خانه » کارگروه ها » کودک و نوجوان » چگونه در مورد مرگ عزیزان با کودک سخن بگوییم
موسسه خانواده سلامت بنیان 157 چگونه در مورد مرگ عزیزان با کودک سخن بگوییم کودک و نوجوان مقالات  کودک و نوجوان تربیت کودک آموزشی

چگونه در مورد مرگ عزیزان با کودک سخن بگوییم

زهرا ساقی
کارگروه روانشناسی کودک موسسه خانواده سلامت بنیان

در پاسخ به این سوال که آیا کودک را در جریان مرگ عزیزانش قرار دهیم باید گفت: کودک در نهایت باید بداند که فردی را از دست داده است و آن شخص دیگر پیش او باز نخواهد گشت. بنابراین باید موضوع فوت شخص را به اطلاع او رساند؛ اما نحوه گفتن این واقعه اهمیت بسزایی دارد. بنابراین برای توضیح فوت یک فرد به او اطلاعات دقیق و درستی ارائه دهید اما در نظر داشته باشید که این اطلاعات باید در سطح درک او از واقعه باشد. مثلاً بیان این که مرگ از نظر پزشکی چگونه روی می دهد یا بر مبنای اعتقادات ارزشی ما مسلمانان، سرانجام فردی که فوت می کند چیست، می تواند در ایجاد درک صحیح این موضوع بسیار کمک کننده باشد. همچنین اهمیت بسزایی دارد که از گفتن دروغ و داستان های غیر واقعی در توضیح این موضوع پرهیز شود. از دادن وعده هایی مبنی بر بازگشت فرد، نیز حتماً اجتناب کنید. به عنوان مثال نباید گفت مادربزرگت به مسافرت رفته است، زیرا در چنین شرایطی کودک همواره به امید بازگشتن او از سفر خواهد بود.
چه کسی این واقعه را به کودک بگوید؟
برای گفتن ماجرا به کودک مهم است که شخصی مورد اعتماد و دوست داشتنی از نظر کودک که با او احساس راحتی دارد و در عین حال به او اطمینان دارد این خبر را به کودک بدهد. در خصوص زمان هایی که خود کودک نیز در فرآیند فوت شخص حضور داشته است مثلاً در موقعیت تصادف حتی می توان از کادر پزشکی برای توضیح موضوع به کودک کمک گرفت.
آیا بردن کودک به مزار متوفی کار صحیحی است؟
مسئله و موضوع چالش برانگیز دیگری که در این باره مطرح است، بردن کودک به مزار فرد متوفی است، این موضوع به سن کودک و نسبت او با فرد فوت شده بستگی دارد. با این حال بعد از 9 سالگی زمان مناسب تری است که کودک بر مزار فرد فوت شده حاضر شود. اما با مراعات حال کودک، ایجاد جو حمایتی و آمادگی ارائه پاسخ های حقیقی و علمی به پرسش های کودک.
آیا طبیعی است اگر کودک غمگین باشد گریه کند و یا به متوفی فکر کند؟
کودکان نیز مانند بزرگسالان در مواجهه با فقدان عزیزان خود غمگین می شوند و برای سازگاری با این موقعیت جدید نیازمند درک و پذیرش فقدان هستند بنابراین آن ها به گذشت زمان احتیاج دارند. با این حال واکنش های کودکان با بزرگسالان اندکی متفاوت است. ممکن است آن ها در مواجهه با فقدان بلافاصله واکنشی بروز ندهند و عزاداری یا غمگینی آشکاری نداشته باشند. از این رو، نباید تصور شود که کودک غمگین نیست یا متوجه از دست دادن آن شخص نیست.
همچنین کودک نیز می تواند مانند بزرگسالان در مراسم ترحیم شرکت کند، در کنار دیگران آیین های سوگواری را تجربه کند تا او نیز از این شیوه های تخلیه هیجانی بهره مند شود. خصوصاً اینکه کودک با مشاهده سوگواری و اشک ریختن دیگران می تواند درک کند که دیگران نیز برای آن فرد ارزش قائل هستند و برای او دلتنگ هستند هرچند که اگر این مراسم در کنار ارائه توضیحاتی به کودک باشد مناسب تر است تا بهتر درک کند که فرد را دوست داشتیم و داریم اما دیگر نمی توان او را دید و از این بابت غمگین هستیم. به علاوه اگر کودک خواست گریه کند نباید مانعش شویم بلکه بهتر است محیط امن و حمایت گرانه را برایش ایجاد کنیم تا از این لحاظ در آرامش باشد.
با این حال شرکت در مراسمی که برخی افراد برای نشان دادن احساسات خود از رفتارهایی مانند شیون یا آسیب زدن به خود استفاده می کنند که موجب وحشت کودک می شود اصلاً توصیه نمی شود. همچنین طبیعی است که کودک بارها سوال هایی در این زمینه بپرسد و یا سوگواری خود را با تحریک پذیری یا گوشه گیری نشان دهد. به طور کلی در مواجهه با فقدان یک شخص، اغلب، مراحلی که برای همه عمومیت دارد طی می شود که شامل شوک، ناباوری، خشم، غمگینی و در نهایت سازگاری با واقعه است. این فرآیند احتمال دارد که بین 6ماه تا 2 سال به طول انجامد با این حال رفتارهای افراطی که کارکرد روزمره فرد را به شدت مختل سازد طبیعی نیست و باید برای ممانعت از آسیب های احتمالی در چنین شرایطی از راهنمایی یک روان شناس کمک گرفته شود.
بایدها و نبایدهای رفتار با کودکان داغدار
او را در فرصت های مناسب همراه با سکوت در آغوش بگیرید: این کار برای تقویت حس همدردی و همدلی موثر است. همراه با کودک نقاشی کنید: این که شما همراه با کودک داغدار مشغول نقاشی کردن شوید به دلیل بیان احساساتش درباره افرادی که تصویرشان را نقاشی می کند می تواند موثر باشد.
همراه با او آلبوم عکس های خانوادگی و آلبوم خودش را مرور کنید: این کار باعث می شود خاطرات مربوط به فرد فوت شده را با هم مرور کنید. هرگز از او نخواهید که عزیز از دست رفته اش را فراموش کند: این کار ممکن است در او احساس گناه ایجاد کند.
همدردی را به کودک بیاموزید: کودک باید بفهمد که او تنها کسی نیست که عزیزی را از دست داده است و افراد دیگری هم سوگوارند و او می تواند برای آن ها نقش حمایتی ایفا کند. به سوالات او پاسخ دهید: کودک درباره فرد از دست رفته سوال خواهد کرد. بهتر است به سوال هایش پاسخ داده شود. کودک می خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است. از دادن جواب هایی با جمله های کوتاه بپرهیزید.
نگویید: «مادربزرگت مرده و دیگه نیست.» فکر نکنید چون کودک است نمی فهمد. موقعیتی را برای صحبت با او فراهم کنید. برایش توضیح دهید فردی که فوت کرده، دیگر در کنار او نیست و نمی تواند برگردد و کسی هم نمی تواند در این باره کاری انجام بدهد.
از جملات کلیشه ای استفاده نکنید: برخی با جمله های کلیشه ای سعی می کنند کودک را آرام کنند. مثلا می گویند «همیشه خدا اونایی که خیلی خوب هستند رو پیش خودش می بره.» گفتن چنین جمله ای، دنیایی از اضطراب را برای کودک به همراه خواهد داشت یعنی کسانی که الان هستند و نمرده اند خوب نیستند؟ یا افراد خوبی که هستند و او خیلی دوستشان دارد هم به زودی خواهند مرد؟ همچنین اگر کودک سن بسیار کمی دارد به او نگویید که مثلا: «خدا مادربزرگت را پیش خودش برده» چرا که ممکن است با این جمله این تصور اشتباه در کودک به وجود بیاید که خدا عزیزانش را به ناحق از او گرفته است.
در ضمن مطالب بالا .. باید از عبارت هایى که به یک امرخوب اشاره مى کند، پرهیزکنید.
عبارت هاى معمول بزرگترها درمورد مرگ مثل «درآرامش استراحت کردن» یا «خواب ابدى» یا «رفتن به یک جاى دور» براى خردسالان بسیارگیج کننده است.
پس نگویید که «پدربزرگ خوابیده است» یا «به یک جاى دوررفته است». کودک ممکن است با این توضیحات از رفتن به تختخواب نگران بشود و فکرکند که او هم ممکن است بخوابد و دیگر برنگردد، یا اگر شما به خرید و کار بروید، فکرکند که شما هم برنمى گردید. مرگ را هرچه قابل لمس تر براى او توضیح بدهید مثلاً بگویید: «پدربزرگ خیلى خیلى پیرشده بود و بدن اش قادر به کارکردن نبود» اگر پدربزرگ قبل از مرگ مریض بوده اطمینان حاصل کنید که کودک بفهمد مریض شدن مثل سرماخوردن معنى مردن نمى دهد. به او توضیح بدهید که این مریضى ها نمى تواند کسى را بکشد.
درمورد کاربرد واژه هاى خداوند و بهشت با احتیاط کامل رفتارکنید. دقت کنید این مفاهیم را براى یک کودک ۵ساله یا حتى کوچکتر به کار مى برید و هدف شما این است که او را آرام کنید. پس مراقب باشید او را بیشتر گیج و مضطرب نکنید.
براى مثال اگر بگویید «مادربزرگ الآن خیلى خوشحال است چون توى بهشت است» کودک فکرمى کند «چطور مادربزرگ واقعاً خوشحال است اگر همه کسانى که دور و برمن هستند، این همه ناراحتند؟!» یا مثلاً بگویید که «عمو آنقدر خوب بود که خداوند او را پیش خودش برد.» کودک فکرمى کند اگر خدا عمو را پیش خودش برده چون خوب بوده پس ممکن است مامان، من یا هرکس خوب دیگرى را نیز پیش خودش ببرد!!» یا «اگر من هم خیلى خوب باشم مى توانم برم پیش خداوند و بابابزرگ را ببینم» یا اینکه «سعى کنم که بچه بدى باشم تا بتوانم بیشتر پیش بابا و مامان بمانم!» بنابراین عبارتى به کار ببرید که او را نگران تر نسازد. مثلاً بگویید: «ما خیلى ناراحتیم که بابابزرگ دیگر پیش ما نیست و ما خیلى دلتنگ او مى شویم ولى این خوب است که بدانى او الآن پیش خداوند است».
منتظر واکنش هاى مختلفى ازسوى کودک باشید. کودکان علاوه بر احساس غم درباره مرگ، احساس گناه یا خشم نیز پیدامى کنند. بخصوص اگر متوفى یک فرد نزدیک خانواده باشد.
مثلاً کودک ممکن است فکرکند خواهرش به خاطر حسادت هاى او مرده است یا چون او خواهرش را کتک مى زده و اذیت مى کرده، مرده است و از این احساس به احساس گناه شدید برسد.
گاهى ممکن است کودک نسبت به متوفى خشمگین بشود که چرا او را ترک کرده و رفته، یا حتى نسبت به شما، پزشکان و پرستاران احساس خشم کند.
ازسوى دیگر کودک ممکن است با بروز رفتارى کاملاً بى تفاوت شما را متعجب کند مثلاً بگوید«حالا که بابا پیش ما نیست، من راحت تر مى توانم بازى کنم!» از اینگونه عبارات تعجب نکنید و آنها را به حساب ناتوانى کودک از درک مفهوم پیچیده مرگ بگذارید.
کودکان نمى توانند آنطور که بزرگترها معنى و اثر مرگ را درک مى کنند، این موضوع را درک کنند، بنابراین چنین کودکانى سنگدل و بى احساس نیستند.
انتظار تکرار سؤالات کودک را داشته باشید. سؤالات تکرارى درمورد مرگ و توضیح علائم غم و ناراحتى براى کودک ممکن است مدت ها به طور بینجامد. حتى با بزرگترشدن وى و رشد مهارت هاى شناختى او، سؤالات تازه ترى مطرح مى شود.
نگران نباشید که توضیحات شما ناقص بوده، چرا که سؤالات تکرارى کودکان یک امر طبیعى است. تنها کارى که باید بکنید این است که با صبر هرچه تمامتر به آنها پاسخ دهید.
به کودک کمک کنید خاطرات خوب فرد فوت شده را به یاد بیاورد. صحبت از شیرینى با او بودن و اجازه تعریف از گذشته دادن به کودک خیلى آرامش مى دهد. کودکان به روش هاى قابل لمس براى سوگوارى نیازمند هستند، بنابراین به جاى شرکت درمراسم تدفین، کودک زیر۵سال مى تواند در خانه شمع روشن کند یا یک آواز براى فرد درگذشته بخواند، تصویر او را بکشد یا در مراسم دیگر سوگوارى شرکت داده شود.
دادن یک وسیله از فرد فوت شده به کودک، براى ایجاد احساس آرامش در او بسیار مؤثر است؛ مثلاً مى توان یک گردنبند از مادربزرگ را دراتاقش گذاشت.
گاهى اوقات مادر به علت سقط جنین بیمار، دچار سوگ مى شود. دراین موارد کودک نیز نگران مادر مى شود حتى بدون اینکه بداند حاملگى و تولد چه معنى مى دهد. او ممکن است احساس گناه کند و یا به سوگ ازدست رفتن نقش خواهر یا برادر بزرگترشدن خودش بنشیند که شما ازقبل به او وعده داده بودید. دراین مواقع، کودک احتیاج دارد مطمئن بشود اینگونه مرگ و میر خیلى نادر است، بخصوص اگر شما قصد باردارى دیگرى دارید. به کودک باید توضیح داد «بچه فوت شده به اندازه کافى بزرگ نشده بود که بتواند به دنیا بیاید و بیرون شکم مامان زندگى کند». به کودک خود اجازه بدهید با کشیدن یک نقاشى یا درست کردن یک کاردستى دراین باره سوگوارى خود را نشان بدهد.
درمواقعى که از تلویزیون یک حادثه را مشاهده مى کنید، کودک شما اضطراب و نگرانى شما را درک مى کند. بنابراین به او بگویید «از اینکه مردم ناراحت شده اند و با سختى روبه رو هستند من هم ناراحت هستم. ولى درکنار تو، کودکم، خواهم بود و از تو مراقبت خواهم کرد».
سعى کنید که کودک هرچه زودتر به زندگى همیشگى و روزمره اش برگردد، فعالیت ها و برنامه هاى همیشگى به کودک کمک مى کند که زودتر احساس امنیت و آرامش کند.
در شرایط دشوارى که خود شما ازیک غم بزرگ دررنج هستید، انتظار رفتارکامل و بدون اشکال ازخود نداشته باشید. دراین مواقع، ممکن است شما جلوى کودک گریه کنید یا جواب سؤالات او را در وهله اول نداشته باشید که اینها همه طبیعى است. بنابراین از دوستان و اقوام کمک بخواهید و به یاد داشته باشید هرچه شما به خودتان بیشتر کمک کنید تا با مسأله سوگ کنار بیایید، به کودکتان نیز بیشتر مى توانید یارى برسانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *