ازدواج و خانواده

تلفن همراه حریم خصوصی زن و شوهر نیست

ما حریم شخصی داریم اما گوشی تلفن همراه، حریم خصوصی نیست. مگر قبلا که تلفن ها ثابت بود ما تلفن منزل را در جیبمان می گذاشتیم و جا بجا می کردیم؟ یا تلفن خصوصی بود؟

 

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، دکتر سید هادی معتمدی، روانشناس و آسیب شناس اجتماعی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی، طی مصاحبه ای به سوالات ما در رابطه با موضوع طلاق و تاثیر شبکه های اجتماعی بر آن پاسخ داد که توجه شما خوانندگان عزیز را به متن مصاحبه جلب می کنیم.

 

  • نظر شما درباره وضعیت طلاق در جامعه فعلی ایران چیست؟

 

طلاق یکی از زیر مجموعه های پازل نسبتا گسترده آسیب های اجتماعی در جامعه ایران است. وقتی راجع به طلاق صحبت می کنیم در واقع درباره بیکاری، اعتیاد، خانواده های نابسمان، مسائل جنسی، ازدواج سفید، بی هنجاری و ناهنجاری های روابط دختر و پسر، ارتباطات خارج از محیط زناشویی، شبکه های مجازی و ارزان شدن روابط جنسی صحبت می شود.

 

طلاق دیگر مفهوم سنتی خود را ندارد و جزیی از پازل آسیب های اجتماعی است. همانطور که اعتیاد، ربا خواری، رشوه خواری، مدارس غیر انتفاعی و زیر میزی گرفتن جزیی از این پازل است. تاکنون حدود ۶۰ آسیب اجتماعی تعریف شده که طلاق به همه اینها بستگی دارد. وقتی راجع به طلاق صحبت می کنیم باید دید کودکان خیابانی، زنان سرپرست خانوار، زنان خیابانی، قانون حقوق کودک و … در چه وضعی قرار دارند.  آیا این زنان در جامعه ما تحت حمایت قرار می گیرند یا نه؟ آیا حقوق زنان در جامعه ما رعایت می شود یا خیر؟ لذا می توان گفت دیگر تعریف کلاسیکی از طلاق، ازدواج و روابط بین اینها نداریم.

 

آمار طلاق در کشور ما حدود ۱۸ درصد است و در میانگین جوامع غربی ۶۰ تا ۷۰ درصد. ما در عین اینکه در رتبه ۴ رشد طلاق هستیم اما جز ۳۰ تا ۴۰ کشور جهان با نرخ طلاق پائین قرار داریم. منتها کشورهای غربی ۲۰ سال قبل هم این آمار را داشتند اما ما در اوایل انقلاب ۹ درصد طلاق داشتیم و امروز ۱۸ درصد یعنی رشد ۱۰۰ درصدی داشتیم.

 

با این حال جامعه ما با وجود در هم ریختگی زیاد سنت های خودش را حفظ کرده است. عمده قضیه در این رابطه خانواده است که مانع طلاق است. به طور کلی در کشورهای جهان سوم مانند ایران و هندوستان حتی اگر طلاق عاطفی هم رخ دهد خانواده اجازه طلاق رسمی نمی دهد. هرچند در تهران ممکن است آمار طلاق بالا باشد اما در سایر استان ها خانواده به راحتی اجازه طلاق نمی دهد.

 

  • به نظر شما شبکه های مجازی و اعتیاد به آنها چه تاثیری در پدیده طلاق دارند؟ آیا مراجعان به سایت های غیر اخلاقی را می توان دسته بندی سنتی و مدرن کرد؟

بر اساس برخی آمارها در دنیا حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون سایت پورنو وجود دارد که نسبت به سایت های اجتماعی و اخلاقی بسیار بالاست چرا که درآمد زایی کلانی دارد. به طور کلی امور غیر اخلاقی درآمد بالایی دارند همچنان که قاچاق یا فروش اسلحه، قاچاق و فروش موارد مخدر، قاچاق زنان و پورنوگرافی به ترتیب بیشترین درآمد را دارند. بنابراین این شبکه ها و درآمدهای کلان و افراد درگیر در این شبکه ها آنقدر زیاد هستند که نمی توان آنها را متوقف کرد. لذا فقط می توان هشدار داد و ادعای کنترل نداشت. حتی کشورهایی که این موضوع را پذیرفته اند نمی توانند کنترلی داشته باشند.

 

کشور ما در مسیر انواع قاچاق قرار دارد چنانکه سالانه قریب به یک میلیون زن و دختر از کشورهای مختلف از مسیر ایران قاچاق می شوند. در اروپا و آمریکا نیز تعداد بسیاری از زنان مورد خرید و فروش واقعی شوند. ممکن است در این ترانزیت افراد ایرانی هم حضور داشته باشند. بخشی دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند که دارای سیستم های فاسد می باشند که زنان در حد حیوان و موجود درجه ۲ تلقی می شوند. قوانین زمان رسول اکرم در عربستان پیشرفته تر از قوانین فعلی حکام سعودی است. طبیعی است که چنین سیستم های مرتجعی فحشا را دامن بزنند.

 

  • نقش بی اخلاقی و بی تفاوتی اجتماعی را در طلاق چگونه ارزیابی می کنید؟ به طور مثال بی تفاوتی اجتماعی که در میدان تصادف و حادثه افراد به جای مداخله و کمک ترجیح می دهند تا فیلم برداری کنند. آیا این جامعه اخلاق اجتماعی خود را از دست داده است؟ پایبندی اجتماعی چگونه است؟

باید دقت کرد که ریشه این موارد در کجاست. ما جامعه ای کاملا جوان داریم (رشد بی رویه جمعیت در زمان جنگ این جمعیت را ایجاد کرد) که آموزش های لازم را ندیده است. ما با بیست میلیون جوان مواجهیم که هیچگونه مهارتی در زندگی ندارد. در کنار این موضوع ما مبارزاتی را علیه بخش خصوصی و سازمان های مردم نهاد شروع کردیم . ما در این زمینه هیچ ان جی اویی نداریم.

 

بسیاری از مجلات نیز ممیزی شدند. بسته شدن یک مجله مانند قطع عضو بدن است. لذا ترکیب آگاهی، آموزش و مدیریت کلان دچار ضعف و مشکل است. چنانکه ما در این زمینه ها مدیریت بحران داریم. افزایش فرار مغزها، افزایش مهاجرت و نبود مدیران کلان ما را دچار بحران مدیریت کرده است.

 

در مورد فیلم برداری و عکس برداری از حوادث می توان گفت فرد به جای اینکه با چشم ببیند با دوربین خود می بیند. سوال این است که آیا اگر موبایل هم داشته باشد کمک می کند یا نه؟ هر دو موضوع بی تفاوتی است. تلفن همراه فقط ابزاری است که ربطی به شخصیت افراد ندارد. ممکن است فرد یک تلفن همراه ۱۰ میلیون تومانی داشته باشد و موقع نیاز گوشی خود را به سمتی پرت کند و به کمک بشتابد اما در مقابل گوشی ۱۰۰ هزار تومانی داشته باشد و به جای کمک عکس بگیرد. این فرد اگر موبایل هم نداشته باشد برای کمک نمی رود. چون مهارت بین فردی و احترام به انسانها را نیاموخته است.

 

در واقع، این جوانان مقصر نیستند بلکه سیستم آموزشی مقصر است که نتوانسته مهارت های لازم را بیاموزد. برای حل این مشکلات باید قانون داشت. حتی به مسائل دینی هم نمی توان موضوع را ربط داد. دیندار بودن مردم بحثی جداست. بله، کسی که دیندار است ممکن است در آن حادثه به کمک دیگران برود اما به طور کلی این موضوع اجتماعی است که باید قانون مناسب وجود داشته باشد. گرچه دین، ایمان و اعتقاد به اخلاق کمک می کند اما نمی توان برای هزینه های اجتماعی از دین هزینه کرد.

 

  • این عدم مهارت آموزی و بی تفاوتی که اشاره کردید در ساختار خانواده چگونه تعریف می شود؟

این مساله هم به مهارت آموزی مربوط می شود. البته یادآوری کنم که ما همگی سنت ها را قبول داریم و هیچکس نمی گوید که سنت ها بد هستند، بلکه مقابله ای برای آفت های مدرنیته هستند. ما کشور متمدنی هستیم که می توانیم بهترین تکنولوژی های روز دنیا را داشته باشیم. این بحث در خانواده هم وارد می شود. ما سنت هایی چون احترام به پدر و مادر، به بزرگتر، به زن داریم اما جوانان این سنت ها را رعایت نمی کنند. آنها در عین حال اساس خانواده را قبول دارند لذا شبکه های مجازی آنقدر توان ندارند که بخواهند سنت و تمدن ما را بگیرند، بلکه مهارت ها وجود ندارد و باید تقویت شود.

 

  • به عنوان آخرین سوال لطفا حریم خصوصی در حوزه موبایل و شبکه های اجتماعی را از نظر روان شناسی تعریف کنید.

ما حریم شخصی داریم اما گوشی تلفن همراه، حریم خصوصی نیست. مگر قبلا که تلفن ها ثابت بود ما تلفن منزل را در جیبمان می گذاشتیم و جا بجا می کردیم؟ یا تلفن خصوصی بود؟ در بین زن و شوهر حریم وجود ندارد، ممکن است بین بچه های بالای ۱۸ سال و والدین حریم باشد اما زن و شوهر حق ندارند حریم داشته باشند. لذا زن و شوهری که بر روی گوشی های همراهشان حریم تعریف می کنند دیگر غریبه اند. حریم شخصی در واقع اموری است که به زن ها مربوط است اما به مردها مربوط نیست و برعکس. (مسائل زنانه و مردانه). زن و شوهر می توانند در رابطه با مسائل خصوصی خانواده پدری، حریم داشته باشند ولی بین خودشان حریمی وجود ندارد.

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا