجباری هستند که فرزند خانواده در تصمیم گیری برای ازدواج نقشی نداشته و خانواده به جای او تصمیم به ازدواج گرفته اند. طبیعی است که میزان طلاق چنین ازدواج هایی هم زیاد باشد و حتی در سال های بالاتر به طلاق ختم شود.

مشکل فقط بلوغ عقلی و رشدی فردی که ازدواج می کند نیست بلکه اجبار ازدواج از سوی خانواده هاست که مساله را با چالش مواجه می سازد. پس ممکن است فردی در سن پایین شرایط عقلی و رشدی برای ازدواج را داشته باشد ولی خانواده وی را به اجبار مجبور کنند تا ازدواج کند. ممکن است فردی هم شرایط عقلی و رشدی ازدواج را نداشته باشد و خانواده وی را مجبور به ازدواج کنند.

اگر دختر یا پسری در سن پایین شرایط عقلی و رشدی ازدواج را داشته باشد و خانواده نیز ازدواج را به وی تحمیل نکنند چالشی برای ازدواج نخواهد داشت. در چنین شرایطی شاید ازدواج به وی کمک کند تا سیر رشد و تعالی فردی خویش را بهتر طی کند.

اما مساله اینجاست که چه تعداد از ازدواج های زیر سن ۱۵ سال با وجود شرایط عقلی و رشدی مناسب و بدون اجبار و تحمیل از سوی خانواده است؟

بالاخره کودک همسری را قبول کنیم یا نه؟

راهکار مناسب برای این مساله نه ممنوعیت مطلق ازدواج کودکان زیر ۱۵ سال و نه نداشتن قانونی برای محدودیت ازدواج های نامناسب کودکان است.

می توان ازدواج های زیر سن ۱۵ سال را مشروط به تایید کارشناسان و متخصصانی نمود که می توانند شرایط عقلی و رشدی ازدواج را احراز کنند. در اینصورت کودکی که ازدواج برای وی مناسب است و آمادگی ازدواج دارد می تواند ازدواج نماید. اما کودکی که شرایط مناسب ازدواج را ندارد به تشخیص کارشناسان متعهد پزشکی قانونی از ازدواج اجباری و نا مناسب نجات پیدا می کند. در اینصورت نه خلاف شرعی صورت گرفته و نه خلاف اخلاقی و از بسیاری از آسیب ها پیشگیری خواهد شد.

نکته پایانی: بهتر است مسائل علمی را علمی نگه داریم و آنها را از دریچه تنگ تعصب سیاسی یا مذهبی نگاه نکنیم و جامعه را در این قبیل مسائل از شر دو قطبی شدن نجات دهیم.

 

مطالب مرتبط:

چند و چون طرح همسرگزینی در موسسه خانواده سلامت بنیان

نکاتی که موجب می شود همسر بهتری انتخاب کنید

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.