خانه » اخبار موسسه » چرا از ازدواج می‌ترسیم؟/ راهکارهای برطرف کردن ترس از ازدواج

چرا از ازدواج می‌ترسیم؟/ راهکارهای برطرف کردن ترس از ازدواج

در یازدهمین جلسه معارفه موارد ازدواج موسسه خانواده سلامت بنیان دلایل ترس از ازدواج و راهکارهای برطرف کردن این دلایل و ترس‌ها مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، یازدهمین جلسه معارفه موارد ازدواج به همراه گفتگو درباره چگونگی انتخاب همسر با حضور دکتر علی‌ شیخ الاسلامی، مدیرعامل موسسه خانواده سلامت بنیان در محل این موسسه برگزار شد. در گزارش پیش رو نگاهی به مسایل مطرح شده در این جلسه داریم.

در ابتدای این جلسه، حاضران دلایلی را که ممکن است باعث ترس از ازدواج شود مطرح کردند. این دلایل عبارت بود از مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ترس از مسئولیت‌پذیری، اعتیاد، عدم شناخت کافی از طرف مقابل، عدم شناخت کافی از ازدواج و مسایل مربوط به آن، محدود شدن به واسطه ازدواج، دخالت خانواده‌ها، حوادث غیر مترقبه، درک نشدن از سوی طرف مقابل، خیانت، اعمال محدودیت، پرخاشگری و ضرب و شتم، ترس از پشیمان شدن از ازدواج با طرف مقابل و از دست دادن موقعیت‌های بهتر، بیکاری، ورشکستگی، کتمان حقیقت و مشکلات پزشکی مخفی.

در ادامه دکتر شیخ‌الاسلامی توضیحاتی پیرامون هر یک از این دلایل ارایه کرد.

درک طرف مقابل

 با ضریب بالا می‌توان قبل از ازدواج پیش‌بینی کرد که دو نفر یکدیگر را درک خواهند کرد یا خیر. تست شخصیت و همچنین سنجش مهارت‌ همدلی می‌تواند در تشخیص میزان درک طرف مقابل موثر باشد. کسی که مهارت همدلی داشته باشد طرف مقابل خود را درک خواهد کرد.

نحوه سنجش مهارت همدلی به این صورت است که می‌توانیم درباره موقعیت‌هایی که قبلا تجربه کرده از او سوال کنیم. مثلا می‌پرسیم اگر دوستت عصبانی باشد شما چه واکنشی نشان می‌دهی؟ اگر با دوستش همدلی کند مشخص می‌شود که مهارت همدلی دارد اما اگر رفتار آزاردهنده داشته باشد خودمان را به جای دوست او می‌گذاریم و می‌فهمیم رفتار او مخرب است. پس این فرد ابتدا باید مهارت همدلی را کسب کند و پس از آن ازدواج کند یا اگر این مهارت را کسب نکند باید آگاه باشیم با کسی ازدواج می‌کنیم که پس از ازدواج ما را درک نخواهد کرد.

مشکلات پزشکی مخفی

بخشی از این مشکلات قابل کشف است اما در مورد بخش دیگری از آنها کاری نمی‌توان انجام داد. البته، می‌توانیم قبل از ازدواج با پرسیدن سوال ببینیم که واکنش فرد مقابل نسبت به مسایل پزشکی چیست. مثلا می‌گوییم اگر برای من به‌عنوان همسر شما اتفاق بدی بیفتد و مشخص شود که من سرطان دارم شما چه کاری انجام می‌دهید؟ ممکن است بگوید از هم جدا می‌شویم اما اگر بگوید من این مساله را می‌پذیرم و به شما کمک می‌کنم که  درمان شوی، می‌توانی روی این فرد به‌عنوان همسر حساب کنی. یا در مورد خانواده او سوال می‌کنیم که اگر مادر، برادر یا دوستت دچار سرطان شود چه واکنشی خواهی داشت.

مسایل عاطفی نباید در پروسه شناخت قبل از ازدواج وجود داشته باشد چون در این صورت ممکن است پاسخ به این سوالات را به صورت صحیح و شفاف نداشته باشیم. شناخت قبل از ازدواج قبل از شکل‌گیری رابطه عاطفی باید شکل بگیرد. رابطه عاطفی زمانی باید شکل بگیرد که شناخت من از طرف مقابل کامل شده و براساس این شناخت تصمیم می‌گیرم وارد رابطه عاطفی شوم. اما اگر رابطه عاطفی قبل از شناخت ایجاد شود، بدون شناخت وارد ازدواج می‌شویم و تمام ترس‌هایی که به آنها اشاره کردیم وجود خواهد داشت.

اعتیاد

نوعی از اعتیاد که جدیدا به آن اشاره می‌شود اعتیاد به فضای مجازی است. گفته می‌شود هر کس بیشتر از ۱۹ ساعت در هفته در فضای مجازی حضور داشته باشد معتاد به این فضاست. قریب به اتفاق مردم در کشور ما بیشتر از این زمان را به حضور در فضای مجازی اختصاص می‌دهند و به‌گونه‌ای همه به این فضا معتاد شده‌اند. پدر و مادرها یاد گرفته‌اند که با یک موبایل یا تبلت می‌توان بچه را ساکت کرد و مادر و پدر می‌توانند به کارهای خود برسند. فضای مجازی یک تیغ دو لبه است که هم دارای فرصت و هم دارای تهدید است و چیزی که اهمیت دارد این است که ما از فرصت آن استفاده می‌کنیم یا از تهدید. الان در جامعه ما استفاده مفید از فضای مجازی صورت می‌گیرد  اما در بسیاری از موارد از جنبه‌های تهدیدآمیز آن غافل هستیم.

در مورد اعتیادهای سنتی هم باید اشاره کنم که در جامعه مشکلات مختلفی وجود دارد که همه افراد کمابیش آنها را تجربه می‌کنند. اما آدم‌هایی وجود دارند که فاقد برخی از مهارت‌های زندگی هستند و به دلیل این که تحمل مشکلات را ندارند به اعتیاد رو می‌آورند. در واقع، به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم برای مقابله با مشکلات ترجیح می‌دهند اعتیاد را انتخاب کنند که پاک کننده صورت مساله است. البته، شرایط جامعه برای این افراد بدتر می‌شود و فشارهایی که به آنها وارد می‌شود سنگین‌تر از قبل است. براساس آمارها حدود ۹۸ درصد از معتادان ترک می‌کنند اما دوباره به اعتیاد برمی‌گردند.

حال این سوال مطرح می‌شود که از کجا بفهمیم کسی که هنوز معتاد نشده در آینده معتاد می‌شود یا خیر؟ در این مورد می‌سنجیم که فرد در گذشته با استرس‌هایی که داشته چگونه مواجه شده است. کسانی که به دنبال پاک کردن صورت مساله بودند ریسک اعتیاد در آنها بالاست اما ریسک اعتیاد در میان کسانی که به دنبال حل مساله بودند پایین است چون اعتیاد به معنای پاک کردن صورت مساله است.

در اعتیاد احساس لذت با بیشترین شدت ممکن تجربه می‌شود اما بعد از چند ساعت که اثر آن از بین می‌رود فرد احساس می‌کند مشکلات هزار برابر سنگین‌تر است و هوس می‌کند دوباره سراغ مواد برود و وارد چرخه اعتیاد می‌شود. تا زمانی که پول دارد این کار را انجام می‌دهد اما وقتی پول نداشته باشد به دزدی، بزهکاری، گدایی و … رو می‌آورد تا بتواند دوباره آن حال را تجربه کند.

افراد معتاد یاد نگرفته‌اند که به عواقب کارها فکر کنند و تنها از لحظه‌ای که در آن هستند لذت می‌برند. پس افرادی که دوراندیش نیستند و بی مهابا دست به رفتاری می‌زنند ریسک اعتیاد بالاتری دارند. تست شخصیت و ارزیابی مهارتی می‌تواند به ما کمک کند که تشخیص دهیم این آدم می‌تواند معتاد شود یا خیر.

کتمان حقیقت

باید ببینیم فرد چه چیزی را می‌تواند از ما پنهان کند که بعدا در زندگی دچار مشکل شویم؟ ملاک‌های ازدواج باید آشکار باشد بنابراین به صداقت فکر نکنید چون نمی‌توان صداقت را سنجید. همه آدم‌ها دروغ می‌گویند حتی بدون این که بخواهند. پس چیزهایی که می‌توان قبل از ازدواج آنها را پنهان کرد برای ما مهم نیست. بعد از ازدواج مهم است که اعتماد طرف مقابل را حفظ کنیم اما اگر چیزی قابل پنهان کردن باشد قبل از ازدواج هم نمی‌توان کاری در این مورد انجام داد.

اگر به مسایل آشکار دقت کنیم خودبه‌خود فردی را انتخاب خواهیم کرد که کتمان حقیقت هم نداشته باشد. وقتی بررسی می‌کنیم و می‌بینیم آدم اخلاق‌گرایی است مطمئن می‌شویم که کتمان حقیقت نمی‌کند اما وقتی می‌بینیم اخلاق‌گرا نیست و اصول اخلاقی را در زندگی زیر پا می‌گذارد سخت‌تر می‌توانیم به او اعتماد کنیم.

بیکاری

در کشور ما که شرایط اقتصادی ثبات ندارد بیکاری واقعا خبر نمی‌کند. اما باید بسنجیم که فرد جَنَم کار کردن دارد یا  خیر. اگر جَنَم کار کردن دارد نباید نگران بیکاری او بود چون در هر شرایطی کار را عار نمی‌داند و انجام می‌دهد. اما کسانی هستند که کار کردن برایشان ساده نیست و انتظار دارند حقوق و مزایای بسیار بالایی داشته باشد سپس سرکار برود که در این صورت بیکاری مشکل‌ساز خواهد بود.

مسایل مالی مثل ورشکستگی

اگر سبک و مدیریت اقتصادی فرد را بسنجیم متوجه می‌شویم که این فرد دچار ورشکستگی می‌شود یا خیر و اگر دچار ورشکستگی شد می‌تواند دوباره روی پای خود بایستد یا خیر. اما اگر تنها به دارایی فرد نگاه کنیم ضرر خواهیم کرد.

مسئولیت‌پذیری

در تست شخصیت مشخص می شود که یک نفر مسئولیت‌پذیر هست یا خیر.

حوادث غیر مترقبه

اگر فردی تعهد و مسئولیت‌پذیری داشته باشد در صورت وقوع حوادث غیر مترقبه هم به تعهد خود وفادار می‌ماند اما اگر تعهد و مسئولیت‌پذیری او پایین باشد در چنین مواردی ممکن است خانواده را تنها بگذارد.

دخالت خانواده‌ها

این مساله قبل از ازدواج قابل تشخیص است. وقتی پسر یا دختری در زندگی مجردی خود تحت سلطه خانواده است مسلما بعد از ازدواج هم تحت سلطه خانواده خواهد بود اما کسی که قبل از ازدواج مستقل از خانواده تصمیم می‌گیرد پس از ازدواج هم به همین گونه خواهد بود.

اعمال محدودیت

کسانی محدودیت اعمال می‌کنند که فاکتور اعتماد آنها پایین است. کسی که بدبین و بی اعتماد است در شخصیت او قابل تشخیص است. تعصب و غیرت فرد روی مسایل مختلف برای ما مشخص می‌کند که بعد از ازدواج چقدر محدودیت اعمال می‌کند.

باید ببینیم چقدر واقعیت‌های وجودی من از لحاظ رفتارهایم در خانواده و جامعه و با محرم و نامحرم و پوشش من برای او قابل قبول است. اگر این گونه است و همین واقعیتی که هستم را می‌پذیرد اعمال محدودیت نخواهد داشت اما اگر دنبال تغییر من است به این معناست که بعد از ازدواج محدودیت‌ها بیشتر خواهد شد. تغییر چک بلامحل است پس نه تغییر را وعده بدهید و نه وعده بگیرید. قرار نیست بعد از ازدواج به خاطر دیگری تغییر کنیم بلکه همانی را که هستیم باید بپذیریم.

خیانت

یکی از عواملی که می‌تواند باعث شود فرد بعد از ازدواج خیانت کند یا عاشق دیگری شود تنوع طلبی، دمدمی مزاجی و عدم تعهد اوست. در فردی که علاوه بر ویژگی‌های بالا، مسئولیت‌پذیری و دوراندیشی پایینی دارد ریسک خیانت بالاست. آدمی که به وعده‌هایی که می‌دهد متعهد است و اخلاقی رفتار می‌کند باید به دنبال کسی باشد که مثل خود او اخلاقی رفتار کند و متعهد باشد. در این صورت خیانت پیش نمی‌آید.

پرخاشگری و ضرب و شتم

باید ببینیم در گذشته این فرد عصبانیت، پرخاشگری، فحاشی و ضرب و شتم بوده یا خیر. همه خانم‌هایی که مورد پرخاشگری و ضرب و شتم قرار می‌گیرند می‌گویند همسرشان قبل از ازدواج هم چنین رفتارهایی داشته و مثلا مادرش را کتک می‌زده یا فحاشی می‌کرده اما من با او ازدواج کردم چون فکر می‌کردم وقتی عاشق من است امکان ندارد این رفتارها را با من داشته باشد. قبل از ازدواج چیزی به نام عشق نداریم و کاملا بی معناست. به همین دلیل است که ما از “انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه” صحبت می‌کنیم. قبل از ازدواج، احساس در این حد که طرف مقابل حال ما را به هم نزند کافی است.

پشیمانی از ازدواج

کسانی از ازدواج پشیمان می‌شوند که احتیاط لازم را در تصمیم‌گیری‌های خود ندارند. وقتی کسی سریع تصمیم بگیرد، محتاط نباشد و همه جوانب را در تصمیمات خود لحاظ نکند احتمال پشیمانی او بالا می‌رود.

جمع‌بندی

ازدواج باید هدفمند باشد یعنی باید باورها و نگرش‌ها نسبت به مسایل مذهبی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، تربیتی و خرافی، سبک و مدیریت اقتصادی و سبک و مدل‌های ارتباطی، تصمیم‌گیری، خانوادگی، فرهنگی و قومی و تمایلات و انتظارات جنسی طرف مقابل را بسنجیم. البته ابتدا باید این موارد را در خودمان بشناسیم و بسنجیم سپس طرف مقابل را بشناسیم و با خودمان مقایسه کنیم. شباهت‌ها و تفاوت‌ها را استخراج کنیم و ببینیم چقدر می‌توانیم تفاوت‌ها را تحمل کنیم. با سنجش این موارد می‌توانیم با ضریب بسیار بالا ازدواج موفقی داشته باشیم.

در سه تا چهار جلسه باید این موارد را بشناسیم. سپس چند جلسه مشاوره لازم داریم. بعد به ارتباط رسمیت می‌دهیم و ازدواج شکل می‌گیرد. وقتی هدفمند جلو برویم نه عاشق می‌شویم، نه وابستگی احساسی پیدا می‌کنیم و نه گمراه می‌شویم.

۳ نظر

  1. خیلی مطلب خوبی بود. این جلسات ادامه داره؟ کجا برگزار میشه؟

    • دوست عزیز این جلسات دو بار در ماه در موسسه خانواده سلامت بنیان به آدرس تهران -خیابان پیروزی- خیابان ششم نیروی هوایی- بعد از کوچه ۶/۳۳ (شعاع پور) – پلاک ۱۸۹- طبقه اول برگزار می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر با این شماره ها تماس بگیرید:
      ۷۷۴۳۰۱۶۳
      ۷۷۱۶۸۱۱۹

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.