خانه » کارگروه ها » روانشناسی » مراقب باشید وسواس فکری، مغزتان را نخورد!
فکری 660x330 - مراقب باشید وسواس فکری، مغزتان را نخورد!

مراقب باشید وسواس فکری، مغزتان را نخورد!

افراد مبتلا به وسواس فکری در اطراف ما زیاد هستند و این بیماری درجات مختلفی دارد که اگر شدت یابد می تواند آسیب زا باشد. برای درمان این بیماری، روانشناسان دارو درمانی را هم تجویز می کنند، اما بهترین شیوه مراجعه به مشاوری است که با صحبت بتواند فرد را از شر وسواس فکری نجات دهد.

 

موسسه خانواده سلامت بنیان فاطمه زرقومی؛ شاید برای شما اتفاق افتاده باشد وقتی می خواهید از منزل خارج شوید بارها شیر گاز یا سیم اتو را چک کنید. این بررسی کردن ها در حد عادی مشکلی نیست، اما اگر تداوم یابد و کاری انجام شده را مدام بررسی کنید که آیا درست انجام داده اید یا نه، آن گاه اختلال روانی محسوب می شود که روانشناسان به آن “وسواس فکری” می گویند.

 

علایم وسواس فکری

وسواس فکری یعنی مدام تصور می کنید کاری را انجام نداده اید و مدام با خود تکرار می کنید که فلان کار را انجام دهید. این فکرها چنان فرد را پریشان می کند که دچار اضطراب و استرس می شود و از انجام کارهای روزمره باز می ماند. معمولا کسانی که درگیر فکرهای مزاحم می شوند ترجیح می دهند پریشانی و مشکل و ناراحتی خود را به عنوان یک مساله خصوصی، پنهان نگه دارند و گاهی چند ساعت را دور از چشم دیگران صرف افکار یا کارهای مخفیانه خود کنند که این می تواند خطرناک باشد.

 

ابتلای ۱ تا ۳ درصد از افراد جامعه به وسواس فکری – عملی

تحقیقات نشان می دهد بین ۱ تا ۳ درصد از افراد جامعه به اختلال وسواس فکری – عملی مبتلا هستند. مبتلایان به این نکته واقفند که ترس و اضطراب آنان معنا ندارد و منطقی نیست، اما در عین حال آن را بسیار واقعی، شدید و جدی تجربه می کنند و به این ترتیب از عملکردشان کاسته می شود.

 

وسواس فکری موضوعات مختلفی را در بر می گیرد، مثلا ممکن است کسی این فکر به ذهنش برسد که نکند من تصادف کنم، برای همین به خیابان نمی رود یا سوار ماشینش نمی شود یا این که مدام استرس دارد فرزندش که در مدرسه است دچار حادثه شود.

 

این افراد به جزئیات توجه دقیق دارند و کارها را تکرار و به طور مکرر اشتباه احتمالی را کنترل می کنند. آن ها نمی توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند و دائم اضطراب دارند کاری را که در ذهنشان است، انجام دهند. جالب است بدانید این افراد نمی توانند به راحتی از اشیای قدیمی دل بکنند زیرا تصور می کنند شاید در آینده بتوانند از آن ها استفاده کنند.

 

برخی از کسانی که دچار وسواس فکری هستند همیشه دوست دارند اول باشند؛ در مدرسه، در محیط کار و همه جا احساس رقابت می کنند و همین موضوع آن ها را آزار می دهد چون برای اول شدن بسیار تلاش می کنند و آسیب می بینند. مثلا دختر ۲۸ ساله ای دچار وسواس فکری بود و این موضوع سبب افسردگی او شده بود، چون نمی توانست هیچ کاری انجام دهد. این دختر از کودکی در خانواده آموخته بود باید نفر اول و الگو باشد و تا اتمام دوره دبیرستان این موضوع ادامه داشت. این موضوع سبب شده بود تا در کنکور هم دنبال رتبه تک رقمی باشد و برای همین با وجود شرایط نامناسب اقتصادی در کلاس های مختلف کنکور شرکت کرد و چند سال پشت کنکور ماند. سرانجام خسته شد و پس از پنج سال به یک رشته معمولی راضی شد، اما همیشه عذاب وجدان داشت و اعتماد به نفسش را از دست داد.

 

تأثیر خانواده در ابتلا به وسواس فکری

متاسفانه خانواده در وسواس فکری این دختر نقش مهمی داشته و او را تشویق کرده است، لذا او تصور نمی کرده این وسواس فکری یک بیماری است تا این که این وسواس ها او را از زندگی روزمره جدا کرده و سبب انزوای او شده بود. او نمی تواند به راحتی وارد جامعه شود و ارتباط کلامی برقرار کند چون دائم در ذهن خود کار ناتمامی دارد که باید انجام دهد و دائم خود را در عرصه رقابت می بیند.

 

گاهی برخی افراد دچار این بیماری هستند، اما آن را انکار می کنند و در توجیه کارشان عنوان می کنند فراموش می کنند در حالی که فراموش کردن تفاوت زیادی با وسواس فکری دارد. گاهی شما فراموش می کنید هنگام خروج از خانه پنجره را بسته اید یا نه، در این صورت قبل از بیرون رفتن دوباره پنجره را چک می کنید، اما این برای یک بار اتفاق می افتد نه این که بارها این کار را انجام دهید تا جایی که توان شما گرفته شود و دیگر از بیرون رفتن صرف نظر کنید یا این که بیرون از منزل دائم به این فکر باشید که آیا پنجره را بسته اید یا نه و نتوانید کارتان را بدرستی و با تمرکز انجام دهید.

 

البته کسانی که در کودکی ناامنی را تجربه کرده باشند هم ممکن است دچار وسواس فکری شوند. آن ها اضطراب جدایی دارند و در برابر تغییر مقاوم هستند. همچنین اهل ریسک نبودن، دودلی، افکار خرافی و دلبستگی زیاد به کار، از دیگر ویژگی های این افراد است.

 

وقتی وسواس فکری زمینه ساز شک و بدبینی می شود

وسواس فکری می تواند به شدت به خانواده آسیب برساند زیرا این وسواس به شک و تردید تبدیل می شود که برای خود فرد و اطرافیان او خطرناک است. مثلا گاهی در ذهن یکی از زوجین این افکار که نکند کارم را درست انجام نداده ام یا این که در بیرون از خانه ممکن است اتفاقی برای همسرم بیفتد، شکل می گیرد و او را آزار می دهد و از این رو روابط دچار خدشه می شود.

 

البته گاهی این افکار دچار سوءظن و بدبینی هم می شود و مدام یکی از زوجین افکار وسواسی در مورد همسر خود دارد که او را مشکوک می کند. اگر یکی از زوج ها دچار وسواس فکری است حتما باید پیش از بچه دار شدن آن را درمان کند چون تحقیقات نشان می دهد این بیماری می تواند ژنتیکی هم باشد.

 

وسواس فکری چیزی جز تکرار فکرهای منفی و مزاحم نیست. کسانی که درگیر فکرهای مزاحم و تکرار شونده هستند از نظر ظاهر با سایر افراد هیچ تفاوتی ندارند، اما مشکل روحیشان کارکرد آن ها را کاهش می دهد و باعث می شود نتوانند مسئولیت هایشان را به درستی انجام دهند، چون یک فکر چنان آن ها را درگیر می کند که خسته می شوند و توانایی انجام کارهای روزمره خود را ندارند.

 

شاید کسی که با شما کار می کند دچار این بیماری باشد، او با شما صحبت می کند و در کنار شماست، اما ذهن او درگیر کار دیگری است و در صدد فرصتی است تا آن را انجام دهد، برای همین تمرکز ندارد و از عهده کاری که به او واگذار شده به خوبی بر نمی آید. این افراد از زندگی لذت نمی برند و نمی توانند ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنند.

 

روش هایی مفید برای درمان

افراد مبتلا به وسواس فکری در اطراف ما زیاد هستند و این بیماری درجات مختلفی دارد که اگر شدت یابد می تواند آسیب زا باشد. برای درمان این بیماری، روانشناسان دارو درمانی را هم تجویز می کنند، اما بهترین شیوه مراجعه به مشاوری است که با صحبت بتواند فرد را از شر وسواس فکری نجات دهد. این بیماری زمانی بهتر درمان می شود که فرد نسبت به وسواس فکری خود آگاهی داشته باشد و بداند در آینده این موضوع برای او خطرناک می شود.

 

کاهش گوشه نشینی و اجتماعی بودن، افزایش اعتماد به نفس، اندیشیدن به زمان حال و فعالیت های بدنی و ورزش منظم می تواند چند راه پیشگیری از این بیماری باشد. البته خانواده هم بی تاثیر نیست و اعمال حمایت بیش از حد توقعات و حساسیت زیاد سبب می شود کودکان در این خانواده ها دچار اضطراب و وسواس فکری شوند.

 

روانشناسان توصیه می کنند برای مقابله با این افکار خود را مشغول به کاری کنید مثلا وقتی این افکار وسواسی به سراغ شما می آید ذهن خود را به چیز دیگری معطوف کنید، مطالعه کنید یا این که فیلم ببینید که این کار نیاز به مهارت فراوانی دارد تا فرد دچار اضطراب نشود. همچنین برنامه ریزی کنید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصی باشد و در طول روز هرگاه افکار وسواسی به ذهنتان آمد، به خودتان بگویید زمان فکر کردن فلان ساعت مقرر است و به مرور از زمان فکر کردن به آن افکار بکاهید تا این که این زمان به صفر برسد. همچنین، هر روز به خود تلقین کنید «من قادرم افکار وسواسی ام را کنار بگذارم»؛ زیرا تلقین یکی از راه های مبارزه با افکار منفی است و وسواس فکری نیز چیزی جز تکرار فکرهای منفی و مزاحم نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.