خانه » کارگروه ها » روانشناسی و قرآن » پاسخ به برخی شبهات و سوالات معرفتی و دینی (قسمت سوم)

پاسخ به برخی شبهات و سوالات معرفتی و دینی (قسمت سوم)

مطلب پیش رو بخش سوم پاسخ به برخی شبهات و سوالات معرفتی و دینی نوشته حجه الاسلام والمسلمین محمد معصوم زاده عضو هیات امنای موسسه خانواده سلامت بنیان و مسئول کارگروه دین و معرفت این موسسه تهیه گردیده است.

“مواردی که حرمت ابدی ایجاد می کند”

نکته ی مهم و مورد ابتلا : در فقه مواردی هست که باعث حرمت ابدی ازدواج می شود . دقت به آن موارد ضروری است مثلا در رابطه ی دو مرد با یکدیگر مرد فاعل ، دیگر نمی تواند با خواهر مفعول ازدواج کند و مواردی از این قبیل. با بررسی پرسش و پاسخ های زیر برخی دیگر از این قبیل موارد را در می یابیم:

سوال : ازدواج با زنى که شوهر دارد چه حکمى دارد؟

جواب: هرگاه کسى بداند زنى شوهر دارد و او را براى خود عقد کند، باید از او جدا شود، بعداً هم بنابر احتیاط واجب نمى تواند با او ازدواج کند هر چند با او نزدیکى نکرده باشد.

ماده ۱۰۵۰ قانون مدنی

هرکس زن شوهردار را باعلم به وجود علقه ی زوجیت وحرمت نکاح ویازنی راکه در

عده طلاق یادر عده وفات است باعلم به عده وحرمت نکاح برای خود عقد کند عقد

باطل وآن زن مطلقاٌ برآن شخص حرام مؤبد می شود.

سوال : دخترى در ایام عقد با یک نفر زنا کرده است، شوهرش که فعلاً صورت عقدش معلوم نیست، او را طلاق داده و بعد از طلاق، زانى این دختر را عقد کرده است آیا این عقد شرعاً درست است؟

جواب: در صورتى که عقد قبلى با رضایت انجام شده و صحیح بوده و زنا با زن شوهردار واقع شده، آن دختر بر زانى حرام ابدى است (بنابر احتیاط واجب).

سوال : عقد کردن زنى که در عدّه دیگرى است چه حکمى دارد؟

جواب: هرگاه زنى را که در عدّه دیگرى است براى خود عقد کند چنانچه مرد و زن یا یکى از آنان بداند زن در عدّه است و نیز بداند عقد کردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام ابدى مى شود، خواه با او نزدیکى کرده باشد یا نه، ولى اگر هیچ کدام نمى دانسته اند زن در عدّه است، یا نمى دانسته اند عقد کردن زن در عدّه حرام است، اگر باهم نزدیکى کرده باشند زن بر او حرام مى شود و اگر نزدیکى نکرده باشند حرام نمى شود.

اگر مردى با زنى که در عدّه است از روى جهل به مسأله، عقد دائم یا موقّت بخواند، آیا این زن بر او حرام ابدى مى شود؟ حکم صورت عمد چیست؟

جواب: در دو صورت حرام ابدى مى شود یکى آن که ازدواج و دخول کند هرچند از روى جهل باشد دوم آن که آگاهانه ازدواج کند، هر چند آمیزش ننماید.

سؤال : اگر مرد با زنى که در عدّه دیگرى است زنا کند، بعداً مى تواند با او ازدواج کند؟

جواب: اگر با زنى که در عدّه دیگرى است زنا کند آن زن بر او حرام مى شود، خواه طلاق رجعى باشد یا غیر رجعى بنابر احتیاط واجب.

سؤال : اگر مرد با زن شوهردارى (نعوذ باللّه) زنا کند، بعداً مى تواند با او ازدواج کند؟

جواب: اگر با زن شوهردارى (نعوذ باللّه) زنا کند آن زن براى همیشه بر او حرام مى شود، یعنى اگر از شوهرش طلاق بگیرد نمى تواند با او ازدواج نماید (بنابر احتیاط).

سؤال : اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند، بعداً مى تواند با او ازدواج نماید؟

جواب: اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند بعداً مى تواند با او ازدواج نماید، ولى احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعد او را به عقد خود درآورد

راه های چاره جویی : همانطور که ملاحظه می شود مساله دارای احتیاط واجب است یعنی در این مساله می توان به مرجع تقلید بعدی مراجعه کرد. اگر مرجع تقلید بعدی هم احتیاط نموده باشد می توان به همین منوال به مراجع بعدی مراجعه کرد.

طبق تحقیق ما در بین فقها ، آیت الله صانعی معتقد به حرمت ابدی نیستند.

ضمنا آیت الله مکارم شیرازی نیز در کتاب “حیله های شرعی وچارهجوییهای صحیح ” برای رفع این مشکل روشی را مطرح نموده اند که مختصر آن به شکل ذیل است :

یکى از مشکلات بزرگ زمان ما، نکاح در حال عدّه است. این حادثه نامیمون با کمال تأسّف، فراوان است، و گاه با توجّه به حکم شرعى، ولى غفلت از موضوع رخ مى دهد. به این ترتیب که زنى از همسرش طلاق مى گیرد، هنوز عدّه تمام نشده، به عقد مرددیگرى در مى آید، وآمیزش نیز صورت مى گیرد.

این زن چه بسا که زندگى خوبى را با شوهر دوّم، پس از ناکامى در ازدواج اوّل آغاز کرده، و از ازدواج جدید خویش کاملاً راضى و خرسند است، و گاه خداوند به آنان فرزندانى نیز عنایت مى کند. پس از مدّتى، ناگهان متوجّه مى شوند که ازدواج باطل بوده، وحتّى برآن شوهر حرام ابدى شده; چون در عدّه ازدواج کرده، وآمیزش نیز حاصل شده است، زیراازدواج در عدّه دیگرى در دو صورت موجب حرمت ابدى است : چنانچه عالم به حرمت ازدواج وعدّه باشد، و درصورتى که جاهل بوده، ولى دخول حاصل شده باشد. بنابراین چاره اى جز جدایى همیشگى ندارند !

این حکم شرعى خانواده هاى بسیارى از مبتلایان به این مسأله را از هم پاشیده، و شکست خوردگان در ازدواج اوّل راباشکستى دیگر مواجه نموده است ! زیرانه خودشان مسائل شرعى رافراگرفته، و نه باعالمى مشورت نموده اند (خودکرده را تدبیر چیست ؟ !)

در این هنگام زندگى در نظرشان تیره و تار گردیده، و خواب و خوراک را از آنها مى رباید.

خوانندگان محترم اگر نتوانند عُمق این فاجعه را درک کنند، حق دارند. ولى براى مبتلایان به آن، و ما که از نزدیک با نمونه هاى متعدّدى ازآن در تماس بوده، و یا سرگذشت آنها رادر نامه هاى جانکاهشان خوانده ایم، یا در تماسهاى تلفنى به درددل آنها گوش فرا داده، و حتّى صداى گریه آنان را شنیده ایم، عمق این حوادث تلخ به خوبى قابل درک است.

برخى از زنان مؤمنه که باهزاران مشکل از شوهر اول طلاق مى گیرند، و براثر جهل به مسأله در حال عدّه با شخص ایده آل خود، به امید زندگى خوب و خوشى ازدواج، و حتّى قبل از پایان عدّه عروسى مى کنند، هنگامى که متوجّه حکم شرعىآ ن شده، و خانه سعادت خویش را ویران مى بینند، از ترس آبرو، جرأت ابراز آن را حتّى به شوهر دوّم خود نیز ندارند. و از سوى دیگر، براى فرار از گناه در خانه خود همچون فردى بیگانه با شوهر برخورد مى کنند. راستى براى حلّ این معضل هیچ راه حلّى وجود ندارد ؟

… ما پس از مطالعات مستمر و پیگیر، و تلاشهاى علمى فراوان، وبحثهاى طولانى، وتفکّر و تعمّق و اندیشه در زوایاى مختلف این مسأله پیچیده، به لطف پروردگار راه حلّى یافته ایم،که براى اکثر آنها کارساز است، و آنانی که :

در محیط هاى ما معمولاً صیغه عقد ازدواج، مخصوصاًدر نکاح دائم، توسّط وکیل اجراء مى گردد. یعنى عروس و داماد به وکیل خود وکالت مى دهند که صیغه صحیح نکاح را براى آنان جارى نموده، تا بتوانند در کنار هم تا آخر عمر با آرامش خیال زندگى کنند. بنابراین، محدوده وکالت وکیل «ایجاد عقد صحیح» مى باشد،نه ازدواجى که فاسداست، وحرمت ابدى به دنبال داشته باشد. بدین جهت، چنانچه وکیل صیغه عقدازدواج فاسدى را اجرا کند، چنین عقدى اثرى ندارد، زیرا از روى ناآگاهى خارج از محدوده وکالتش عمل کرده، و صیغه اى خوانده که وکالت درآن نداشته است. بنابراین هیچ اثرى بر چنین نکاحى بارنمى شود. هرچند روابط زناشویى آن مرد و زن روابط حرامى محسوب نمى شود، زیرا تصوّر مى کردند زن و شوهر هستند، و در حقیقت احکام وطى به شبهه را دارد.

در یک جمله کوتاه،آن چه واقع شده (نکاح فاسد) موردنظر عروس و داماد نبوده، وآن چه موردنظر عروس و داماد بوده (نکاح صحیح) رخ نداده است. بنابراین در حقیقت عقدى از سوى زوجین نه مباشرتاً ونه وکالتاًانجام نشده، تا موجب حرمت ابدى شود.

از کلّ مباحث این فصل نتیجه مى گیریم که :

اوّلاً : هرگاه مردى از روى جهل و نادانى به مسائل شرعى، زنى را که در عدّه است به عقد خود درآورد، و در زمان عدّه بااوآمیزش کند، و عقد توسّط وکیل خوانده شده باشد، حرمت ابدى ایجاد نمى شود. هرچند عقد مذکور باطل است، و پس از عدّه باید تجدید گردد.

ثانیاً : فقهاى اسلام باید تمام سعى وتلاش خویش را جهت حلّ مشکلات مردم، تاآن جاکه ضوابط شرعى اجازه مى دهد، و از فقه سنّتى جواهرى تجاوز نمى کند، و در راستاى رضاى پروردگار است، به کار گیرند. ولى البتّه حلّ مشکلات گرفتاران، مجوّز پناه بردن به قیاس ظنّى و استحسان و دلیلهاى غیر معتبر نمى شود.

ثالثاً : موارد بسیار نادرى پیدا مى شود که خواندن عقد وکالتى در عدّه، سبب حرمت ابدى مى گردد. والله العالم

سؤال : آیا خواهر، مادر و دختر لواط کننده بر لواط دهنده حرام مى باشند؟ در صورت نابالغ بودن طرفین، یا شک در دخول چه حکمى دارد؟

جواب: مادر، خواهر و دختر لواط کننده بر لواط دهنده حرام نیست; ولى عکس آن، یعنى مادر، خواهر و دختر لواط دهنده بر لواط کننده حرام است، به شرط آن که یقین به دخول حاصل شده باشد و لواط کننده بالغ باشد.

ماده ۱۰۵۶ قانون مدنی:

اگر کسی باپسری عمل شنیع کند نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.

سؤال : ازدواج با زنى که شوهر دارد چه حکمى دارد؟

جواب: هرگاه کسى بداند زنى شوهر دارد و او را براى خود عقد کند، باید از او جدا شود، بعداً هم بنابر احتیاط واجب نمى تواند با او ازدواج کند هر چند با او نزدیکى نکرده باشد.

سؤال : دخترى در ایام عقد با یک نفر زنا کرده است، شوهرش که فعلاً صورت عقدش معلوم نیست، او را طلاق داده و بعد از طلاق، زانى این دختر را عقد کرده است آیا این عقد شرعاً درست است؟

جواب: در صورتى که عقد قبلى با رضایت انجام شده و صحیح بوده و زنا با زن شوهردار واقع شده، آن دختر بر زانى حرام ابدى است (بنابر احتیاط واجب).

سؤال : اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند، بعداً مى تواند با او ازدواج نماید؟

جواب: اگر با زن بى شوهرى که در عدّه نیست زنا کند بعداً مى تواند با او ازدواج نماید، ولى احتیاط مستحب آن است که صبر کند تا آن زن حیض ببیند بعد او را به عقد خود درآورد.

سؤال : ازدواج کردن با زنانى که اشتهار به زنا دارند، حرام است یا مکروه؟ اگر حرام نیست، آیا این گونه زنان مرتد هستند؟ آیا واجب است قبل از ازدواج از اعتقادات آنها تحقیق شود؟

جواب: این گونه زنان مرتد نیستند; بلکه مسلمان معصیت کارند و پرسش از اعتقادات قبل از ازدواج لازم نیست و امّا ازدواج با زنان مشهوره به زنا، احتیاط لازم در ترک است; مگر این که واقعاً توبه کنند و راه سابق را ترک نمایند.

سؤال : با توجّه به این که طبق مادّه ۱۶ بند ۳ کنوانسیون محو اشکال تبعیض علیه زنان، ازدواج کودک غیر قانونى اعلام شده، و کودک در عرف بین المللى به کمتر از ۱۸ سال اطلاق مى شود، ازدواج دختران کمتر از ۱۸ سال چه حکمى دارد؟

جواب: در صورتى که بالغ شرعى باشند و نیز رشد جسمانى، و رشد کافى عقلى براى تصمیم گیرى در امر ازدواج داشته باشند، مانعى ندارد.

سؤال : ازدواج در حال احرام چه حکمى دارد؟

جواب: هرگاه کسى در حال احرام که یکى از اعمال «حج» یا «عمره» است با زنى ازدواج نماید عقد او باطل است و چنانچه مى دانسته زن گرفتن در این حال حرام است دیگر نمى تواند آن زن را عقد کند خواه نزدیکى کرده باشد یا نه.

“روشهایی برای مَحرم شدن “

سؤال : زن و شوهرى بچه دار نمى شوند، اگر بخواهند بچّه اى از شیرخوارگاه اختیار کنند براى محرم شدن با مرد و زن چه راه شرعى وجود دارد؟

اگر دختر باشد و پدر مرد در حیات است میتوان عقد موقّت دختر را با اجازه حاکم شرع،براى پدر خواند و حکم زن پدر را پیدا کند و محرم شود و اگر خواهر، یا مادر،یا زن برادر،یا برادرزاده ها،یا خواهرزاده هاى مرد شیر داشته باشند و بچّه شیرخوار باشد و از شیر آنها (با شرایط لازم) بخورد، حکم خواهرزاده، یا خواهر یا برادرزاده رضاعى پیدا کرده محرم مى شود. و در صورتى که پسر باشد راه محرمیت آن است که از شیر خواهر، یا مادر، یا زنِ برادر، یا خواهرزاده ها، یا برادرزاده هاى آن زنِ فاقد فرزند بخورد تا آن زن، خاله یا خواهر و یا عمه رضایى آن پسر شود و محرم گردد…

سؤال : چند سالى است که در محافل و رسانه ها، از سوى اهل فنّ و علم اعلام مى گردد که از ازدواجهاى فامیلى، بخصوص ازدواج پسر عمو با دختر عمو و امثال آن، خوددارى شود، با توجه به این مطلب لطفاً بفرمایید:

الف) ازدواج حضرت على(علیه السلام)، با دختر پسر عموى خویش، حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) که به سفارش و با موافقت پیامبر (صلى الله علیه وآله) واقع شده، چگونه توجیه مى گردد؟ آیا صرف نظر از تمامى مسائل، این خود یک امر تبلیغى براى این گونه ازدواجها نیست؟

ب) دین اسلام که کاملترین دینهاست و درباره تمامى آداب و رفتار و اعمال انسان ها حکم لازم را منظور و تبیین کرده، آیا در خصوص موضوع مورد سؤال، حکمى دارد؟

جواب: در بعضى از روایات اسلامى از ازدواج فامیل هاى نزدیک نهى شده و در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «این کار را نکنید که مایه ناتوانى فرزند مى شود» ولى هر قاعده کلّى استثنایى دارد و گاه دیده ایم که حاصل ازدواج فامیلى فرزندان بسیار باهوش و سالم بوده است و ازدواج آن دو بزرگوار نیز از این

استثناهاست.

“روش خواندن صیغه ی ازدواج موقت”

سؤال : براى خواندن صیغه عقد موقّت چه عباراتى باید گفته شود؟

جواب: براى خواندن صیغه عقد موقّت کافى است بعد از آن که مدّت و مهر معین شد، زن بگوید: «زَوَّجْتُکَ نَفْسِى فِى الْمُدَّه الْمَعْلُومَه عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (من خودم را به همسرى تو در مدّت معین با مهر معین درآوردم) مرد نیز بگوید: «قَبِلْتُ» (قبول کردم) یا این که وکیل زن بگوید: «مَتَّعْتُ مُوَکلَتِى مُوَکلَکَ فِى الْمُدَّه الْمَعْلُومَه عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ» (موکله خودم را به ازدواج موکل تو در مدّت معین با مهر معین درآوردم) وکیل مرد نیز بگوید: «قَبِلْتُ لِمُوَکلِى هَکذا» (قبول کردم براى موکل خودم همین طور).

“رضایت خود دختر شرط است”

سؤال : در بین برخی عرب ها مرسوم است که خانواده قاتل در عوض خون بها، به خانواده مقتول دختر مى دهند. چنین رسمى از نظر شرعى چه حکمى دارد؟

جواب: در صورتى که ارباب دم بجاى گرفتن دیه به این کار رضایت بدهند، و دختر و ولیّ دختر راضى به این امر باشند اشکالى ندارد.

سؤال : اگر عاقد سنّى باشد و عروس و داماد هر دو شیعه، آیا جنین عقدى صحیح است؟

جواب: اشکالى ندارد و عقد صحیح است.

“رضایت پدر”

در مورد اینکه آیا پدر برای ازدواج فرزندش لازم است اجازه دهد یا نه مساله شقوقی پیدا می کند که اجمال آن به این شکل است:

اجازه ی پدر در ازدواج پسرش قطعا شرط نیست هرچند حفظ حرمت پدر بهتر است.

اجازه ی پدر در ازدواج دخترش اگر دختر قبلا ازدواج کرده باشد نیز شرط نیست.

اجازه ی پدر در ازدواج دختری که پدرش فوت کرده و پدر پدرش هم فوت کرده عملا منتفی است و شرط نیست.

اجازه ی پدر زمانی که دسترسی به پدر و جد پدری نباشد نیز منتفی می گردد.

اجازه ی پدر زمانی کهشوهر مناسبى براى دختر پیدا شود و پدر بدون دلیل مخالفت کند شرط نیست.

در سایر موارد ، لزوم یا عدم لزوم اجازه ی پدر یک مساله ی اختلافی بین فقهاست، برخی فقها احتیاط را در کسب اجازه می دانند (آیاتعظام: اراکی،خوئی،گلپایگانی،وحیدخراسانی ، خامنه ای ، فاضل،صافی) گاهی اجازه را لازم نمی دانند( مانند آیت الله العظمی موسوی اردبیلی)گاهی نیز اجازه شرط تکلیفی دانسته شده یعنی دختری که بدون اجازه ی پدر ازدواج کند ازدواجش صحیح است اما به نسبت اینکه اجازه ی پدر را حاصل نکرده معصیت کرده (مرحوم آیت الله العظمی بهجت)

ماده ١٠۴٣ قانون مدنی:

«نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند، اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آن ها قرار داده شده است، پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.»

سؤال : اگر دخترى با پسر هم شأن شرعى و عرفى خود قصد ازدواج داشته باشد، آیا اذن پدر ساقط است؟

جواب: در فرض مسأله اگر به تایید بزرگان فامیل پدر بدون دلیل مخالفت کند اذن او ساقط مى شود.

سؤال :طبق فتواى علما در صورتى که پدر و یا جدّ پدرى غایب باشد و دختر باکره احتیاج به شوهر داشته باشد، اجازه ساقط مى شود، معناى احتیاج داشتن به شوهر چیست؟

جواب: منظور این است که به سنّى رسیده باشد که اگر شوهر نکند به زحمت یا به خطر مى افتد.

“خواندن عقد به زبان فارسی”

کسی که قادر به خواندن صیغه به زبان عربی نیست مجبور نیست وکیل بگیرد و خودش می تواند به فارسی بخواند

سؤال : آیا عقد نکاح دائم، الفاظ معینى دارد، یا با هر لفظى که معنا و مفهوم آن را برساند جارى مى شود؟

جواب: عقد را با هر عبارتى که مفهوم آن را به وضوح برساند مى توان جارى نمود; ولى اگر انسان به عربى آشنا باشد، احتیاط آن است که صیغه را عربى بخواند.

” نیرنگ زن در مهریه”

برای افرادی که از نزدیک درگیر روابط انسانی هستند به تجربه روشن شده که بسیاری از توافقات شفاهی عملا مشمول مرور زمان گردیده و دستخوش تغییرات می شوند. گاهی با خدعه و نیرنگ و گاهی هم با اصرار و خواهش و ابراز پشیمانی . حتی اگر فریبکاری هم در میان نباشد بعضی توافقات به فراموشی سپرده می شوند یا جزئیات آن به دلیل فراموشی از خاطر می رود. گاهی هیچ قصد سوئی هم در میان نیست اما فراموشی باعث تغییر و تحریف برخی جزئیات یا اختلاف در تعبیر و تفسیر توافقات می شود و همین اسباب اختلاف و درگیری و تولید کینه می گردد.

بنابرین توصیه ی بسیار اکید می شود اگر توافقی قبل از عقد وجود دارد حتما به صورت مکتوب درآید و حتی در عقدنامه ی رسمی قید شود. مکتوب شدن این توافقات هیچگونه توهین به کسی نیست و معنای آن شک به همسر یا خانواده ی وی نیست بلکه گاهی برای جلوگیری از فراموشی و یا تعبیر متفاوت از جزئیات توافق است.

همچنین توصیه می شود اگر شروطی مورد پذیرش داماد یا عروس نیست ابدا بخاطر حیا و یا جو سنگین به وجود آمده ناشی از حضور بزرگترهای فامیل و … نسبت به پذیرش آن اقدام شتابزده ننمایند.حتما از امضای آن خود داری کنند و یا دست کم قبل از پذیرش آن با متخصص حقوق مشورت نمایند. در مورد مهریه نیز عناوینی از قبیل “کی داده و کی گرفته” که در ضرب المثل های قدیمی به کار می رفته امروزه عملا اعتباری ندارد . لازم است هنگام پذیرش مقدار مهریه ، با این فرض که مهریه بلافاصله مطالبه خواهد شد آن را بپذیرند.

آنچه به تجربه اثبات شده این است که میزان علاقمندی و اظهار عشق نیز نمی تواند دلیل بر این باشد که یکی از زوجین مراعات احوال همسر در تمام مدت زندگی را خواهد نمود . بلکه بالعکس ، گاهی اظهار محبت شدید و افراط در وابستگی به همسر می تواند بیانگر رفتار شتابزده و هیجانی طرف مقابل باشد و این می تواند سرنخ خیانتهای بعدی نیز باشد. بنابرین حتی اگر بالاترین علاقه ها بین زوجین بود بهتر است این علاقه را با

سؤال : اگر مردى قبل از جارى شدن صیغه عقد، و به هنگام گفتگوهاى مقدّماتى ازدواج، توافقنامه هاى شروط ضمن عقد کتبى با دختر امضا کند، که متضمّن شروط رفتارى و فعلى باشد. یعنى در زندگى این کار را بکند یا نکند، و مخالف مقتضاى عقد هم نباشد. از جمله «با دار و ندار شوهر بسازد» و «تا قبل از بچّه دار شدن و سر و سامان گرفتن زندگى، ما بقى مهریه را از او مطالبه نکند» و دختر پس از گفتگو و مطالعه آنها، کتباً بنویسد: «من با تمام آنها موافقم» و امضا کند. ولى این شرط در ذیل قباله رسمى نوشته نشود. آیا این شروط اعتبار و سندیت دارد؟ اگر زن جهت فریب و جلب رضایت مرد آنها را قبول کرده، ولى پس از ازدواج تخلّف و عهد شکنى کند، و آنها را به تمسخر بگیرد، و سه ماه بعد از عروسى مهریه خود را به اجرا بگذارد، با توجّه به این که با عدم قبول شروط، عقد واقع نمى شد، وضعیت این عقد چگونه است؟ آیا زوجه تدلیس کرده است؟ آیا وى مى تواند على رغم این که سه دانگ از منزل مسکونى به نام وى شده، و مبالغ هنگفتى طلاجات و جواهرات و بقیه اقلام مهریه خود را گرفته، بقیه آن را طلب کند؟ آیا منزل مسکونى و محلّ کسب شوهر از مستثنیات دین و مهر زوجه محسوب مى شود؟

جواب: هرگاه قبلاً توافق بر شروطى شده و طرفین آن را امضا کرده اند، سپس عقد خوانده شده، این شروط لازم الاجراست و به اصطلاح فقهى از قبیل شروط مبنىّ علیها العقد است.

“اجبار در ازدواج روا نیست”

سؤال : شخصى مایل به ازدواج با دخترى است که خودش او را پسندیده است، امّا والدین او فرد دیگرى را در نظر دارند، اگر با او ازدواج نکند شاید و یا حتماً باعث ناراحتى پدر و مادر مى گردد. در این صورت آیا اطاعت از آنها لازم و واجب است؟

جواب: رعایت نظر پدر و مادر در این گونه مسائل واجب نیست; ولى اگر بتواند موافقت آنها را جلب کند بهتر است.

سؤال : برادر بزرگ تر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دلیل آنها این است که پدر آن دختر جزء اقوام یکى از قاتلین پسر عمّه ام مى باشد. آیا مطلب مذکور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مى شود؟

جواب: اگر در فامیلى یک نفر مرتکب خطایى شود، تمام آن فامیل بد نمى شوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى است، ازدواج با او مانعى ندارد.

“فسخ عقد چیست”

متاسفانه در کشور ما آمار طلاق بسیار بالاست و جزء یکی از کشورهای طلاق خیز جهان هستیم. برای نجات از این بحران راهکارهای متعددی وجود دارد و بحثهای جامعه شناسی زیادی می طلبد. اما شاید گرایش به اقدامات جایگزین و مشابه بتواند طلاق را به عنوان آخرین راهکار قرار دهد و طلاق همچنان به عنوان یک تابو و آخرین اقدام نگریسته شود.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در حدیثی شعر گونه می فرمایند : ابغض الاشیاء عندی الطلاق. مبغوض ترین چیزها نزد من طلاق است.

اموری از قبیل گرایش به سمت اخلاق عملی و دینداری حقیقی، داشتن دوران نامزدی، اجرای محرمیت موقت قبل از عقد دائم، آشنایی با احادیث و حقوق خانواده، آشنایی با ویژگی های جنس مقابل ، حضور در کارگاههای آموزشی، فراگیری مهارتهای زندگی، و نیز دانستن احکام فسخ عقد، ممکن است وقوع در ابغض اشیاء یا همان طلاق را کاهش دهد.

هرچند جدایی بهرحال طعم تلخی دارد و فرق زیادی در بین انواع جدایی نیست اما بهرحال طلاق ، سنگین ترین نوع جدایی است و اگر قرار بر پایان یک رابطه هم باشد بهتر است جدایی کاملا بالغانه و عاقلانه صورت پذیرد. بنابراین می توان گفت پایان یافتن دوران محرمیت موقت یا اتمام دوران نامزدی و یا فسخ عقد، آسیبهای روحی کمتری بر طرفین وارد می کند تا طلاق.

در یک کلام می گوییم : هر جدا شدنی طلاق نیست.

در هر حال همواره توصیه بر این است که زوجین به دنبال راهکارهای اخلاقی و روانشناختی حل مشکل باشند و توجه داشته باشند که بسیاری از مشکلات جسمی هم، ریشه در روان آدمی دارد و قابل درمان با مشاوره و رواندرمانی است لذا هیچگاه میل به جدا شدن از همسر توصیه ی اول نبوده و نیست.

عیوبی وجود دارد که اگر در مرد یا زن باشد طرف مقابل قانونا می تواند عقد را برهم بزند. با این تفاوت که مرد هر زمان به برخی از آن عیوب، مبتلا شود زن می تواند ازدواج را برهم زند حتی مثلا در دوران پیری. اما مرد فقط به شرطی که زن هنگام عقد دارای عیوب خاص بوده می تواند چنین کند.

زن مى تواند در چند صورت عقد را به هم بزند از جمله:

دیوانه بودن شوهر.

نداشتن آلت مردى.

ناتوانى از نزدیکى

و… (این مساله تفاصیلی دارد تفصیل این مسأله در کتاب هاى مفصّل فقهى آمده است).

ماده ۱۱۲۴ قانون مدنی

عیوب زن درصورتی موجب حق فسخ برای مرداست که عیب مزبور در حال عقد وجود

داشته است.

ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی

جنون و عنن در مردهرگاه بعداز عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد

بود.

سؤال : شوهرم پزشک محترمى بود. ولى متأسّفانه پس از چند سال زندگى مشترک، مبتلا به جنون شد. اختلال حواسّ او را به دادگاه اعلام کردم و پزشک قانونى نیز آن را تأیید کرده است. در صورتى که محجور شود نکاح خود به خود فسخ مى شود، یا جهت فسخ نکاح باید به حاکم شرع مراجعه کنم؟

جواب: زن مى تواند صیغه فسخ را جارى کند، و احتیاط آن است که آن را به اطّلاع حاکم شرع برساند.

[به استناد ماده ۱۱۲۵ قانون مدنی، اگر زن دچار چنین جنونی شده بود حق فسخ برای شوهر وجود نداشت]

سؤال : اگر مردى قبل از ازدواج از نزدیکى عاجز باشد، و زن بعد از مراسم عروسى بفهمد و فوراً عقد را بر هم نزند و از شوهر جدا نشود، ولى راضى به عقد نباشد، آیا در این صورت زن مى تواند بدون طلاق شوهر کند؟

جواب: در این موارد، زن باید به حاکم شرع مراجعه کند و حاکم یک سال به مرد مهلت مى دهد، اگر درمان شد ازدواج باقى است، در غیر این صورت زن مى تواند نکاح را فسخ کند و احتیاج به طلاق نیست، و به فرض که مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نیست; مگر به ازدواج جدید.

سؤال : اینجانبه مدّت دو سال و نیم است که به عقد دائم فردى درآمده ام که به علّت ناتوانى جسمى قادر به تصاحب بنده نبوده، و هنوز هم باکره مى باشم. لطفاً در این خصوص به سؤالات زیر پاسخ دهید:

الف) آیا این مورد، از موارد فسخ است؟

ب) آیا شرعاً مستحقّ نفقه مى باشم؟

ج) سایر حقوقى که به بنده تعلّق مى گیرد چیست؟

جواب: در صورتى که به عیب او رضایت نداده باشید، حقّ فسخ دارید. و چنانچه حکم را نمى دانسته اید و فسخ نکرده اید و آماده تمکین بوده اید، حقّ نفقه دارید. و در صورت جدا شدن با فسخ، هرگاه عروسى نشده باشد، حقّ نصف مهر را دارید.

سؤال : با توجّه به پیشرفت علوم پزشکى، در صورتى که با آزمایشات متعدّد اطمینان حاصل شود که زوج عنین است، آیا باز هم یک سال مهلت دادن لازم است؟

جواب: آرى لازم است و باید به او فرصت معالجه داد.

[مجددا متذکر می شویم بسیاری از مشکلات زناشویی با مشاوره قابل حل بوده و ریشه در روان آدمی دارد و علم پزشکی قادر به بیان آن نیست. جدایی از شوهر با ادعای بیمار بودن وی حتی اگر گواهی پزشکی نیز چنین ادعایی را تایید کرده باشد نمی تواند اولین و آخرین راه باشد. حتی در برخی موارد ریشه ی ناتوانی یکی از زوجین در رفتار طرف مقابل قابل جستجو است. اگر زوجه واقعا قصد زندگی با همسر خود را داشته باشد می تواند در یک سالی که فرصت دارد نسبت به درمان رابطه اقدام نماید ]

سؤال : زوجه اى به علّت بیمارى پیسى زوج (بیمارى برص که در هر دو پا و هر دو دست اوست) از غذا خوردن با زوج و نیز در انجام وظایف زناشویى با او کراهت دارد. حال با توجّه به این که بیمارى زوج مسلّم و مبتنى بر گواهى پزشکى قانونى است و با عنایت به این که اقوام و خویشاوندان زوجه به لحاظ بیمارى زوج محدودیت شدیدى در رفت و آمد خود قائل شده و تقریباً قطع رابطه نموده اند، و حتّى مردان آنها حاضر به دست دادن با زوج نیستند، آیا چنین وضعیتى براى زوجه «عسر و حرج» محسوب مى شود؟

جواب: اگر ترس آنها از سرایت بیمارى مزبور از نظر پزشکى بجاست و پزشکان آن را تأیید مى کنند، عسر و حرج در فرض بالا مسلّم است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.