خانه » کارگروه ها » ازدواج و خانواده » عشق از دیدگاه روانشناسی
موسسه خانواده سلامت بنیان عشق از دیدگاه روانشناسی ازدواج و خانواده روانشناسی مقالات
love-heart-wallpaper

عشق از دیدگاه روانشناسی

از دیدگاه روانشناسی، می توان جنبه های مختلف عشق را مورد مطالعه قرار داد . عشق یک احساس است و انسان این احساس را که متوجه شخص یا شیئی شده است، عشق خود می داند . این احساس ممکن است در افراد متفاوت باشد. عشق به تنهایی معانی و مفاهیم مختلفی دارد،مثلا برای کشیش یک معنی و برای پزشک معنی و مفهوم دیگری را در بر دارد .از نظر (فروید) نیز که عشق را با (غریزه جنسی) مطابقت می دهد ، معنی دیگری می تواند داشته باشد. (فروید)عقیده دارد که معنی و مفهوم کامل عشق در غریزه جنسی خلاصه شده است!

یکی از پیش شرط های عشق های دیوانه وار آن است که معشوقه باید “صاحب” داشته باشد. زن آزاد و “بدون صاحب” لایق عشق آتشین و مجنون وار نیست! فروید میگوید: عاشق مورد نظر ما، هرگز زنی را که “صاحب دار” نباشد، به عنوان معشوقه انتخاب نمی کند. مقصود از زن “صاحب دار” زنی ست که مرد دیگری، خواه به عنوان شوهر یا پدر یا برادر و یا رفیق، خود را صاحب زن بداند و نسبت به او برای خود حق تملک قایل باشد. در بعضی از موارد این پیش شرط آن چنان شدید و غلیظ است که عاشق مورد نظر ما، تا هنگامی که یک زن “بی صاحب” است و تعلق به هیچ مردی ندارد، کوچک ترین علاقه ای به او نشان نمی دهد، اما همین که زن توسط مرد دیگری مانند شوهر، پدر، برادر و یا رفیق، مورد تملک قرار می گیرد، آتش عشق در دل عاشق مورد نظر ما، شعله ور می شود و او در دریای عشق غوطه ور می گردد.

شرط دومی که فروید برای این عشق های مجنون آمیز قایل است این است که معشوقه باید حتما بی وفا باشد و با رقیب سرو سری داشته باشد.

یعنی عاشق مورد نظر ما هرگز عاشق زنی وفادار نمی شود. زنی که وفادار باشد نمی تواند به عنوان بت مورد علاقه ی عاشق مورد نظر ما، پرستیده شود. عشق دیوانه وار همیشه معطوف به زنانی است که ازنظر وفاداری مورد شک و تردیدند و امکان این که با دیگران سر و سری داشته باشند، وجود دارد.

همچنین فروید در مورد زن و جایگاه او معتقد است که: نمی­شود زنان را در جایگاهی مساوی مردان از نظر قدرت قرار داد. به عقیده ی او این فکر از پیش مرده ایست که بگویند می شود زنان را عیناً مانند مردان به مقابله و تلاش در عرصه ی هستی فرستاد از نظر او مدتها قبل از دورانی که مرد بتواند مقامی برای خود در جامعه به دست آرد ، طبیعت سرنوشت زن را در عرصه ی زیبایی ، دلربایی و جذابیت تعیین کرده است.

در مورد عشق باید کمی با احتیاط برخورد کرد،چرا که به نظر بسیاری از روانشناسان امروزی، عشق نمی تواند تنها یک غریزه ساده مثل:غریزه جنسی یا خشم و غضب و یا ترس و . . . باشد؛ بلکه احساس یا مجموعه هیجاناتی است که نسبت به یک چیز یا شخصی در وجود آدمی ریشه می گیرد . از نظر فروید و دیگران، عشق ممکن است بیشتر غریزه جنسی را شامل گردد. ولی مسلما این نظریه نمی تواند،شامل تمامی آنچه شود که نظر ما از عشق است.عاشق شدن هنگامی است که تمام غرایز ادمی تحریک شوند. ما هنگامی می گوییم عاشق شده ایم که با تمام وجود خویش فردی را طالب باشیم. یکی از روانشناسان به نام فردریک در این مورد چنین اظهار عقیده می کند که: عشق با انچه در قدیم وجود داشت، یعنی تمایلات ساده جنسی، تفاوت زیادی کرده است، به صورتی که این غریزه جنسی به شکل متقابل درامده ، چرا که در دورانهای گذشته، تمایل زن در فرایند عشق اصلا مورد توجه قرار نمی گرفت . عشق به درجه ای رسیده است که عاشق، تحمل و قرار خویش را از دست می دهد و جدایی از معشوق در نظرش مصیبتی عظیم می باشد، به همین جهت برای رسیدن به عشق خویش، حتی حاضر می شود جان خود را نیز فدا نماید. ازدواج باید با انتخابی درست و حساب شده و به دور از هرگونه احساس زودگذر باشد، و در سنی که رشد روحی و جسمی و عقلی فرد به حداقل کمال رسیده باشد، انجام شود و نه در سنی که احساساتش غالب می باشد. در این شرایط ، علاقه و عشق، مفهوم واقعی خود را ندارد. هر چیزی که ظاهر دوست داشتنی داشته باشد ، به عشق کاذب بدل می شود و هر حرفی که کام دل را شیرین کند،به عشق تصور می شود. عشق و علاقه ای که با تظاهر و تکلم در انسان بروز نماید، نه تنها دوام ندارد، بلکه مقدمه بروز تزلزل مشکلات سختی خواهد بود. روانشناسی به نام دکتر اسنل پنتی می نویسد: روانشناسی عصر ما، ارامش زندگی خانوادها را وابسته به عشق کاذب نمی داند، عشقی که چون کوه اتشفشان منفجر می شود و چون دریایی منجمد!.دکتر اسنل پنتی معتقد است که در زندگی زناشویی، عشقی قابل تقدیر است که ارام و طبیعی رشد کند،حیاتش: انس و الفت و توافق خوی و اخلاق و ثمره اش: ملایمت و مداومت باشد. بر اساس چنین عشقی، می توان زندگی پایداری را شالوده نهاد و خوش و سالم زیست. عشق انفجاری، همانند تب تند است که زود عرق می کند. دوستان این را فراموش نکنید که هرگز نباید به خاطر عشق کاذب ازدواج کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *