خانه » کارگروه ها » حقوقی » طرح خروج زنان بدون اجازه شوهر و ابهامات حقوقی آن
موسسه خانواده سلامت بنیان law-1-660x330 طرح خروج زنان بدون اجازه شوهر و ابهامات حقوقی آن حقوقی

طرح خروج زنان بدون اجازه شوهر و ابهامات حقوقی آن

متن زیر نوشته حجت الاسلام محمد معصوم زاده مدیر کارگروه گفتمان دینی موسسه خانواده سلامت بنیان می باشد:

قبل از هر چیز بگویم که با خروج زنان فرهیخته از کشور موافقم سند این موافقت هم اجازه ایست که بارها برای خروج همسر خودم از کشور داده ام.

اما قرار است طرحی به مجلس برود که طی آن خروج زنان بدون اذن شوهر در مواردی داده شود.

این طرح ابهاماتی حقوقی دارد که می‌تواند باعث شود هم برای زنان مضر شود و هم برای مردان البته واضح است که این طرح مراحل اولیه ی خود را طی می کند و قطعاً تا زمان اجرا، مطالعات بیشتری روی آن صورت خواهد پذیرفت. اما بیایید صرفاً فرض کنیم قرار باشد طبق این طرح، زنان فرهیخته نیازی به کسب اجازه شوهر برای خروج از کشور نداشته باشند.

در این صورت باید گفت طراح این طرح فرضی، احتمالاً اشراف کامل به فلسفه ی لزوم اجازه شوهر نداشته است.

آنچه باعث مدیریت مرد بر خانواده می شود فرهیختگی یا عدم فرهیختگی زن نیست. بنابراین معنای خارج شدن زنان فرهیخته بدون اذن شوهر و خارج شدن زنان غیر فرهیخته با اذن شوهر، نوعی تبعیض بین زنان است.

گویی زنان تاکنون به این علت نمی توانسته اند  بدون اجازه ی شوهر به خارج بروند که ناقص العقل بوده اند و همکنون برخی قانونگذاران می‌خواهند مشکل را حل کرده و تعداد محدودی “زن فرهیخته” تعریف کنند.

این امر خود به خود شبهه ی لایق نبودن بقیه ی زنان را ایجاد خواهد کرد. روی همین حساب است که می گویم اگر این طرح همراه با مطالعات حقوقی کافی نباشد لطمات اجتماعی زیادی به رابطه ها می زند و چه بسا میل ازدواج مردان با زنان تحصیل کرده و موفق را نیز دستخوش تغییراتی کند. حتی ممکن است  این ذهنیت اشتباه را ایجاد کند که زن موفق زن زندگی نیست. اینجانب معتقدم سالیان قبل نیز به واسطه قانون هایی که مطالعات حقوقی و روانشناختی و نیز جامعه شناختی کافی روی آنها نشده است لطمات زیادی به آرامش فکری خانواده‌ها خورده است.

《پس چه چیزی باعث مدیریت مرد در خانواده می شود؟》

آنچه باعث قیمومیت مرد در خانواده می‌شود در بعد حقوقی، مهریه و نفقه است. و در بعد روانشناختی نیز ژنتیک مرد و میل مرد به داشتن قدرت فداکاری و اداره کردن است. که اگر این میل در مرد به رسمیت شناخته شود باعث علاقه مندی و ایثار بسیار زیادی به زن و فرزندانش نیز خواهد شد.

در هر حال آنچه باعث زعامت مرد بر خانواده بوده، عدم فرهیختگی زن نیست که حالا ما طی طرحی بگوییم درصد اندکی مثلاً یک درصد یا دو درصد از زنان مقام آور هستند که حسابشان از سایر زنان جداست.

و سپس بگوییم این چند درصد از زنان بدون کسب اجازه ی شوهر هم عقلشان می رسد که صلاح خود را تشخیص بدهند و از کشور خارج شوند. این منطق اساساً مطرح نیست. ضمن اینکه این رویه باعث تنش و تبعیض بین جمعیت زنان خواهد شد و نیز باعث تغییر در برنامه ریزی‌های بلند مدت پسران جویای همسر می گردد. به طور کلی می توان گفت تصویب این طرح، فیزیک بازار ازدواج را تغییر می دهد. به همین دلایل، افرادی که اطلاعات حقوقی و روانشناختی محدودی هم دارند می توانند پیش‌بینی کنند که هرچند اصل طرح خوبست اما در صورت عدم رفع ابهامات حقوقی، چنانچه طرح به تصویب برسد شورای نگهبان آن را رد می‌کند و اگر هم اجرا شود در اینصورت لطماتی به سلامت رابطه های زناشویی وارد خواهد کرد.

ممکن است بعد از تصویب چنین طرحی، مردان و زنان هنگام ازدواج، نقشه هایی طراحی کنند تا بتوانند موقعیت خود را تثبیت کنند و قانون جدید را به نفع خود تفسیر کنند و… .

《اما حقیقت امر چیست》

همانطور که اشاره شد، آنچه باعث می شود که مرد، اختیار خروج همسر را از کشور داشته باشد این است که پس از تعیین مهریه و نفقه و اجرای عقد نکاح و اخذ رضایت زوجه، زن در حباله ی مرد قرار گرفته است. از طرفی، زن به تناسب فرهیختگی اش ممکن است نفقه اش بالا تر برود و به تناسب فرهیختگی اش مهرالمثل زن افزایش پیدا می کند پس بهر حال زنی که سطح بالا باشد اجمالا برایش نفقه و مهریه ی بالاتری قابل تصور خواهد بود. بنابراین نمی توان گفت نظام حقوقی فعلی، جایگاهی برای فرهیختگی زن تدارک نکرده بوده.

مجموعه ی استدلالهای مان را با مثالی می توانیم راحت تر بیان کنیم: تصویب این طرح درست مانند این است که بگوییم اگر مردی فرهیخته بود، زنش او را به خاطر اینکه مهریه بدهکار است نمی‌تواند ممنوع الخروج کند ولی اگر مرد، فرهیخته نبود زنش می تواند وی را بابت مهریه زندانی کرده و ممنوع الخروج کند! آیا واقعا این منطق درستی است که ممنوع الخروج شدن مردان به خاطر بدهکار بودن مهریه، فقط اختصاص به مردان عادی کشور داشته باشد؟ بدیهی ست که این منطق ضعیفی می باشد و به احتمال بسیار زیاد شورای نگهبان هم آن را با شرع و قانون اساسی در تعارض خواهد یافت

حال برای واضح تر درک کردن ابهام موجود در این طرح بیایید به حالت دیگری بیاندیشیم:

زنی را تصور کنید که بدون اذن شوهر و خلاف رضایت وی به خارج از کشور می رود…

زن، از خارج کشور تقاضای نفقه می نماید… همچنین در حالی که خودش دارد خارج زندگی می کند، از طریق مکانیسم های قضایی و کنسولگری ایران، مهریه ی خود را به اجرا می گذارد…

همکنون با شوهری روبرو هستیم که به دلیل ازدواج کردن با یک زن مقام آور، باید هم نفقه بپردازد و هم مهریه بدهد و هم دسترسی به همسر نداشته باشد.

بدیهی ست اگر در کشورهای خارجی زنی موفق شود بدون اخذ رضایت شوهر از کشورش خارج شود دلیل آن این خواهد بود که هیچ رابطه ی مالی خاصی بین آن زن و شوهر نیست. لذا هیچیک از طرفین، نمی توانند از خارج کشور شوهر خود را ممنوع الخروج کنند. در حالیکه با فرض تصویب چنین طرحی، زنانی را خواهیم داشت که خود بدون اجازه شوهر به خارج رفته اند اما می توانند شوهرشان را به دلیل بدهکار بودن مهریه و نفقه، ممنوع الخروج کنند!

آیا این منطق، طنزآمیز نیست؟

آیا قابل پیش بینی نیست که به زودی مردانی که قصد ازدواج دارند برای برون رفت از این خلاء حقوقی، به فکر چاره هایی خواهند اندیشید؟

قطعاً یکی از این چاره ها به تاخیر انداختن ازدواج و تن ندادن به مشقات ازدواج‌های قانونیست

____

《خلائی دیگر》

باید دانست نوعا وقتی مهریه در گردن شوهر قرار می گیرد حق تمکین هم مقابلا بر زن لازم می شود و به همین منوال وقتی که تمکین بر زن لازم می شود پرداخت نفقه نیز بر مرد لازم می شود.

در اینجا با خلاء دوم حقوقی طرح، رو به رو خواهیم شد: آیا زنی که بدون اذن شوهر به خارج از کشور رفته، با توجه به اینکه مهریه و نفقه در برابر “بضع” و در برابر تمکین قرار گرفته است، آیا شوهر خواهد توانست درصد قابل توجهی از مهریه و نفقه را مطالبه کند؟ پیش‌بینی می کنیم که در سال‌های آینده با پرونده‌های این‌چنینی روبرو هستیم: زنی بدون رضایت شوهر از کشور خارج شده و میلیاردها تومان مهریه این زن است…

مرد با گرفتن چندین وکیل حرفه‌ای و صرف میلیون‌ها تومان پول، مدعی ست که باید مهریه ی همسر من کاهش پیدا کند. چرا که وقتی من با او ازدواج کردم به این قید به چنین مهریه ی سنگینی راضی شدم که خیالم راحت بود او بدون اجازه ی من از کشور خارج نمی شود. حالا که چنین قاعده ای شکسته من نیز زیر بار مهریه ای که با مقدار آن توافق کرده بودم نمی روم…

نیز می‌توان احتمال داد مردان زیادی خواهند گفت: اگر زن من دارای شغل مهم یا شخصیت مشهور علمی است، پس بی گمان نیازی به نفقه ندارد و بلکه برعکس، اوست که بابت سنواتی که بدون اجازه ی من مشغول تحصیل در خارج از کشور بوده لازم است به من خسارتی بپردازد.

اما همانطور که گفتم، موافق این هستم که زنان فرهیخته بتوانند سفر خارجی انجام دهند. برای حل این موضوع نمی توان تنها از یک قانون مختصر و جبرآمیز و سلبی استفاده کرد. بلکه لازم است تضامین کافی جهت تامین حقوق هر دو طرف ارائه شود آنگاه زن از کشور خارج شود. باید ابهاماتی رفت شود.

پیش بینی می کنیم این سوالات در ذهن مرد خواهد بود: حقوق من چه می شود؟ تکلیف سنواتی که بابت آن دارم نفقه می پردازم چه می شود؟ تکلیف علقه زوجیتی که بابت آن مهریه به گردن دارم چه می شود؟

اکنون که همسرم متارکه کرده است، آیا دادگاه همان طور که اجازه خروج زنم را به وی داده اجازه ی ازدواج با فردی دیگر را نیز به من خواهد داد؟

آیا دادگاه همانگونه که اجازه خارج شدن زنم از کشور را صادر کرده، مطابق با مدت زمانی که وی خارج از کشور است مرا از پرداخت نفقه معاف خواهد کرد؟

آیا به تناسب مدت زمانی که سفر خارجی انجام شده است مهریه کاهش پیدا خواهد کرد؟

آیا در حالی که او خارج است می تواند مرا ممنوع الخروج کند؟

آیا این قانون، عطف بما سبق خواهد شد؟ اگر بله ، بنابراین من چون فکر نمی کردم همسرم جواز خروج داشته باشد زیر بار مهریه ی میلیاردی رفتم. آیا عدل این را اقتضا نمی کند که از نو اختیار تصمیم گیری بر سر مهریه را داشته باشیم؟

اگر این سوالات قبل از آنکه خیل عظیمی از مردان و زنان با آن درگیر شوند، به درستی جواب بیابد و زن و مرر به شکل بالغانه و مرضی الطرفین بر سفره ی عقد بنشینند در این صورت می توان گفت به مسئله به شکل آگاهانه و حقوقی نگریسته شده است.