خانه » کارگروه ها » روانشناسی » فعال بودن و نبودن کودک درون چه تأثیری در زندگی ما دارد؟
درون 660x330 - فعال بودن و نبودن کودک درون چه تأثیری در زندگی ما دارد؟

فعال بودن و نبودن کودک درون چه تأثیری در زندگی ما دارد؟

افرادی که از زندگیشان ناراضی هستند باید توجه کنند که مدت هاست پیام های کودک درون شان را نادیده گرفته اند، اما نکته مثبت این است که هر لحظه اراده کنند می توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درون شان و آشنا شدن با آن راهی جدید به سوی زندگی تازه و شاد و پر انرژی باز کنند.

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، کودک درون مبحثی مهم در روانشناسی است که در درمان رفتارهای ناهنجار، عادات و اضطراب های به جا مانده از دوران کودکی به روانشناسان کمک می کند. کودک درون، بخشی از وجود ماست که گاهی ناسازگار است و گاهی دوست دارد بچگی کند و مانند یک بچه پرنشاط و سرزنده دست به هیجاناتی بزند که ظاهرا با منطق و استدلال سازگاری ندارد.

کودک درون عاشق بازی، شادی، شوخی و سبک سری است ولی بیشتر اوقات والد آگاه، جدی و دارای رفتار تکلیف گرا بر او مسلط می شود و اجازه نمی دهد خود را نمایان کند که در این صورت بلوغ عاطفی شخص رشد نمی کند.

راهی ساده برای شناسایی کودک درون

برای اینکه کودک درون خود را شناسایی کنید خود را در موقعیتی آرام قرار داده و چشم هایتان را ببندید، ۳۰ دقیقه خود را در کودکی بین ۳ تا ۸ سال تصور کنید. خود را به شکل این کودک و ابتدا در تبادل با اعضای خانواده و سپس در ارتباط با همبازی های تان که در همسایگی یا مدرسه شما هستند، ببینید. توجه کنید چگونه به اعضای خانواده عکس العمل نشان می دهید و با دوستان و همبازی های خود کنار می آیید و از بازی با آن ها لذت می برید یا نه.

سرانجام خود را در محیط خانواده تصور کنید. آیا شما شاد و پرانرژی و هیجان زده هستید و از زندگی لذت می برید؟ آیا شما جدی، غمگین و ناامید از زندگی هستید؟ اگر کودکی غمگین و جدی هستید سعی کنید آخرین تجربه شادی را که به عنوان یک کودک داشتید، به یاد آورید. این آخرین خاطره از شما به عنوان کودک شاد کودک درون است که در درون شما وجود دارد تا از عهده استرس برآید.

ما می توانیم به کودک درون خود بگوییم در زندگی خیلی جدی و سختگیر نباشد و به اشتباهاتش بخندد و سعی کند از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرد.

کشف کودک درون

بچه ها تقریبا هر کاری که بخواهند انجام می دهند و شادند. شما هم باید کودک درون خود را کشف کنید تا شادتر باشید. با سکوت های طولانی و یادآوری خاطرات کودکی و لحظاتی که شاد بوده اید، می توانیم دوباره او را زنده کنیم. همچنین وقتی عاشق می شوید باید بدانید که کودک درون شما فعال شده و از سلطه والد آگاه شما بیرون آمده است. وقتی به مهر و محبت احتیاج دارید، وقتی افسرده می شوید، وقتی به امنیت و پشتیبانی و احترام نیاز دارید، یعنی کودک درون شما زنده شده و با زبان بی زبانی نیازهای خود را مطرح کرده است.

زمانی که سرگرم بازی می شوید، زمانی است که کودک درون شما به حرکت در آمده و بالاخره وقتی با بچه ها به بازی می پردازید یا به تماشای کارتون می نشینید، بدانید که به کودکی خود برگشته اید و کودک درون شما فعال شده است.

اگر به کودک درون مان توجه نکنیم چه می شود؟

اگر با کودک درون مان ارتباط برقرار نکنیم او تنها و منزوی می شود و خود را پنهان می کند. اگر به احساس ها و علاقه مندی هایش اهمیت ندهیم او سرکوب می شود و آسیب می بیند. متاسفانه بسیاری از افراد وقتی با کودک درونشان مواجه می شوند در می یابند نیاز کودک شان به مهر و محبت، اعتماد، امنیت و پشتیبانی برآورده نشده است.

افرادی که از زندگیشان ناراضی هستند باید توجه کنند که مدت هاست پیام های کودک درون شان را نادیده گرفته اند، اما نکته مثبت این است که هر لحظه اراده کنند می توانند به کمک ارتباط برقرار کردن با کودک درون شان و آشنا شدن با آن راهی جدید به سوی زندگی تازه و شاد و پر انرژی باز کنند. پس مرحله شناخت کودک درون و نشان دادن جهان به او و دعوت کردن او به زندگی می تواند به طرز معجزه آسایی مسیر زندگی و نحوه انتخاب هایتان را تغییر دهد و شما را به سمت انتخاب های بهتر هدایت کند.

وقتی در مقام یک بزرگسال تمایلات، خواسته ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می کنید، در معرض خطرات زیر قرار می گیرید: هرگز یاد نمی گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید. هرگز یاد نمی گیرید چگونه آرام باشید و استرس های خود را کنترل کنید. از اینکه به اندازه کافی خوب نیستید احساس گناه می کنید و از بودن در کنار خانواده و کودک تان لذت نمی برید. نسبت به افرادی که از زندگی لذت می برند، بدبین می شوید و از صمیمی شدن با دیگران می ترسید و منزوی می شوید.

جایگاه کودک درون در ضمیر باطن است چون متعلق به دوران کودکی ماست اما بعدها توسط بایدها و نبایدها که دستورات جدی ضمیر آگاه ماست پوشیده شده، پس لایه های زیر ذهن ما جایگاه اوست و اگر می خواهید فعال شود، باید برایش اقدام هایی کنید. مثلا گاهی به خود اجازه دهید که مثل بچه ها رفتار کنید، مثلا زود قهر و زود هم آشتی کنید، دست به هیجاناتی که برای شما شادی می آورد، بزنید و سایر اقدام هایی که اشخاص بالغ، کمال طلب و جدی به آن دست نمی زنند. سعی کنید آخرین خاطرات شادی افزای خود را به یاد بیاورید و او را به صحنه ضمیر آگاه بکشانید و از آن لذت ببرید. سختگیری نکنید، خود را رها کنید، روی اشتباهات خود تعمق نکنید و سعی کنید از کوچک ترین وقایع اطراف خود لذت ببرید.

وقتی احساس غم، شادی، ترس و لذت می کنید، یعنی کودک درون شما دست استمداد به طرف شما دراز کرده پس دست او را بگیرید و برای او کاری کنید تا احساس خوبی در شما پدیدار شود.

وقتی کودک درون به خواب زمستانی فرو می رود

از کجا می فهمیم کودک درون فردی خواب است؟ چنین فردی بازی نمی کند و از بازی کردن لذت نمی برد، هیچ گاه خودش را لوس نمی کند، با زبان بچگانه حرف نمی زند، از نزدیک شدن به دیگران برای آشنایی می ترسد، قادر نیست استرس و خشم خود را کنترل کند، وقتی به پارک می رود فقط قدم می زند و مثل آدم های خیلی جدی به اطرافش نگاه می کند و به بازی های بچه ها چندان توجهی ندارد، از احساسات طبیعی خود مثل گریه کردن، خوشحالی همراه با قیل و قال خودداری کرده و هیجانات خود را کنترل می کند، دست به ابتکارات، خلاقیت و خلاصه هر کاری که ریسک پذیر است نمی زند و سعی می کند به کارهای تکراری که هیجان آفرینی ندارد، بپردازد.

این مطلب ادامه دارد …. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.