ازدواج و خانواده

بایسته های حقوقی خانواده سلامت بنیان(۲) فسخ نکاح

متن زیر قسمت دوم بایسته های حقوقی خانواده سلامت بنیان به قلم حجت الاسلام معصوم زاده از اعضای هیات امنا و مسئول کارگروه گفتمان معنوی موسسه می باشند:

قبلا گفته شد در چند سال گذشته بنا به دلایلی که چندان هم پوشیده نیست ، آمار طلاق در کشورمان رشدی فزاینده و غیر متناسب با آرمانهای کشور پیدا کرد. فزونی غیر منطقی طلاق در یک کشور می تواند گویای وجود عیوب مبنایی و سیستمیک در آن جامعه باشد. و بی شک کاهش طلاق در یک جامعه ، خبر از آغاز رشد فرهنگ و تدبیر در آن جامعه خواهد داد. از این روی هرگونه تلاش سازنده ای که منجر به کاهش فقرات طلاق در کشور گردد امید را در جامعه می افزاید و ممدوح است. حتی اگر این تلاش منجر به رفع اختلاف بین زوجین هم نشود اما کمکی به تداوم جامعه ای به نام خانواده کند حتی اگر همراه با وجود برخی اختلافات باشد باز هم پسندیده است. به بیان دیگر ، بقای یک جامعه که اعضای آن اختلافاتی باهم دارند ، بهتر از پاشیده شدن آن جامعه است. از این روی ،برای بالیدن به جامعه ی بزرگی چون کشور خود ، ابتدا باید اندیشید که در حفظ جامعه های کوچک موجود در آن کشور یعنی خانواده چقدر موفق بوده ایم. یک کشور را می توان به کندوی عسلی تشبیه کرد که خانواده ها در آن نقش کاملا سازنده و به مثابه لانه ای چند ضلعی ایفا می کنند. ملکه ی کندو برای حفظ تمامیت کندو ، از بقای تک به تک لانه ها دفاع می کند. آنان که با زندگی بی بدیل و پر از مسوولیت پذیری زنبور عسل آشنایند مناظر شگرفی از جامعه پذیری و دغدغه مندی این جامعه ی سالم و منظم تعریف می نمایند. وقوع مخاطره ای در یکی از لانه ها ، موجب توجه ، نگرانی و دغدغه ی مدافعان کل کندو می شود. اینگونه نیست که لانه ها آلوده باشند اما کندو سالم مانده باشد. هر زنگ خطری از گوشه ای از آشیانه که به گوش رسد موجب واکنشی فوری و مسوولانه می گردد. اگر در جامعه ی ما هم به افزایش طلاق بعنوان زنگ هشدار نگریسته می شد ، و اگر در جامعه ی ما نیز به سان جامعه ی زنبوران عسل ، کلیه ی هشدارها جدی گرفته شود ، آنگاه به مقوله ی طلاق ، فقط بعنوان یک واقعه ی خصوصی و خانوادگی نگریسته نخواهد شد. رشد صعودی طلاق ، خبر از یک ساختار و یک زنجیره ی به هم پیوسته ای می دهد.

اکنون برای کاهش آمار طلاق لازم است طرحهایی بلند مدت و دیر بازده از قبیل کار روی مدارس و مهد کودک ها آغاز نمود. و نیز طرحهایی ضربتی و کوتاه مدت و زودبازده از قبیل بازنگری در برخی قوانین و وضع یکسری مقررات و نیز یادآوری برخی تکنیکها و روشهای جایگزین اجرا کرد.

بهمین جهت و از آنجا که گفتیم باید به دنبال جایگزینهایی برای طلاق بود ، چندی پیش در موسسه خانواده ی سلامت بنیان، بحث طلاق موقت و کنترل شده و جداییهای فعال را مطرح کردیم.

هم اکنون برآنیم تا برخی دیگر از مواردی که موجب انحلال نکاح می شود اما طلاق محسوب نمی شود را بررسی نماییم.

یادآور می شویم یکی از عوامل عمده ای که باعث رشد غیر معقول طلاق می گردد ، این است که زن ایرانی راهکاری جز طلاق را نمی شناسد. گویی قانون ، جامعه ، فامیل ، مسوولین ، رسانه ها ، فیلمها و … همه به زن ایرانی با زبان بی زبانی می گویند : ” برای رفع اختلاف با همسر ، فقط یک راهکار جدی برایت پیش بینی شده و بس : طلاق ” .

بلحاظ روانشناسی ، تنها همین باور اشتباه باعث افزایش استرس زن گشته ، او را بیشتر ترغیب به فکر کردن به طلاق می کند.

یقینا اگر زن و مرد بدانند غیر از طلاق چه حق انتخابهای دیگری دارند ، باعث می شود تا به آن راهکارهای جایگزین نیز بیاندیشند و همین اندیشیدن صرف ، باعث کاهش ولع و میل به سمت طلاق می شود.

به همین منظور برآنیم تا یکی دیگر از اموری که انحلال ازدواج را در پی دارد اما طلاق نیست را از منظر حقوقی بررسی نماییم البته نیاز به توضیح نیست که قصد ما ترویج جدایی نیست ، بهرحال هرگونه متارکه و جدایی مذموم است اما آنچه مطرح است این است که صرف آشنایی درست خانواده ها با مضامین حقوقی و روانشناسی ، خود باعث تصمیم گیری بهتر و احیانا کاهش آمار جدایی های عجولانه می گردد.

فسخ عقد و فرق آن با طلاق

طلاق واقعه ایست که انجامش دارای تشریفات خاص است. اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (که البته یافتن شاهد عادل ، خود مساله ای جدی است و در جای خود نیاز به بحث طولانی و احتیاط دارد)

اما فسخ نکاح مرتبط با زمانی ست که عیوبی در یکی از زوجین باشد و به خواست صاحب حق انجام می‌پذیرد اعم از زن یا مرد.

وقوع طلاق در صورتی درست خواهد بود که شرایطی در زن از نظر فیزیولوژیکی و… محقق شود . اما به استناد فقه و قانون مدنی، رعایت همه ی این قواعد در فسخ عقد ، ضروری نیست.

در عقد ازدواج، به خلاف سایر عقود ، طرفین نمی‌توانند حق فسخ را بطور مطلق برای خود در نظر بگیرند بلکه تنها وجود یکسری عیوب از قبیل جنون و… که بطور صریح درقانون ذکر شده امکان فسخ را ایجاد می کند . به عبارتی می توان فهمید که شارع مقدس ، بقا و دوام خانواده را تا جای امکان خواهان است و میلیاردها میلیارد سرمایه گذاری مالی و مقادیر بسیار فراوان سرمایه گذاری های عاطفی که بر سر تشکیل خانواده ها صرف می شود نیز اقتضای همین را دارد که تا ممکن است از بقای خانواده دفاع شود.

در عین حال شارع مقدس، برای جلوگیری از ضرر و حرج زنان و مردانی که در معرض برخی مشکلات واقع می شوند، مواردی را معین کرده است که افراد می توانند به فسخ نکاح خود اقدام نمایند اعم از اینکه زن باشند یا مرد.

البته این امکان برای زنان ، فراهم تر است چون عیوب موجود در زن فقط در حالتی موجب امکان فسخ است که آن عیوب هنگام عقد نیز بوده باشد اما برخی عیوب هرگاه بعد از عقد هم در مرد شود موجب فسخ برای زن خواهد بود(مستندا به مواد آلی ۱۱ ۲۵ قانون مدنی) ضمن اینکه در همه حال مهریه ی زن اجمالا بر جای خود محفوظ است.

در هر صورت فسخ ، یکی از موارد انحلال ازدواج است و وجود این حق هم برای زن و هم برای مرد، می تواند اسباب آرامش فکری زنان و مردانی باشد که اضطراب ناشی از ناتوان انگاشتن خود در پایان نکاح ، آنان را مشتاق تر به انجام هر چه سریعتر طلاق می نماید.

فسخ عقد با طلاق مشابه و در عین حال متفاوت است :

ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی، می گوید : در فسخ نکاح ، رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

طبق مواد ۱۱۳۳ الی ۱۱۳۶ قانون مدنی طلاق نیاز به صیغه ، حضور شاهدان عادل ، بلوغ ، عقل ، قصد ، اختیار و تنجیز ( قطعیت) دارد اما فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد. ماده ۱۱۴۰ الی ۱۱۴۲ قانون مدنی طلاق را در صورتی صحیح می داند که شرایطی خاص از نقطه نظر فیزیولوژی و بارداری و … در زن موجود باشد.

ولی به مدلول ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی، می توان اینگونه فهمید که رعایت این ترتیبات در فسخ نکاح شرط نیست.

قبل از اجرای طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شود اما فسخ عقد ، نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و برنامه ای در زمینه ی صلح بین زوجین و ارجاع به داوری ندارد.

بموجب ماده ۱۱۳۹ ، طلاق ، مختص نکاح دائم است و در مورد ازدواج موقت چیزی با عنوان طلاق بطور کلی وجود ندارد. اما موارد فسخ ، هم در نکاح دائم و هم موقت مطرح است.

طلاق عملی یک جانبه است در حالی که فسخ می تواند توسط شوهر و یا توسط زن واقع شود.

در طلاق ، بعضاً شوهر می‌تواند در زمان عده به ادامه ی ازدواج برگردد ، اما در فسخ نکاح امکان رجوع نیست. البته تشکیل دوباره خانواده با ازدواج جدید امکان پذیر است.

شایان ذکر است فسخ عقد هر تعداد که رخ دهد، باعث حرمت نیست اما سه بار طلاق اجمالا باعث حرمت زن و شوهر برهم می شود.

با بررسی این تفاصیل می توانیم اینگونه جمع بندی کنیم که : هم فسخ عقد و هم طلاق، موجب پایان ازدواج شده و از این جهت مشابه اند اما از نظر تشریفات و افزایش اختیارات زن باهم متفاوتند.

جای نگرانی نیست

اینکه خیلی از وکلا می گویند خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد، بعد از اطلاع از داشتن این حق، نکاح را فسخ نکند، خیار او ساقط می‌شود، صحیح است اما شرط است که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشیم. بنابراین نباید وجود حق فسخ تشویقی برای تعجیل در جدایی شود.

ضمن آنکه تشخیص مدت زمانی که برای امکان استفاده از حق فسخ ، مورد نیاز است، به نظر عرف و عادت بستگی دارد (مستفاد از ماده ۱۱۳۱ قانون مدنی).

برچسب ها

دکتر شیخ

دکتر علی شیخ الاسلامی پزشک عمومی فارغ التحصیل دانشگاه تهران و دکترای روانشناسی دارند. ایشان بعنوان مشاور خانواده و ازدواج و درمانگر مشکلات و اختلالات جنسی از سال 1386 فعالیت دارند. سایت www.doctorsheikh.com سایت شخصی ایشان می باشد که در آن به آموزش مسایل جنسی و پاسخ به سوالات جنسی می پردازند.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا