روانشناسی

با این راهکارهای طلایی کودک درون خود را بیدار و فعال کنید

در طی پروسه شفای کودک درون برای شما بسیار آسان می شود تا با درونتان ارتباط بر قرار کنید. در این پروسه مهم نیست که چه سن و سالی دارید، مهم این است که دوباره متولد می شوید، و این بار خودتان والد و حامی خودتان هستید. کودکتان را حمایت می کنید، به خودتان عشق و محبت لازم را هدیه می دهید.

به گزارش موسسه خانواده سلامت بنیان، در شماره قبلی مطلب کودک درون درباره این مفهوم و این که فعال بودن یا نبودن کودک درون چه تأثیری در زندگی ما دارد صحبت کردیم. در این قسمت از مقاله به این نکته می پردازیم که برای فعال تر شدن کودک درون مان باید چه کاری انجام دهیم.

سعی کنید از چیزهای کوچک، پیش پا افتاده و حتی بی ارزش به هیجان بیایید و لذت ببرید. به آسمان نگاه کنید. به لکه های سفید ابر در آسمان آبی نگاهی بیندازید. از قهقهه کودکان به نشاط بیایید و از صدای پرندگان لذت ببرید تا کودک درون شما فعال تر شود. از پاییز، بهار، گل های بهاری، دشت ها و کوه ها لذت ببرید تا حس بهتری پیدا کنید، یعنی آشتی با طبیعت سرلوحه برنامه های شما باشد.

دست از خشک و جدی بودن بردارید

 کودکانه به جست و خیز بپردازید. دست از رسمی بودن و کمال گرایی بردارید و خود را رها کنید، نترسید که شما را احمق بپندارند. نگرانی از آینده و رنجش از دیگران را به فراموشی بسپارید و خود و دیگران را ببخشید تا آزاده، رها، سرزنده باقی بمانید. در بعضی از مواقع و در بعضی از لحظات سعی کنید دست از جدی بودن بردارید، دنبال ارزش های کاذب، بودن ها و داشتن ها نباشید. در این صورت است که کودک درون رها می شود و شما قادرید دست به ابتکار و خلاقیت بزنید.

برای شفای کودک درون خود باید باورهای کهنه، آداب و سنن دست و پاگیر، ارزش های عصبی و باید و نبایدهای عصبی را به کناری گذاشته، صبر، شکیبایی، عشق و محبت را جایگزین آن کنید. در این صورت است که این کودک هوشمند و شفایافته زنده شده و بر خیلی از مشکلات روز شما غلبه خواهد کرد.

کودک درون، کودک خردسالی است که در درون همه ماست. این کودک خود خود ماست که به ما انرژی می دهد، شور و سرزندگی ما به او مرتبط است، احساسات ما به او گره خورده است، و تخیل، خلاقیت، شهود و غرایز ما در پیوند با اوست.

وقتی به کودک درونتان بی توجهی کنید درگیر مشکلات جسمی و روانی می شوید

 این کوچولوی درون وقتی مورد بی توجهی قرار می گیرد و صدمه می بیند خود را در لایه ای می پوشاند و از دید دیگران مخفی می سازد. وقتی او را (احساسات خود) انکار می کنید. در جایی، در عمق ترین سطح روان پنهان می شود و با این کار، شما مشکلات جسمانی و روان پزشکی از جمله افسردگی و اضطراب را تجربه خواهید کرد. زندگی یکنواخت و کسل کننده، روحیه غمگین و خلق پایین همگی از غیبت این دوست درون تان حکایت دارند.

اگر به او بی محلی کنید او هم بی توجهی شما را با لجبازی و بیماری پاسخ می دهد اما اگر به او توجه کنید و با او مهربان باشید، می داند چگونه شما را سرگرم کند، از زندگی لذت ببرید، از تخیل خود بهره مند شوید، خلاقیت به خرج دهید و از شهود و خرد ناب بهره گیرید. با توجه و مراقبت از او، یک دوست واقعی و خالص خواهید داشت او می تواند در کنارتان قرار گیرد، خشکی و جدیت بیش از اندازه را از شما بگیرد و شما را لطیف تر کند و به شما کمک کند تا بر ترس هایتان غلبه کنید. انعطاف پذیر ش وید، تغییرات لازم را در خودتان به وجود آورید و امکان رشد شخصی خودتان را فراهم آورید.

هر وقت دوست داشتید گریه کنید

 وقتی دلتان گرفت، گریه کنید، هرگز جلوی خودتان را نگیرید. گریستن نشانه انسان بودن شماست. به علاوه کودک درون تان نیز آرام خواهد شد. دفترچه یادداشت شخصی داشته باشید و احساسات خود را یادداشت کنید و هر چند وقت یک بار به آن سر بزنید. به این ترتیب شما با کودک درون تان ملاقات کرده اید. همراه با موسیقی سالم حرکات منظم و شاد انجام دهید. حرکات بدنی کودک درون تان را به وجد می آورد و به این ترتیب شما برای بقیه روز سوخت روانی کافی خواهید داشت.

وقت خود را با کسانی بگذرانید که به آن ها علاقه مندید و از بودن با آن ها لذت می برید، به این ترتیب کودک درون تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد. اتاق تان را آن طور که دلتان می خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده دار به نظر می رسد، چندان مهم نیست. پرده ها، رنگ دیوار و اشیا و لوازم، تابلوها و روتختی را با سلیقه خودتان انتخاب کنید.

گاهی اوقات زیر نور شمع شام بخورید و اگر موسیقی ملایمی نیز پخش شود فضا رویایی تر خواهد شد. به این ترتیب کودک درون تان بیشتر لذت خواهد برد. زیر باران قدم بزنید و چتر را فراموش کنید، بگذارید خیس شوید و به یاد سال های خردسالی به کودک درون تان نشان دهید که برای او اهمیت قائل هستید.

به شهود خود احترام بگذارید

 به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید. برای مثال اگر به انجام کاری راضی نیستید آن را انجام ندهید و یا در تصمیم به ته قلبتان هم نگاهی بیندازید. کودک درون تان آنجا نشسته است. وقتی نقاشی می کشید، از تخیل خود کمک بگیرید و یا تخیل بکشید و آن ها را با رنگ های دلخواه خود رنگ نماید. مطمئنا کودک درون تان در انتخاب رنگ ها به شما کمک خواهد کرد. به تماشای طلوع و غروب بنشینید و با خود بگویید: این ممکن است آخرین طلوع یا غروب خورشید باشد که به نظاره نشسته ام و این تجربه ای ناب برای کودک درون تان خواهد بود.

آراسته باشید و آرایشی که دلتان می خواهد داشته باشید. اگر به ته دلتان رجوع کنید او به شما خواهد گفت که چه سبک آرایشی را می پسندد. از انتقاد نسبت به خود دست بردارید. در چنین لحظاتی کمی درنگ کنید. شما در حال شلاق زدن به کودک درون تان هستید، شلاق را دور بیندازید و با او مهربان باشید. وقتی زیر فشار هستید و استرس دارید به کتاب های داستان کودکان پناه ببرید. این کار لذت بخش (کودک درون تان را آرام خواهد ساخت. از تفریح های گذری و کوتاه غافل نشوید. مانند تاب خوردن در یک پارک و یا خوردن یک فنجان چای داغ در زمستان آن هم وقتی هوس نوشیدن آن را می کنید. این کار یعنی پاسخ دادن به ندای کودک درون تان.

دردهای جسمانی فریاد خفه شده کودک درون شماست

 

هیچ چیز مانند اسب سواری و دوچرخه رانی کودک درون تان را به وجد نمی آورد، امتحان کنید. دردهای جسمانی فریاد خفه شده کودک درون شماست. پس علاوه بر درمان های جسمانی برای رابطه خود با وی فکری بکنید. وقتی تنها هستید می توانید دور و برتان را به هم بریزید و از شلوغی و ریخت و پاش لذت ببرید. به این ترتیب کودک درون تان نیز نفس راحتی می کشد.

یک جعبه یا کشوی مخصوص داشته باشید و تمام هدایا و یا کارت تبریک هایی که از دیگران گرفته اید را در آن نگهداری کنید. این جعبه محتوی عشق است، عشق دیگران نسبت به کودک درون شما و شما لایق آن هستید. در منزل عود بسوزانید و یا از عطرهای خوشبو استفاده کنید. این کار شما را به وجد می آورد و نشاط را به شما باز می گرداند.

مراقب گفت و گوهای درونی خود باشید

 اگر می توانید سری به محله های دوران کودکی خود بزنید و با دوستان و همسایگان سابق خود احوالپرسی کنید. اگر چنین چیزی امکان ندارد می توانید در خیابان ها و کوچه های قدیمی پرسه بزنید و در فروشگاه های قدیمی خرید کنید. وقتی با کسی صمیمی هستید یعنی کودک درون شما و کودک درون و به هم نزدیک هستند و این موهبت بزرگی برای کودک درون خواهد بود. مراقب گفت و گوهای درونی خود باشید وقتی پیام های منفی دریافت می کنید، بدانید که در حال بدرفتاری نسبت به خود هستید. پس جای آن ها را با پیام های امید بخش و مهر آمیز عوض کنید.

درخت بکارید و رشد و بالندگی اش را به نظاره بنشینید. گرچه با این کار گذر زمان را حس می کنید اما متوجه خواهید شد که چیزی در درون تان است که هیچ وقت پیر نمی شود. کودک درونتان علاقه مند به شنیدن چه چیزهایی است؟ او مایل است که به او بگویید دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همانطور که هستی می پذیرم، از این که تو را دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم تو بسیار زیبا و جذاب هستی عزیزم، تو هنرمند و خلاقی، تو توانمند و پرتلاشی، متاسفم از اینکه به تو آسیب رساندم، متاسفم از اینکه فراموشت کردم، متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک آنطور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، میتوانی به من اعتماد کنی و هرطور دلت میخواهد باشی، ما برای رسیدن به سلامتی، رشد، شادی و لذت با هم همکاری خواهیم کرد.

خطرات سرکوب کودک درون

 وقتی در مقام یک بزرگسال تمایلات، خواسته ها و نیازهای کودک درون را سرکوب می کنید، در معرض خطرات زیر قرار می گیرید: هرگز یاد نمی گیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت ببرید. هرگز یاد نمی گیرید چگونه آرام باشید و استرس های خود را کنترل کند. از اینکه به اندازه کافی خوب نیستید، احساس گناه می کنید و از بودن در کنار خود و کودکتان لذت نمی برید. نسبت به افرادی که از زندگی لذت می برند بدبین می شوید از صمیمی شدن با دیگران می ترسید، منزوی می شوید و می ترسید که در ارتباط با مردم بی کفایت ارزیابی شوید.

کودک درون تان می گوید اگر از چیزی در ظاهر راضی نیستید آن را تغییر دهید. برای مثال موهایتان را رنگ کنید، از وزن خود بکاهید، مدل ابرویتان را تغییر دهید و … .

مراحل شفای کودک درون

مرحله ۱: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشم هایتان را ببندید و آرام باشید. سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی خردسال (۳ تا ۸ ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید و به واکنش های کودکانه خود دقت کنید و خودتان را با هم بازی هایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی دارید و چقدر لذت می برید. خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار می کنید. اگر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به یاد آورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان مخفی شده است.

مرحله ۲: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به پرسش های زیر پاسخ دهید:

  • کودک درونتان را چگونه وصف می کنید؟
  • چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟
  • چگونه می توانید پیام های مثبت را به او انتقال دهید؟
  • عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگ چیست؟ و چگونه با آن مقابله می کنید؟

مرحله ۳: در حال حاضر، برای برنامه ریزی عملی در جهت مراقبت از کودک درونتان آماده اید و ۳ فعالیت زیر می تواند در برنامه ریزی شما و مراقبت از کودک درونتان موثر باشد.

  1. یاد بگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت ببرید چشم هایتان را به روی زیبایی های طبیعت بگشایید و از آن ها لذت ببرید. دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام وجود و با تمام حس هایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید. نور مهتاب را تماشا کنید و زیر آسمان پر ستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات، مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم کننده و شادی آور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت ببرید.
  1. یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گام هایی بردارید: احساسات خود را همه روزه در دفترچه یادداشت بنویسید. یک داستان فانتزی در دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در ۱۰ احساس مثبت متفاوت، وصف می کنند. آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه می کنید. تجربه حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.
  1. یاد بگیرید چگونه کودکانه بازی کنید. سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید «کودک درونتان» خود را رها سازد. سعی نکنید حالت ها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت باشید. بازی، مستلزم استفاده از تخیل است پس در بازی کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید. برای خودتان جشن تولد بگیرید.

در مجموع، همه فعالیت های ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش مهمی از روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال شخصی برخوردار خواهید شد. به علاوه زخم های احساسی شما زودتر بهبود می یابند، انرژی بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتی های جسمانی، شما را ترک خواهند کرد. کودک درون ، بخشی از درون ماست که می تواند در اوج سرزندگی و شادابی قرار داشته باشد. کودک درون همان خود عاطفی ماست، او در جایی است که احساسات ما زنده هستند.

وقتی احساس لذت، غم، خشم، ترس، یا محبت و شفقت می کنیم، این همان کودک درون ماست که ظاهر شده است. وقتی بازیگوش می شویم و پر جنب و جوش، وقتی خلاق و آگاه می شویم و اوقاتی که حسی شهودی در ما زنده می شود و با خویشتن معنویمان رابطه برقرار می کنیم، همان خود اصلیمان، کودک درونمان، چیزی که می دانیم در عمق وجودمان ریشه دارد خود را نشان می دهد، به ما خوش آمد می گوید و ما را تشویق می کند تا در لحظه حال حضور داشته باشیم.

وقتی با خودمان احساس غریبگی می کنیم

 بهتر است باور کنیم که همه ما کودکی در درونمان داریم و نحوه برخورد ما با این کودک، زندگیمان را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر خودمان، والدین و جامعه نیز در شکل گیری این کودک تاثیرگذار هستند. وقتی این کودک اجازه پیدا نکند تا خود را نشان دهد، شنیده نشود، و حتی حضورش به کلی نادیده گرفته شود و هیچ شناختی از او نداشته باشیم، کم کم یک خود غیرواقعی ظاهر می شود، تصویری غیر واقعی از ما. در این شرایط است که در زندگی در نقش یک قربانی ظاهر می شویم و با خودمان احساس غریبی می کنیم و بسیاری از مسائل به صورت حل نشده در ذهنمان باقی می ماند و کم کم انباشته شدن این احساسات سرکوب شده ، منجر به خشمی مزمن، ترس، احساس خلاء بی انگیزگی و احساس نارضایتی می شود.

خود انتقادگرتان را کنترل کنید

 یکی از مواردی که باید مراقبش باشیم و در دامش گرفتار نشویم، خود انتقادگر ماست. بخشی که دایم در پی پیدا کردن ایراد و بهانه و سرکوفت زدن به ماست. بخشی که می خواهد زندگی ما را کنترل کند، صدایی که دایم از کودک درونمان ایراد می گیرد، به او طعنه می زند و او را به باد انتقاد می اندازد. این همان صدایی است که تمام اشتباهات و شکست هایی که داشته ایم را دایم به رخمان می کشد و احساس بی کفایتی را به ما منتقل می کند.

نا امید نباشید، راهی وجود دارد

 در عوض بخشی نیز هست که در نقش حامی کودک درون ظاهر می شود. وظیفه او این است که به کودک درون عشق بورزد، او را تشویق کند و به او این احساس را منتقل کند که ارزشمند است. انکار و نادیده گرفتن کودک درون در افرادی که در خانواده های ناکارآمد بزرگ شده اند بیشتر نمود دارد. این افراد معمولا دچار بیماری های روان تنی شده و به افرادی سخت گیر، انعطاف ناپذیر، سرد مزاج و بی محبت تبدیل می شوند.

اگر احساس می کنید که بعضی با همه ی این خصوصیات در شما یا آشنایانتان هست اصلا ناامید نشوید. برای رهایی از این حالات راهی وجود دارد، راهی که کمک می کند کودک درونتان را کشف کنید و او را شفا بخشید. شما می توانید خود را از حلقه باورهای غلط نجات دهید و زندگی جدیدی را تجربه کنید.

در طی پروسه شفای کودک درون برای شما بسیار آسان می شود تا با درونتان ارتباط بر قرار کنید. در این پروسه مهم نیست که چه سن و سالی دارید، مهم این است که دوباره متولد می شوید، و این بار خودتان والد و حامی خودتان هستید. کودکتان را حمایت می کنید، به خودتان عشق و محبت لازم را هدیه می دهید. تمام تشویق هایی که از کودکی به شنیدنش احتیاج داشتید و دریافت نکردید را از این بار از زبان خودتان می شنوید و اوج می گیرید. شما قادر خواهید بود تا یک بار دیگر رشد کنید، دوران رشدی همراه با عشق و حمایت عمیق.

باورهای شما تغییر می کند و در می یابید که این گذشته نبوده که زندگی شما را تحت تاثیر قرار می داده چون گذشته، گذشته است و هیچ قدرتی ندارد بلکه این تصویر ما از گذشته بوده که در ذهنمان نگه داشته بودیم و حالا می توانیم ذهنمان را از آن تصویرها رها کنیم و تصاویر جدیدی به ذهنمان هدیه دهیم. در طی دوره شفای کودک درون ما قدم به حیطه خود آگاه و ناخودآگاه ذهنمان می گذاریم، باورهای کهنه را زیر و رو می کنیم و ارزش های جدیدی برای ادامه زندگیمان انتخاب می کنیم.

هیچ وقت دیر نیست

به تدریج و با کمک تمرین های مختلف و ایجاد آشتی با کودک درونتان، این کودک هوشمند و شفا یافته، حرف هایی به شما می زند که شما تمام عمر می خواستید آن را بر زبان بیاورید، اما نمی توانستید. اما حالا کودکتان رها و آزاد است و به خود حق می دهد که زنده باشد و زندگی کند. برای این که در درونتان یک کودک سرزنده و شاداب و سرشار از انرژی داشته باشید هیچ وقت دیر نیست.

 

مطالب مرتبط: 

فعال بودن و نبودن کودک درون چه تأثیری در زندگی ما دارد؟

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا